
کتاب "مسوولیت و اخلاق حرفه ای خبرنگاران جمهوری اسلامی (مبانی نظری و آیین نامه)" نوشته کامبیز نوروزی از سوی دفتر پژوهش و بررسی های خبری ايرنا منتشر شده است.
در مقدمه این کتاب آورده شده است: "گردش اطلاعات، و به عبارت دقیق تر، گردش آزاد اطلاعات از جمله پرچالش ترین مباحث جوامع امروزی دنیاست. ارتقای بی سابقه فن آوری رسانه ای و به تبع توسعه و گسترش دامنه فعالیت رسانه ها، مباحث متعدد و متنوعی را در حوزه های مختلف گردش آزاد اطلاعات پیش کشیده است.
در کشورها و جوامعی که گردش آزاد اطلاعات، به تبع ساخت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از قدمت و سابقه طولانی تری برخوردار بوده و به دوام و قوام لازم دست یافته است، اصول و قواعد حرفه ای حاکم بر این حوزه، به اندازه ای از نهادینگی و روشنی رسیده است که همه آنها مورد قبول و وفاق نهاد های مختلف اجتماعی و سیاسی و حرفه ای است. بر اساس همین اصول و قواعد حرفه ای جریان آزاد اطلاعات تنظیم و تنسیق شده و دامنه آزادی و مسوولیت عوامل مختلف موثر در تولید و عرضه اطلاعات تعریف می شود.
نبود وفاق عمومی بر سر این نوع تفاهم بنیادین، مانع از شکل گیری یک نظام حقوقی و اخلاقی واحد در حوزه گردش آزاد اطلاعات است. نظامی که هم مورد قبول شاغلان و فعالان انواع موسسات فعال در تولید و عرضه اطلاعات در کشورهایی که شکل گیری جریان آزاد اطلاعات در آنها جوان و نوپاست، این نقیصه با مشارکت عمومی در طول زمان رفع می شود.
استخراج و استنباط و تدوین معیارهای حرفه ای از جمله اقداماتی است که برای تثبیت و نهادینگی یک نظام گردش اطلاعات "آزاد" و "مسوول" ضروری است و با اهمیت کارشناسان این مهم تحقق یافته است."
کتاب حاضر از شش فصل تشکیل شده که عناوین آنها به شرح زیر است:
ـ تولید و عرضه اطلاعات
ـ استثناهای اصل آزادی جریان اطلاعات
ـ سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و گردش آزاد اطلاعات
ـ حق انتشار خبر
ـ معیارهای مسوولیت حرفه ای خبرنگاران ایرنا
ـ آیین نامه شورای مشورتی ترویج مسوولیت حرفه ای خبرنگاران ایرنا
نویسنده: کامبیز نوروزی / ناشر: انتشارات سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ـ ۸۲۹۲۳۴۵۱ / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۶۴ / قیمت: ۴۰۰۰ ریال
رفته بودم چاپخانه ظفر برای یه کار چاپی. کنار ماشین های مدرن چاپی، یه بخش نوستالژیک سربی هم بود، با چیزایی مثل رانگا، اشپون، ورساد، گروبلی، گارسه و شیپسی و... آقای اسماعیل وکیلی مسوول این قسمت بود، شروع کردیم با هم به صحبت کردن و طرف ما رو پاک برد به روزهای سربی، به روزهایی که روزنامه های سربی چیده می شدن، بوی سرب تو مشامم پیچید، یادم افتاد که صبح ها یه بطری شیر سهمیه داشتیم تا مبادا غبار سربی که توی فضای حروف چینی و تحریریه بود، برامون سرطان به ارمغان بیاره، یاد ریخت و قیافه ماشین های حروف ریزی اینترتایپ سربی افتادم، یاد روزهایی که خواب و خیال زرنگار و کوارک و پیج میکر هم نبود، یاد روزهایی افتادم که کشیده تر کردن حتی یه حرف توی رانگا یه دردسر درست و حسابی بود مثل امروز نمی شد چیزی رو به راحتی cut & past کرد! جا به جا کردن خود رانگا هم آدابی داشت و آدم های قلدری رو طلب می کرد. شاید یکی از دلایل منضبط بودن نسل سربی همین نکته بود که هر اشتباهی می بایستی با به جون خریدن کلی دردسر رفع می شد، بنابراین هر کی به شدت مراقب بود که هرگز اشتباه نکنه. یه چیز عجیب دیگه که باید کاملا برات جا می افتاد وارونه خوندن حروف پای صفحه بود. حروف توی صفحه وارونه می نشست تا ازش در اشتروتوپی زینک بسازن و ببندن به ماشین. خلاصه روزگاری بود که با سرعت برق و باد ریخت توی شکم کارد خورده این کامپیوتر های بی معرفت، لوس و ننر، ولی خب بسیار هم موثر و کارا. کامپیوتر ها یه نسل قلدر، بامعرفت، سخت کوش و لوطی رو عین بولدوزر ریختن توی حومه سرد و تاریک حافظه ها، هیچ وقت آقا اژدر یادم نمی ره دستاش یه پاورساد بود، انگار انگشتاش چشم داشت که این جور تند و سریع حروف رو از توی گارسه بر می داشت، آقا یعقوب، عباس آقا رضایی، اصغر آقا و آقا مرتضی شادمانی، آقا مرتضی شیرازی، آقا مهدی ایزدیار، آقا جلال و... جز اصغر آقا که الان چاپخونه شادیران رو داره و دو تا از مرتضی ها که هنوز با روزنامه ها هستن، بقیه رو نمی دونم کجان، دست کامپیوترا درد نکنه!.....
آقا اسماعیل با شوق و ذوق گروبلی های خوشگل خودش را به رخم می کشید و هرازگاهی هم آهی می کشید و می گفت حیف و دیگه توضیحی هم نمی داد. آقا اسماعیل برام تعریف کرد که چطور یه شب یه پسر جوون دو بار رانگای صفحه اول یه روزنامه رو ریخته و همه دوباره مجبور شدن صفحه اول رو با اون همه مرارت و سختی دوباره بچینن و ببندن، آقا اسماعیل می گفت پسره وقتی بار دوم رانگا رو انداخت، بچه ها از توپخونه تا سر خیابون استخر دنبالش کردن تا بزننش ولی خب پسره در رفت و رفت.
آقا اسماعیل هنوزم انگار از اون پسره دلخور بود، چون قیاف اش وقتی از اون ماجرا حرف زد، بدجوری تو هم رفت! من بی اختیار چند تا از گروبلی های آقا اسماعیل رو که هنوز تو دستم بود با احتیاط توی گارسه گذاشتم و از گارسه و اسماعیل خان فاصله گرفتم!
*یادداشت دکتر یونس شکرخواه در شماره نهم هفته نامه بزرگراه فناوری
"هنوز وقتى روزنامه اطلاعات روى ميز كارم قرار مى گيرد ياد دوره كودكى و نوجوانى ام مى افتم. ياد روز و روزگارى كه در چشم من روزنامه همان اطلاعات بود. در دهه ۶۰ تعداد روزنامه هاى كشور محدود بود و شمارگان آنها معدود. بيش از پنج روزنامه (اطلاعات، كيهان، جمهورى اسلامى، رسالت و ابرار) منتشر نمى شد و از اين پنج تن هم رقابت محدود به اطلاعات بود و كيهان كه به راحتى گير نمى آمد و تنها با آبونمان و پرداخت پيشاپيش اشتراك به دكه ها امكان تهيه منظم آن وجود داشت والاحتى براى خريد تنها مجلات ورزشى موجود (كيهان ورزشى و دنياى ورزش كه اتفاقاً توسط دو روزنامه بزرگ كيهان و اطلاعات چاپ مى شد) بايد در صف مى ايستاديد. من اما با لطف پدرم روزنامه خوان شدم. هنوز وقتى روزنامه اطلاعات را مى خوانم به ياد مرحوم يونس بهراميان مى افتم و صداى چرخ و ركاب دوچرخه اش كه ساعت ۷ صبح قبل از آن كه راهى مدرسه شوم روزنامه اطلاعات را براى پدرم به خانه مى آورد..."
[یادداشت محمد قوچانی به مناسبت هشتادمين سال انتشار روزنامه اطلاعات]
در همین زمینه:
خانه اهل فرهنگ ـ عطاءالله مهاجرانى
زنده باد اطلاعات ـ سعید لیلاز
در حسرت بنگاه هاى مطبوعاتى ـ احمد بورقانی
گزارشى از ساختمان مؤسسه اطلاعات؛ پنج طبقه فرهنگ ـ محمد رهبر
بود و نبود نقد در روزنامه اطلاعات ـ احمد زیدآبادی
بيزار از هياهو ـ گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمود دعايى
با "اطلاعات" تا هميشه ـ فرهاد سپه رام
اطلاعات و كيهان، دو رقيب ـ زهره خوش نمک
"در سال ۱۹۹۱ بود كه با راه اندازى كانال تلويزيونى مركز خاورميانه mbc موج جديد رسانه هاى عربى به جريان افتاد و فتح بابى براى سرمايه گذارى ها در اين زمينه شد. رسانه هايى كه اكنون به مهمترين محل سودآورى در بازار تجارت تبديل شده اند. در اقدامى جالب مجله فوربس عربى توانست با احتساب سرمايه هاى اوليه موسسات رسانه هاى گروهى، سوددهى، حجم آگهى هاى دريافتى و همچنين عدد بينندگان آنها ليستى از كانال ها و مالكين آنها را ارائه دهد. به طورى كه هم اكنون تعداد ۲۰۲ كانال تلويزيونى عربى از ماهواره پخش مى شوند كه ۱۲۰ كانال آن رايگان و سه كانال آن به نام هاى ART، اوربيت، شوتايم كارتى هستند [كه هر كدام از اين سه داراى چندين شبكه هستند] اما آنچه كه موجب نگرانى است عدم حضور متخصصان رسانه ها در اين ليست و سلطه شاهزاده ها، تجار و مردان سياسى بر رسانه هاى گروهى منطقه است..." [کامل]
"دكتر نعيم بديعي متواضعانه خود را يك استاد معمولي كه در سايه دكتر معتمدنژاد قرار دارد، ميداند ولي پدر علوم ارتباطات ايران همواره در صحبتها، نوشتهها و مقالات خود از او به عنوان همكار و يار ديرينهاش ياد ميكند.
دكتر نعيم بديعي، فرزند جعفر بديعي، مدير مجله كيهانبچهها در زمان مديريت مرحوم مصباحزاده در موسسه كيهان است كه با بورس اين موسسه، دورههاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي روزنامهنگاري را در آمريكا گذراند و پس از فارغالتحصيل شدن از دانشگاه ايلينوي جنوبي به ايران بازگشت و به عنوان عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي مشغول فعاليت شد.
بسياري از استادان امروز ارتباطات ايران با افتخار، خود را شاگرد وي ميدانند. دانشجويان روزنامهنگاري از او به عنوان مسلطترين استاد "روش تحقيق" در ميان استادان روزنامهنگاري ياد ميكنند. روش "كيو" در ايران با نام وي شناخته ميشود.
كار و مقاله مشترك او با "والتر وارد" در مورد ارزشهاي خبري در بسياري از كتابها، مجلات و نشريههاي بينالمللي بازتاب داشته است و كتاب "روزنامهنگاري نوين" او كه با همكاري حسين قندي نوشته شده است، به عنوان يكي از منابع اصلي رشته روزنامهنگاري شناخته ميشود.
دكتر بديعي پس از ۳۰ سال فعاليت و تدريس در دانشگاه علامه طباطبايي، در آستانه ورود به هفتمين دهه زندگي خود، امسال تقاضاي بازنشستگي كرد و روز پنجشنبه، بيستونهم تيرماه، ايران را به مقصد آمريكا ترك كرد. چند شب قبل از ترك ايران، تعدادي از دوستان، همكاران و شاگردان دكتر بديعي در ضيافت شامي به افتخار وي شركت كردند..." [ادامه]
دكتر حسن نمکدوست تهرانی: "... آنلاين بودن يعني رها شدن از مرز زمان و مکان، يعني شما از هر کجا که اراده کنيد بتوانيد توليدکننده باشيد و در هر کجا که بخواهيد مصرفکننده باشيد و در هر لحظه که اراده کنيد بتوانيد محتوا را تغيير دهيد.
روزنامهنگاري آنلاين يک خصوصيت مهم ديگر هم دارد؛ در روزنامهنگاري آنلاين هر متني را در بافت جهاني خودش، در فضاي هايپرتکست قرار ميدهيم؛ يعني متن با ميليونها متن ديگر که راجع به آن موضوع در فضاي وب وجود دارد، پيوند ميخورد.
امکان ديگري که روزنامهنگاري آنلاين به ما ميدهد، تعامل بر خط و تعامل همزمان است. وقتي شما مطلبي را در روزنامه چاپ ميکنيد، دستكم يك روز بعد مخاطبتان به مطلب چاپ شده در نشريه واکنش نشان ميدهد. در حالي که در روزنامهنگاري آنلاين همان لحظه مخاطب ما اين امکان را دارد که به خبر نکتهاي بيفزايد يا آن را تصحيح کند. بنابراين مخاطب ميتواند در جريان تعامل در لحظه هم قرار بگيرند. البته امکان تعاملي بودن در رسانه کاغذي هم وجود دارد؛ اصلاً ما بدون تعامل، کار رسانهاي نميکنيم، اما آنچه مهم است سرعت اين تعامل است که نسبت به رسانههاي آنلاين کندتر است.
امکان ديگر اين رسانه در پس کلمه "سايبر" نهفته است؛ سايبر بودن اين امکان را ميدهد که روزنامهنگاري ما مولتيمديا باشد، يعني تنها متکي به متن نباشد و ما بتوانيم در اين فضا از امکانات ديگري همچون صدا، تصوير و گرافيک نيز بهره ببريم. بنابراين روزنامهنگاري سايبر، روزنامهنگاري کاغذياست به اضافه اين امکانات و مختصات...
تعريف خبر در محيط سايبر هيچ تفاوتي با تعريف خبر در محيط کاغذي ندارد. سبکهاي خبرنويسي در روزنامهنگاري آنلاين هيچ تفاوت قابل ملاحظهاي با سبکهاي خبرنويسي در روزنامهنگاري کاغذي ندارد.
هنوز هم سبک هرم وارونه از جمله مهمترين سبکهاي خبرنويسياست. تيتر زدن، سوتيتر زدن و شرح عکس نوشتن هيچکدام با روزنامه چاپي تفاوتي ندارد. من با تمام جست و جوهايي که کرده ام تا به حال به کتاب با منبعي برنخورده ام که به ما بگويد ويژگي و مختصات مصاحبه اينترنتي اين است و تفاوت آن با مصاحبه در روزنامه کاغذي در اين چند نکته است...
يکي از جاهايي که ما ميتوانيم روزنامهنگاري را فرا بگيريم، خود روزنامهنگاري دنياست. در روزنامهنگاري امروز دنيا ما از اين کارها نميبينيم. يک چيزي خودمان درست مي کنيم و اسمش را ميگذاريم سافتنيوز. اما وقتي مي پرسيم که سافتنيوز چيست، تکنيکش چيست و بياييد به ما آموزش دهيد شمار اندکي هستند که ميدانند موضوع اساسا چيست. ببخشيد که من اينقدر تند حرف ميزنم، اما ميخواهم بگويم اين حرفها را کساني نميزنند که درگير روزنامهنگاري دنيا هستند...
ببينيد سافتنيوز خبري است که دو وجه دارد. يک تکيهگاه سافت متکي به عنصر "عجيب و جالب توجه" بودن آن است و ديگري ظرفيت زماني طولانيتر آن براي انتشار. کجا گفتهاند که ما حق داريم هر خبري را سافت تنظيم کنيم، استفاده کنيم. ظرف زماني سافت بلندتر از هارد است. سافت خبر هفته قبل تا هفته بعد است. ما چطور حق داريم خبر مذاکرات هستهاي را به شکل سافت تنظيم کنيم. کجاي دنيا چنين کاري را با يک خبر جدي ميکنند..." [کامل]
دكتر كاظم معتمد نژاد: "... پس از انقلاب برخوردهاي خوبي با تكنولوژيهاي ارتباطاتي انجام نشده است از جمله رفتارهايي كه با ويدئو و ماهواره شد. در اين سالها با آن كه اينترنت رشد كرده، اما محدوديتهاي غيراصولياي با آن ميشود..." [متن]
سید فرید قاسمی: "... اولين سالنامه چاپي در ايران در سال ۱۲۹۰ قمري به دستور مشيرالدوله (ميرزا حسين خان قزويني ملقب به سپهسالار) صدراعظم وقت و به مديريت محمدحسن صنيعالدوله (كه بعدها اعتمادالسلطنه لقب گرفت) در دوره ناصرالدين شاه منتشر شد. در اين سالنامه تقويم سال، تطبيق سال مسيحي با سال قمري، رويدادها و اختراعهاي مهم جهان، نامنامه و مناصب سلاطين قاجار، معرفي تشكيلات دربار و به طور كلي سازمانهاي دولتي، آمار جمعيت ايران و شهرهاي معتبر جهان و مطالبي از اين دست را ميتوان خواند. اين سالنامه به خط نسخ و چاپ سنگي است. قيمت تك شماره آن نيز پنجهزار دينار است. دو تصوير هم در مجموع ۱۹۸ صفحه سالنامه ديده ميشود. تصويرهاي ناصرالدين شاه و ميرزا حسين مشيرالدوله صدراعظم وقت...
سالنامهنگاري مثل بسياري پديدههاي ديگر منشأ شرقي دارد. نگارش سالنامه قبل از ورود كاغذ و چاپ در ايران معمول بوده، به عنوان مثال كتزياس پزشك نامي و از خويشان بقراط در يكي از آثار يوناني با نام پرسيكا از سالنامههاي رسمي ايراني به عنوان يكي از منابع خود ياد كرده، خب بعدها غرب لابد به تقليد از شرق سالنامهنگاري را شروع كرده، به گمانم سالنامهنگاري از ايدههاي شرقي است...
مهمترين سالنامهها، سالنامه ايران، سالنامه كشور ايران، سالنامه دنيا، سالنامه پارس و سالنامه آريان است. اين پنج سالنامه به علت دوام انتشار، ذهنيت سالنامهنگارانه گردانندگانشان از مراجع بيبديل تاريخ معاصر ايران هستند. سالنامههاي اطلاعات سال و كيهان سال در مرتبه بعدياند. از ميان سالنامههاي دولتي نيز سالنامه وزارت معارف، اوقاف و صنايع مستظرفه و نيز سالنامههاي مركز آمار ايران جايگاه ويژهاي دارند..." [کامل]
دکتر يونس شكرخواه: "... ما خيال ميكنيم رسانهها هر كاري كه دلشان ميخواهد ميتوانند با مخاطب انجام دهند. بنابراين فكر نكنيد رسانهها ميتوانند هر كاري كه ميخواهند با مخاطب انجام دهند. اصلا اين جور نيست چون اگر اين گونه بود آن وقت برجستهترين روزنامهنگار دوره جنگ عراق و آمريكا، يك وبلاگنويس ناآشنا به نام "حسن راعد" معرفي نميشد و يا ماجراي مونيكا لوينسكي و كلينتون را يك پسربچهاي كه از دبيرستان اخراج شده بود، دامن نميزد. اين را بايد بگويم كه ديگر سيطره امپراتوري رسانهها شكسته شده و پايان يافته است. از اين نظر قواعد دنياي رسانهاي كاملا عوض شده است..." [کامل]
رويداد بزرگي نظير جام جهاني مي توانست اينترنت را از پا درآورد؛ اما اينترنت زنده ماند و امتحان پس داد. ارسال ميليون ها عكس و فيلم به سرور ها، تبادل پيام هاي پياپي در فروم ها و چت روم ها، پخش زنده بازي ها روي وب و در نهايت اشغال پهناي باند، حتما پيش از آغاز جام جهاني به كابوسي پيوسته براي مديراني تبديل شده بود كه خواب و خوراكشان در بزرگراه هاي اطلاعاتي سپري مي شد؛ آن ها حالا نه تنها ديگر نگران توبيخ نيستند بلكه دارند اين تجربه شيرين را مزه مزه مي كنند. آن ها دست كم حالا مي توانند بگويند اينترنت؛ اين بزرگ ترين ابزار ارتباطي انسان معاصر مي تواند از نظر سرويس دهي سنگين ترين سرويس ها را نيز تحمل كند و به پايان برساند.
نكته جالب اين جا بود كه مديران شبكه هاي وب نگران اين بودند كه هم زماني بازي ها با ساعات اداري، ترافيك وب را به اوج خواهد رساند و خطر از دسترس خارج شدن سايت ها به خصوص در مكان رقابت ها يعني در اروپا وجود دارد.
اما اين نگراني در واقع يک چهره ديگر هم داشت: خطر از كار افتادن سرويس هاي تجاري و اقتصادي نظير بانک ها و مراكز مالي در اثر به كارگيري فشرده و هم زمان امكانات ويدئویي در وب.
در هر حال استقبال آنلاين ها از بازي ها به حدي بود كه حتي سايت كسالت بار اما كاربردي فيفا كه ۵۰ سردبير از ۲۰ كشور روي آن كار مي كردند و ياهو هم آن را پشتيباني مي كرد؛ اعلام كرد ركورد تعداد بازديد هاي كاربران از سايت رسمي جام جهاني شكسته شده است. آن ها در همان هفته اول بازي ها اين ركورد شكني را به دنيا اعلام كردند كه طي هفته اول مسابقات بيش از يك ميليارد بازديد از سايت انجام شده است و اين درحالي بود كه كل بازديدكنندگان سال ۲۰۰۲ اين سايت در كل دوران بازي ها كمي بيشتر از دو ميليارد بود.
راستي امسال اولين سالي هم بود كه ۳۱ ميليون كليپ ويدئويي فيفا؛ رايگان در دسترس كاربران اينترنت قرار گرفت.
اما به جز سايت فيفا و صدها سايت ريز و درشت ديگر، من از زنده بودن اين فروم زير خيلي لذت بردم. حالا كه بازي ها تمام شده سري به اينجا بزنيد و نوستالژي جامجهاني ۲۰۰۶ را حفظ كنيد: www.fbtz.com/forum
*یادداشت دکتر یونس شکرخواه در شماره هفتم هفته نامه بزرگراه فناوری
دکتر اعظم راود راد: "آگهی تجارتی مخصوص تلویزیون های خصوصی است و تلوزیونی که جنبه دولتی دارد با اهداف اقتصادی نباید سراغ آگهی های تجارتی برود... پخش آگهی تجارتی تنها در صورتی در تلویزیون مجاز شمرده می شود که معرفی کالا تنها با اهداف اطلاع رسانی در مورد فرآورده ها و محصولات جدید صورت پذیرد..." [متن]
دکتر میرجلال الدین کزازی: "زبان و فرهنگ رسانه ای دشمنی خانگی است... یکی از سرچشمه های دشواری و گرفتاری کنونی ما در زبان همین رسانه هایند؛ به ویژه رسانه های دیداری و شنیداری که بیشترین کارآیی و اثرگذاری را در مردم دارند. من بارها گفته ام که رسانه به تیغی دو دم می ماند؛ هم می تواند بسیار زیانبار و گزندرسان باشد؛ زبان و فرهنگ بومی را آسیب برساند و هم می تواند بسیار کارساز و سودمند باشد و زبان و فرهنگ ملی را یاری برساند و نیرو ببخشد، بسته به این که چه شیوه ای را در رفتار بر می گزیند..." [متن]
"... يك سؤال هميشگي تحقيق در تأثيرات رسانهها اين است كه آيا نمايش خشونت رسانهاي باعث افزايش سطوح پرخاشگري و خشونت در افراد جوان ميشود يا خير؟ برخي كارشناسان مانند رول هاوسمن، استاد دانشگاه ميشيگان استدلال كردهاند كه شواهد ۵۰ ساله نشان ميدهد كه نمايش خشونت رسانهاي باعث ميشود كه كودكان به طور پرخاشگرانه رفتار كنند و اين تأثيرات سالها بعد، در دوران بزرگسالي نيز باقي ميماند. ديگران مانند جاناتان فريدمن از دانشگاه تورنتو معتقدند كه شواهد علمي به آساني نشان ميدهند كه تماشاي خشونت نه در مردم خشونت ايجاد ميكند و نه نسبت به آن حساسيتزدايي ميكند..." [کامل]
كتاب "مصاحبه حرفهای؛ آموزش فنون مصاحبه برای رسانه" تاليف دکتر احمد توكلی و احسان بخشنده منتشر شد.
مصاحبه حرفهای كتابی است كه با نگاه به متون جديد مربوط به اين حوزه تاليف و ترجمه شده است. اين كتاب، علاوه بر آنكه تنوع منابع را مورد توجه قرار داده، (۱۰ كتاب خارجي و ۱۵ متن برگرفته از سايتهای آموزشی) سعی كرده است با زبانی ساده، يکدست و روان، روزنامهنگاران و دانشجويان اين رشته را با تازهترين مباحث روز آشنا كند.
در قسمتی از پیشگفتار این کتاب آمده است: "... اگر پای صحبت خبرنگاران كار كشته و با تجربه بنشینید آنها می توانند ساعت ها برای شما داستان هایی از خرابكاری خود یا همكارانشان بازگو كنند. داستان هایی كه ناشی از ناآگاهی و كارنابلدی خبرنگار یا ایجاد شرایطی ناخواسته و غیر قابل كنترل بوده است كه توسط محیط یا مصاحبه شونده به آنها تحمیل شده است. مصاحبه هایی كه خبرنگاران را به دادگاه كشانده است. مصاحبه هایی كه در همان شروع به دلیل طرح یک سوال ناشیانه از سوی مصاحبه شونده پایان یافته است. مصاحبه هایی كه به دلیل ضبط نشدن قابل انتشار تشخیص داده نشده است. و یا به دلیل آن كه دستگاه ضبط صوت آن را ضبط نكرده و خبرنگار نیز به اتكای ضبط، یادداشت نكرده، چیزی برای انتشار توی دست اش نداشته است...
حالا كجایش را دیده اید؟ این تنها یک بخش كار است. گیریم كه همه چیز بر وفق مراد شما پیش رفته است و مصاحبه شونده ای رام در اختیار شما قرار دارد كه همه جوره حاضر است با شما همكاری كند. ضبط شما مثل ساعت سویسی كار می كند و...، اما بدانید، مصاحبه علی رغم ظاهر ساده اش هزار پیچ و خم دارد؛ طراحی سوال های درست، انتخاب سوژه درست، آگاهی داشتن از تكنیک های ارتباطی، داشتن شم خبری، شناخت انواع آدم هایی كه قرار است روبروی ما بنشینند و با ما گفت و گو كنند، فراگیری تكنیک های پردازش و تنظیم مصاحبه و از همه مهمتر دلهره و هراس... خانم "لین باربر" یكی از برجسته ترین مصاحبه كنندگان نشریه هایی چون آبزرور، ساندی تایمز، فلیت استریت، پنت هوس و ایندیپندنت آن ساندی در باره مصاحبه می گوید: "من تلاش فراوانی برای بنیان نهادن نظامی به منظور سازماندهی مصاحبه ها انجام دادم، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم كه در روزنامه نگای تنها نظام موجود، بیم و هراس است."
فكر می كنم تا بحال موفق شده ایم حسابی توی دل شما را خالی كنیم. ولی به نظر، شما نباید خبرنگار مبتدی باشید، كه اگر بودید، كتاب "مصاحبه حرفهای" را انتخاب نمی كردید؛ با این حال امیدوارم خیلی هم نترسیده باشید. مصاحبه در عین سختی هایی كه دارد یک كار هنرمندانه و جذاب است. به ویژه وقتی كه شما یاد می گیرد چطور این تكنیک ها را به كار گیرید و از شم خبری خودتان و زیركی هایی كه لازمه كار خبرنگاری است در تولید و خلق یك گفت و گوی مفید بهره ببرید. آن وقت است كه شما از این هنر مطبوعاتی بی نهایت لذت خواهید برد؛ زمانی كه زنگ تلفن تحریریه به صدا در می آید و یک نفر از آن سوی سیم از شما تشكر می كند و به شما می گوید: "چه مصاحبه خوبی انجام داده بودید، لذت بردم." یا سردبیر، شما را مورد تشویق قرار می دهد؛ شاید آن موقع شما نزد خودتان، یادی از كتاب مصاحبه حرفهای بكنید و لبخندی روی لبانتان بنشیند..."
كتاب حاضر از ده فصل تشكيل شده و مشتمل بر مباحث زیر است:
ـ مصاحبه چيست؟
ـ شيوههای انجام مصاحبه
ـ مصاحبهكننده حرفهای
ـ برنامهريزی برای مصاحبه
ـ رفتار مصاحبهكننده
ـ تنوع مصاحبهشونده
ـ ساختار مصاحبه
ـ برخي الزامات ديگر
ـ مصاحبه راديو ـ تلويزيونی
ـ قدمبهقدم مصاحبه
نویسنده: دکتر احمد توكلی، احسان بخشنده / ناشر: انتشارات ثانیه ـ ۰۹۱۲۳۰۹۵۴۵۱ / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۵ / تعداد صفحات: ۱۷۱ / قیمت: ۱۷۰۰۰ ریال
"يكي از شيوه هاي جنگ سرد بين آمريكا و كشورهايي مثل ايران، استفاده دولتمردان آمريكا از رسانه ها براي پخش و گسترش "اطلاعات" و "اخبار" مورد علاقه سازمان هاي دولتي ايالات متحده در سطح ملي و بين المللي است. اين روند تبليغاتي كه منظور اصلي آن ايجاد رعب، تهديد، تفرقه بين نخبگان و افكار عمومي و در برخي موارد براي دريافت عكس العمل طرف مقابل است از زمان جنگ سرد بين آمريكا و شوروي سابق تا امروز ادامه داشته است. رابطه بين رسانه و روزنامه نگار و منبع "اطلاعاتي" و "خبري" و عقيدتي در اين معادله جنگ رسانه اي با ساختارهاي مالي و سياسي مطبوعات و رسانه ها و يا افرادي كه به عنوان "گزارشگر" به طريق انتفاعي از آن بهره مي برند رابطه مستقيم است. رقابت مالي و اقتصادي رسانه ها براي دريافت "اطلاعات" و "اخبار" و "گزارش هاي" به اصطلاح دست اول و اغلب جنجالي و تمايل شديد برخي از نويسندگان براي كسب شهرت و دريافت جايزه و پاداش و بهره برداري مالي از بازار مخاطبان دو عامل مهم اين جريان ارتباطاتي هستند. عامل سوم از نظر دولتمردان آمريكا مشروعيت و مقبوليت رسانه و يا روزنامه نگار و نويسنده و گزارشگر است..."
[یادداشت پروفسور حمید مولانا در روزنامه کیهان]
"... چهارشنبه صبح به دعوت حوزه معاونت مطبوعات به نشستى دعوت بوديم تا در مورد همين قضايا تبادل نظر كنيم. اول ظهوريان معاون مطبوعاتى ارشاد اصل مشكل را شرح داد: مى خواهيم بدانيم اين خانواده چند نفرى است. امروز مطبوعات زياد داريم؛ خبرگزارى ها و سايت ها و پايگاه هاى اطلاع رسانى هم هستند. اين ميدان چنان شلوغ و پر ازدحام است كه براى ما مشكل مى آفريند. گاهى بايد به اهل مطبوعات كمكى بشود، گاهى سفر خارجى (آخرينش جام جهانى آلمان) و گاهى موارد جدى ترى پيش مى آيد. عده اى زود خبردار مى شوند و معرفى نامه به دست مى آيند. در نتيجه سر روزنامه نگاران واقعى از كلاه محروم مى ماند..." [یادداشت علی اکبر قاضی زاده در روزنامه شرق]
"روزنامهنگاران اگر مشاهده كنند در سازمانهايي كار ميكنند كه به شدت رفتار و منش سودجويانه مورد توجه است، رضايت چنداني از كارشان نخواهند داشت. اما چگونه روزنامه نگاران، برخورد سودمدارانه كارفرمايان را كه بر رضايت شغلي آنها تأثيرگذار است، ميپذيرند؟ روزنامهنگاران معمولاً در صورتي از شغل خود رضايت دارند كه ملاحظه كنند، كارفرمايان براي روزنامهنگاري حرفهاي ارزش قائلند. قطعا نوع اين ارتباطات است كه نقش اصلي اين شغل را تعريف كرده و رقم ميزند. در اين زمينه، مطالعهاي انجام شده كه در شماره بهار 2006 فصلنامه معتبر روزنامهنگاري و ارتباطات جمعي، به چاپ رسيده است..." [بیشتر]
"... اصطلاح سواد اطلاعاتي بعضي اوقات ترجيحا به عنوان اطلاعات مناسب و به طور عموم به عنوان توانايي دسترسي، ارزيابي، سازماندهي و استفاده از اطلاعات در يک تنوع از منابع تعريف شده است براي اين كه كسي داراي سواد اطلاعاتي گردد بايد چگونگي وضوح يک موضوع يا ناحيه اي از دستورالعمل هاي مورد نياز را بشناسد. انتخاب اصطلاحات مناسبي را براي روشني مفهوم يا موضوع مطابق دستورالعمل يک خط مشي جستجو انتخاب كند كه منابع مختلف اطلاعاتي و روش هاي متنوعي كه اطلاعات را سازماندهي مي نمايد فرموله كند. داده هاي جمع شده را براي ارزيابي، تناسب، كيفيت و مفيد بودن تحليل نمايد و به طور صحيح اطلاعات را به طرف دانش سوق دهد. اين شامل يک فهم عميق از چطور و كجا اطلاعات را پيدا كردن مي شود. توانايي قضاوت در اطلاعات هدف دار و محتاطانه مي باشد، چطور بهترين اطلاعات مي تواند به نشان دادن مشكل يا انتشار آن در يک دست كمک نمايد..." [کامل]
"یک صفحه وب، عموما شامل عناصری از قبیل متن، فراپیوند، تصاور و... است. فراپیوند ارتباط بین دو صفحۀ وب یا تنها بین قسمت هایی از یک صفحه را مشخص می کند. شناخت ساختار فراپیوند پایۀ شناخت ساختار ارتباطی وب است، زیرا فراپیوندها در نمایه سازی، بازیابی اطلاعات و رتبه بندی صفحههای وب مورد استفاده قرار می گیرند. اگر وب یک اتومبیل باشد، فراپیوندها موتور آن خواهند بود، زیرا بدون آنها به هیچ جا نم یتوان رفت..." [کامل]
مرتبط: انتظارات در برابر واقعیتها: ویژگی های مورد نظر موتور های جستجو برای تحقیقات شبکه
"بسياري از دولت ها هنگامي كه ناچار شده اند ميان حركت در راستاي ابر بزرگراه اطلاعات يا توقف در كنار گذرگاه هاي فرعي تكنولوژي، يكي را برگزينند، همراه شدن با موج اينترنت را انتخاب كرده اند. اينترنت و ساير فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي علاوه بر مدد رساني به زمامداران جهت رقابت در اقتصاد جهاني، دولت ها را تقويت نموده و آن ها را در زمينه نيل به حكومت كارسازتر كه مدنظر بسياري از رهبران است، همراهي مي نمايند. در برخي از كشورها، از اينترنت حتي براي افزايش شفافيت، كاهش فساد و پاسخگوتر ساختن هرچه بيشتر دولت در قبال شهروندان بهره برداري مي گردد..." [متن]
"رسانههای آمریکا که امروزه بیشترین حجم برنامههای شبکههای ارتباطی جهان را به خود اختصاص داده اند، برآنند تا با دور زدن قوانین محدود کنننده و توسل به هر راهکاری، روز به روز بر دامنه استیلای رسانهای خود بیفزایند. امروزه صنعت رسانه جدای از نقشآفرینیاش در عرصه سیاست و فرهنگ، به صنعتی سودآور برای صاحبان آن مبدل شده است..." [متن]
کتاب "قرائتی نقادانه از آگهی های تجاری در تلویزیون ایران" نوشته حسین پاینده از سوی نشر روزنگار چاپ و منتشر شد.
امروزه تماشای برنامه های تلویزیون بدون تماشای آگهی های تجاری، امکان ناپذیر است. هر کسی که به قصد دیدن هر برنامه ای تلویزیون خود را روشن کند، خواه به منظور دنبال کردن داستان یک سریال تلویزیونی و خواه به منظور تماشای یک مسابقه فوتبال، بی آن که خود خواسته باشد در معرض ایماژ ها و گفتار های دیگر نیز قرار می گیرد که ظاهرا فقط مزیت ها یا برتری های کالایی خاص را به او اطلاع می دهند. هر از چند دقیقه یک بار، برنامه های تلویزیون به مدتی بسیار کوتاه قطع می شوند تا تصاویر این آگهی ها با سرعتی زیاد در برابر چشمان بیننده به نمایش گذاشته شوند. بنا به استدلال کتاب حاضر، آگهی های تجاری ای که بین برنامه های گوناگون از تلویزیون ایران پخش می شوند، نه صرفا ترفند هایی تبلیغاتی برای سوق دادن بینندگان به خرید کالاهایی معین، بلکه از هر حیث برسازننده و مبین ارزش های فرهنگی جامعه امروز ما هستند. به بیان دیگر، گفتمان فرهنگی خاصی در پس این آگهی ها وجود دارد که می توان آن را مورد تحلیل و بررسی قرار داد. آگهی های تجاری تلویزیونی غالبا ساختاری بسیار فشرده دارند و در آن ها از فنون و صناعات ادبی ای که به ایجاز کلام یاری می رسانند به وفور استفاده می شود. علاوه بر این، بسیاری از آگهی ها واجد ساختاری کاملا روایتی هستند و معمولا همه عناصر داستان کوتاه را در آن ها می توان یافت.
کتاب حاضر بر پایه همین مشابهت، دیدگاه جدیدی را درباره نحوه مطالعه درباره آگهی های تجاری پیشنهاد می کند. بر اساس این دیدگاه، ساختار و مضامین آگهی های تجاری را می توان با همان اصطلاحات و روش هایی مورد بررسی قرار داد که به طور معمول در نقد ژانر ادبی موسوم به "داستانک" به کار گرفته می شوند. تحلیل عناصر روایتی آگهی ها و بررسی نحوه هم پیوندی درونی این عناصر به منظور القاء درونمایه، گام نخست در فهم ساز و کارهای ادبی تبلیغات تجاری است. در ادامه همچنین می توان مجموعه ای از رهیافت های نقد ادبی جدید (از قبیل نقد فرمالیستی، نقد روانکاوانه، نقد فمینیستی، نقد مارکسیستی و غیره، با تاکید بر نقد نشانه شناسانه) را برای فهم دلالت های پیچیده فرهنگی آگهی های تجاری به کار برد. پژوهش حاضر با اتخاذ الگوی تحقیقات کیفی مطالعات فرهنگی، صبغه ای کاملا میان رشته ای دارد و از مجموعه ای از نظریه های علوم انسانی به منظور کاوش معنا در آگهی های تجاری بهره می گیرد.
این کتاب از چهار فصل اصلی تشکیل شده است. فصل نخست با عنوان "روش شناسی رمزگشایی" به معرفی شیوه های متداول و برخی از عمده ترین منابع در مطالعات انجام شده درباره آگهی های تجاری تلویزیونی اختصاص دارد. در این فصل، پس از ذکر نکاتی در خصوص تحقیقات اقتصاد محور درباره آگهی های تجاری، دو روش عمده پژوهش درباره تبلیغات (نشانه شناسی و تحلیل محتوا) به تفصیل شرح داده شده اند.
فصل دوم با عنوان "نقد ادبی، رهیافتی بدیل برای رمزگشایی فرهنگی از آگهی های تجاری"، با بحثی درباره دو گروه از آگهی های تجاری (گروهی که در آن ها "پیام" آگهی تصریح می شود و گروه دیگری که در آن ها بازنمایی های تصویری ـ شنیداری و القاء غیرمستقیم "پیام"، جایگزین تبلیغ آشکار می گردد) آغاز می شود و بعد نمونه هایی از هر دو گروه مشروحا مورد بررسی قرار گرفته اند. سپس وجوه اشتراک متون ادبی ای که در تبلیغات کاربرد دارند مورد بحث قرار می گیرند.
فصل سوم با عنوان "دنیای رویاگونه آگهی ها"، شامل قرائت هایی مشروح از طیفی از آگهی های تجاری تلویزیون ایران است. این فصل با تبیین روانکاوانه دیدگاه این پژوهش درباره کیفیات رویاگونه آگهی های تجاری شروع می شود و سپس مجموعه ای از این آگهی ها را حول سه محور (منزلت والای کالا، جذابیت کالای خارجی و برساخته شدن هویت های جنسیتی مردانه و زنانه) را به تفصیل بررسی می کند. مضامین آگهی های بحث شده در این فصل از منظر های نقادانه مختلفی که در نقد ادبی جدید کاربرد دارند، مورد کاوش قرار گرفته اند و کوشیده شده است تا ربط آن ها با گفتمان های مسلط اجتماعی روشن شود.
فصل چهارم با عنوان "جمع بندی و نتیجه گیری"، یافته های این پژوهش را جمع بندی و ارائه می کند.
نویسنده: حسین پاینده / ناشر: نشر روزنگار ـ ۸۸۶۹۶۹۴۹ / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۵ / تعداد صفحات: ۳۱۲ / قیمت: ۴۵۰۰۰ ریال
"هفتهنامه نيوزويک هفتهنامهاي است كه در نيويورک منتشر ميشود و گستره توزيع آن ملي و بينالمللي است. اين هفتهنامه پس از هفتهنامه تايم به لحاظ تيراژ انتشار بزرگترين مجله هفتگي در ايالات متحده است و پس از اين دو با فاصله زيادي هفتهنامه معروف "يو. اس نيوز اند ورلد ريپورت" قرار دارد... نيوزويک كه به زبان انگليسي منتشر ميشود به لحاظ تحتاللفظي به معناي "اخبار هفته" است. اين هفتهنامه در ١٧ فوريه ١٩٣٣ به وسيله "توماس جي. سي. مارتين" كه خود دبير اخبار خارجي نشريه تايم بود، تاسيس شد. سبک مارتين در اين هفتهنامه همان بود كه در تايم رايج بود با اين تفاوت كه او نيوزويک را محدود به خبر نكرد و كوشيد تا علاوه بر درج اخبار ويژه پيرامون رويدادهاي مندرج در اين نشريه، ستونهاي تحليلي با امضاي افراد معتبر ارايه نمايد. اولين شماره نيوزويک به مناسبت نام آن بر روي جلدش هفت تصوير مرتبط با اخبار مهم هفته داشت. در سال ١٩٣٧ مالكوم مويير رييس و سردبير نيوزويک شد. مويير بر گسترش ستونهاي تحليلي ـ تفسيري مجله تاكيد كرد و حيطه توزيع و پوشش اخبار آن را بينالملليتر ساخت..." [متن]
در همین زمینه از ایسنا:
خبرگزاری فرانسه ـ ۱
خبرگزاری رویتر ـ ۲
خبرگزاری آسوشیتدپرس ـ ۳
خبرگزاری ایتارتاس ـ ۴
خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال ـ ۵
بنگاه پخش برنامه و خبر انگلیس (BBC) ـ ۶
خبرگزاری چین جدید (شینهوا) ـ ۷
آبزرور ـ ۸
آساهی شیمبون ـ ۹
هفته نامه اکونومیست ـ ۱۰
خبرگزاری آسوشیتدپرس استرالیا ـ ۱۱
شبکه خبری الجزیره ـ ۱۲
اینترنشنال هرالدتریبون ـ ۱۳
نشریه الکترونیکی آسیا تایمز آنلاین ـ ۱۴
شبکه خبری العربیه ـ ۱۵
پایگاه اینترنتی آل آفریکا دات کام ـ ۱۶
پایگاه اینترنتی اور آسیانت ـ ۱۷
روزنامه فايننشيال تايمز ـ ۱۸
روزنامه الاهرام ـ ۱۹
هفته نامه اشپيگل ـ ۲۰
روزنامه فیگارو ـ ۲۱
روزنامه لوموند ـ ۲۲
روزنامه هاآرتص ـ ۲۳
روزنامه يوميوری شيمبون ـ ۲۴
روزنامه هندو ـ ۲۵
روزنامه واشنگتن پست ـ ۲۶
روزنامه وال استريت ژورنال ـ ۲۷
با توجه به اهميت موتورهاي جستوجو در هدايت و ساماندهي نحوه فعاليت كاربران، مطمئنا مروري بر تاريخچه شكلگيري موتورهاي جستوجوگر و اشاره به ايراداتي كه بر آنها وارد است، ميتواند سودمند و راهگشا باشد. [اینجا]
"... اواخر سال ۸۰، قضيه تبديل جام جم اينترنتى به يک روزنامه واقعا سايبر، با جديت بيشترى دنبال شد. اين هنگام، زمانى بود كه دكتر يونس شكرخواه، استاد روزنامه نگارى به گروه كوچک كسانى كه تا آن موقع متولى نگهدارى و به روز رسانى سايت اينترنتى جام جم بودند، پيوست. تلاش اين گروه با سرپرستى و هدايت دكتر شكرخواه، سرانجام منجر به تولد اولين روزنامه سايبر ايرانى شد كه به عبارتى بايد گفت از ۱۹ مهر ۱۳۸۱ حضور خود را در فضاى مجازى اعلام كرد. با اين حساب جام جم آن لاين چهار سال تمام فعاليت بى وقفه را پشت سر خواهد گذاشت. چهار سالى كه هر سال آن در مقياس سايبر، شايد با يک قرن برابرى كند..." [بیشتر]
"... ديشب در اين بخش خبري، چند خبر "حاشيه اي" به نقل از سايت ها منتشر شد که پس از تحقيق معلوم شد صحت نداشته اند. بنابراين از بينندگان محترم پوزش مي خواهيم!"
خبر را دوباره مرور مي کنم. 28 کلمه بيشتر نيست. مي خواهد به سادگي براي ما روشن کند که اشتباهي ظاهرا کوچک اتفاق افتاده که بايد به خاطر آن از بييندگان پوزش خواست. اتفاق به ظاهر ساده اين است که صدا و سيما، چند خبر حاشيه اي را در يک بخش خبري به نقل از سايت ها منتشر کرده و بعد از تحقيق فهميده است که خبرها دروغ بوده و لذا متواضعانه و صميمانه از بييندگان عزيز عذرخواهي مي کند!
بياييد با هم خوب در باره اين رويداد رسانه اي انديشه کنيم: اخباري صرفا به دليل اين که در يک سايت (نامشخص) آمده بدون تحقيق در باره صحت و سقم آنها پخش مي شوند، بعد از انتشار اين خبرها راجع به صحت و سقم آنها تحقيق مي شود! و اتفاقا کاشف به عمل مي آيد که همه اين خبرها از اساس دروغ بوده اند... [ادامه]
دكتر حسن نمکدوست: "... آنچه که در روزنامه نگاری کمتر مورد توجه قرار گرفته و مغفول واقع شده است، خبر است. ما بیش از اندازه به مقاله و مصاحبه معطوف شده ایم. من قبول دارم محدودیت وجود دارد؛ اما باید تلاش کنیم و خبر تولید کنیم. امروز وقت بسیاری از همکاران ما بر روی خبرهای پوششی متمرکز شده است، گرچه این گونه خبرها و مصاحبه های مطبوعاتی نیز باید انعکاس یابد، اما نباید از تولیدخبر؛ آن هم خبری که بتواند روشنگر باشد، خبری که بتواند به فهم مناسبات اجتماعی کمک کند، غافل بمانیم. آرزوی جدی من این است که روزنامه نگاران ما به همان اندازه که برای مقاله نویسی وقت می گذارند هر روز به تولید خبر فکر کنند؛ خبرهایی که لازم است بر روی آن مصاحبه و یا گزارش و یا مقاله تولید شود..." [متن]
دکتر یونس شکرخواه: "... فكر مي كنم در حوزه وب يک گروه قوي شكل گرفته كه از رشته هاي مختلف هستند. ارتباطاتي ها در فضاي وب خوب ظاهر شده اند، روابط عمومي ها را در درجه دوم مي بينم، عكاس ها هم خوب به وب وارد شده اند. جريان ديگري هم كه به طور نسبي جان گرفته جريان سينماست. اما اين حوزه را بيشتر روزنامه نگاري شهروندي مي دانم تا روزنامه نگاري آنلاين. ما هنوز در حوزه روزنامه نگاري آموزش خوبي نداريم..." [متن]
گزارش کارگاه آموزشی ژورنالیسم تلویزیونی به استادی "راسل لین" از بنیاد تامسون که در دانشکده صدا و سیما برگزار شده است. [کامل]
شماره ۵ و ۶ فصلنامه تخصصی "دانش ارتباطات" (پاییز و زمستان ۸۴) توسط دانشجویان واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی منتشر شد.
عناوین شماره جدید دانش ارتباطات به شرح زیر است:
نگاهی به تلاش های تحقق جامعه اطلاعاتی / یادداشت
بازنگری در گزارش خبری / مصاحبه با علی اکبر قاضی زاده
خلاصه ای از دو مقاله ارائه شده در دومين کنفرانس بينالمللی روابط عمومی
نقدی بر دومین کنفرانس بین المللی روابط عمومی / محمدمهدی فتورهچی
روابطعمومی، رسانه توسعه / حسن صدری نيا، فيروز ديندار فركوش
الگوی ارتباطی تزریق سوزنی / دكتر شيوا پژوهش فر
مقایسه کارکرد خبری روزنامه و تلویزیون / محمودرضا مرتضوی
نگاهی به کمیسیون مخابرات و رادیو تلویزیون کانادا / حميدرضا حسين
رسانه های گروی در تانزانیا / ژاله عينی
چاپ رسانه ای در عصر دیجیتال / اميرحسين قاسمی
تبلیغات اثر بخش برابر با مسیری دو طرفه
شهروندان جهان، ICTs و آموختن سياست
ارتباطات انسانی و محیطی
روانشناسی رسانه
شماره اول دوماهنامه آموزشی ـ تخصصی "مطالعات رسانه ای" (اردیبهشت ۱۳۸۵) به صاحب امتیازی و مدیرمسوولی فیروز دیندار فرکوش و سردبیری عطاءالله ابطحی منتشر شد.
در این شماره مطالعات رسانه ای می خوانیم:
مطالعات رسانه ای جوانه زد / مدیر مسوول
وضعیت انتقاد در مطبوعات / دکتر مهدی محسنیان راد
جایگاه ایران در روزنامه نگاری جهانی / گفت و گو با دکتر سید وحید عقیلی
شایعه و مسئولیت های اجتماعی روزنامه نگار / دکتر علی گرانمایه پور
سبک خبری گیلاس / دکتر احمد توکلی
اقتصاد رسانه ای / حمیدرضا حسین
روابط عمومی و تعارض / دکتر مصطفی مجد
محاوره به عنوان ارتباط / جرارد ام بلر؛ حمید ضیایی پرور
رسانه، مردم، سیاست / فیروز دیندار فرکوش
بررسی روابط عمومی دیجیتالی و نقش آن در بهبود اطلاع رسانی / سید علی محمدنژاد
شایسته سالاری در جامعه اطلاعاتی / دکتر شهناز هاشمی
مجموعه سایت های تخصصی ارتباطات
"تصویر بردار اگر نقشی با اهمیت تر از خبرنگار در بنگاه های خبری دیداری نداشته باشد بی تردید کمتر نیست. این را همه دست اندرکاران حوزه خبر تلویزیونی می دانند..." [کامل]
واژه نامه تشريحی زبان تخصصی ارتباطات جمع آوری شده از وبلاگ دکتر شکرخواه را می توانید از طریق وبلاگ روابط عمومی دانلود کنيد. [جزئیات]
مرکز مطالعات سايبر ژورناليسم اقدام به برگزاري کارگاه هاي عملي آموزش سايبر ژورناليسم کرده است. [بیشتر]
ارتباط، یک فرآیند زمانی و مکانی است که باعث برقراری رابطه فرستنده و گیرنده برای دریافت پیام میشود. این فرآیند در همه موجودات زنده وجود دارد اما اگر ارتباط را سیستم بدانیم؛ موضوع جنبه دیگری بهخود میگیرد.
سیستم مجموعه ای از اجزاست که به آن ها شیئی یا ابژه میگویند. ابژه ها با هم ارتباط متقابل دارند و در بستری قرار میگیرند که به آن محیط میگوییم. پس اگر یک ابژه در یک سیستم دچار دگرگونی شود، ابژه دوم هم تغییر میکند، ابژه های دیگر هم باید تغییر کنند و بنابراین تغییر در کل سیستم رخ میدهد و محدود به یک یا چند ابژه نمیشود.
لابد الان میخواهید خواندن این مطلب را قطع کنید؛ چون خیال میکنید دشوار است. ولی اجازه بدهید؛ این مقدمه ظاهرا دشوار را به مثالی ساده تبدیل کنم.
اگر با دست یک ضربه آرام به یک ظرف ژله بزنید آنچه رخ میدهد (لرزش طولانی ژله) حاکی از ارتباط متقابل است بین ابژهها (ظرف و ژله درون آن) و تاثیر محیط (ضربه دست ما) بر آن.
حالا از این مثال میتوانم چنین نتیجه گیری کنم که چون سیستم همیشه با محیط خود تعامل دارد (مثل ضربه دست و ظرف ژله) پس مدام از بیرون لمس میشود و این امر یعنی اینکه سیستم ها پیوسته در حال تغییرند و نمی توانند شکل ثابتی داشته باشند؛ اما چون تغییرات آهسته و گاه پنهان رخ میدهند، این موضوع کمتر حس میشود.
می خواهم موضوع را باز هم سادهتر کنم. این شکل را ببینید. این یک ابزار سرگرمکننده است که در اتاقهای کودکان از سقف بر روی تخت ها آویزان میشود تا بچهها مجذوب تکان خوردن آن شوند.
اما با اجازه شما این اسباب بازی بهترین مثال برای تشریح یک سیستم است.
ماهی ها در این جا همان ابژه ها هستند (متغیرهای سیستم) و میله های افقی و نخ ها ـ که ماهی ها به آن ها آویزان شده اند ـ نحوه ارتباط متقابل را نشان میدهند.
اما محیط کجاست؟ محیط؛ اتاق است، جایی است که ماهی ها؛ نخ ها و میله های افقی در آن معلق هستند. جالب این جاست که همین نخ ها و میله ها که همه ماهی ها را به یکدیگر متصل کردهاند، دامنه تکان خوردن آن ها را هم رقم زده و نمیگذارند کاملا از هم جدا شوند. و حتما دقت دارید که کوچک ترین تکان یا نسیمی (محیط) باعث تکان خوردن هر چهار ماهی میشود.
حالا باید یک بحث دیگر را هم در مورد سیستم مطرح کنم و در واقع از یک بخش چهارم حرف بزنم که به آن ویژگی های خاص هر سیستم میگویند. مثلا ویژگی این اسباب بازی سرگرم کنندگی است و ویژگی سیستم عصبی بدن ما انتقال پیام و واکنش نشان دادن است و ویژگی یک سیستم حقوقی اعاده حق است و ویژگی یک سیستم راهنمایی و رانندگی هم باید برقراری نظم در عبور و مرور باشد.
خسته که نشده اید؟ دارد تمام میشود. چهار پرسش مطرح میکنم و میروم:
ـ ابژهها یا همان متغیرهای سیستم می توانند یا ملموس؛ یا ذهنی و یا هر دو باشند (وابسته به ماهیت سیستم). آیا ابژه های سازمان خودتان را کاملا میشناسید؟
ـ گفتم ابژه ها با هم ارتباط متقابل دارند و این ارتباط متقابل بر پایه ای از تاثیرات و محدودیت های متقابل استوار است. آیا ارتباطات متقابل و مناسبات درونی سازمان خودتان را کاملا میشناسید؟
ـ هر سیستمی در محیط قرار دارد. هیچ سیستمی در خلا نیست. آیا از میزان تاثیرات متعدد محیط بر سازمان خودتان مطلع هستید؟ (مثلا رقیبانتان را که دست کم نگرفتهاید؟)
ـ گفتم ارتباط فرآیند و جریان است (یعنی ابژه نیست)؛ پدیده ثابتی نیست و مدام در جریان است (بهخاطر اینکه فرآیند است). پس برای درک ارتباطات باید به روابط بین ابژه ها دقت کرد و آن ها را در محیط خودشان مورد توجه قرار داد؛ چنین نگاهی باعث می شود تا نسبت به ویژگی های خاص و به قول معروف نسبت به درستی خصایص و فلسفه وجودی سازمان اطمینان حاصل کنیم. آیا درب سازمان شما بر پاشنه ویژگی های خاص خودش میچرخد؟ از فلسفه اش دور نشده است؟ اصلا راه میرود که دور شده باشد؟
*یادداشت دکتر یونس شکرخواه در شماره پنجم هفته نامه بزرگراه فناوری
فهرست عناوين تحقيقات، گزارش ها و پايان نامه هاي انجام شده تا پايان سال 1384 دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها منتشر شد. [جزئیات]
"راه اندازي اولين نسخه فارسي نشريه جهاني رسانه را شادباش مي گويم. نشريه جهاني رسانه شبكه جهاني محققان و پژوهشگران ارتباطات است كه تا كنون در يازده نسخه (با زبان و محتواي مستقل) مورد قبول و راه اندازي شده است... هدف من اين است كه نسخه اي از اين نشريه در هر يک از زبان ها و در هر منطقه از جهان راه اندازي شود؛ به گونه اي كه يک شبكه جهاني ارتباطات براي پژوهشگران، دانشجويان، روزنامه نگاران، و افراد و موسسات علاقه مند در سراسر جهان فراهم شود. در نهايت، چنين شبكه اي مبادله اطلاعات و دانش را به صورتي به هنگام و موثر تسهيل خواهد كرد..."
[یاداشت پروفسور یحیی کمالی پور]
"اعتبار براي موفقيت هر رسانه ديجيتالي كه عنصر تحريري دارد ضروري است. كاربران يک سايت بايد به اخبار و اطلاعاتي كه دريافت ميكنند اعتماد كنند، درست همانطور كه در مورد رسانههاي غير آنلاين صادق است. استفاده از لينکها و ساير امكانات تكنولوژيک ميتواند تجربه مخاطبان را غني كند، اما تميز ميان محتواي تحريري و اطلاعات تبليغاتي كه بابت آنها پول پرداخت شده است بايد به روشني ممكن باشد..." [بیشتر]
"تلویزیون با تصویر معنا پیدا می کند. تصاویر گاهی واقعی و بعضی اوقات نیز مونتازی است. حقه سینمایی و جلوه های ويژه در زمره تصاویر غیر واقعی اند... بهره گیری از جلوه های بصری از شروع تا پایان بولتن خبری، اصلی خدشه ناپذیر است. گاهی ممکن است رویدادی رخ دهد که امکان دریافت تصویر فوری آن میسر نباشد..." [بیشتر]
"گيتلين مي گويد: اخبار با رويداد سروكار دارد نه با شرايط زيربنايي، با شخص سروكار دارد، نه با گروه ها، تضاد مي آفريند، نه وفاق، واقعهاي است كه داستان را جلو مي برد نه آن كه داستان را تبيين مي كند..." [اینجا]
"... در كار روزنامهنگاری خبر از همه مهمتر است و هر امری در آن از خبر منشاء میگيرد. خبر عين مادر پرورش دهنده توليدات است و هيچ توليدی در روزنامهنگاری نداريم كه به خبر متكی نباشد. وقتی خبر بسط و گسترش میيابد، میشود گزارش كه توصيف و پرداختن به جزئيات عناصر اصلی آن است. به قول دكتر شكرخواه "گزارش، مقاله و مصاحبه بايد بر مركب خبر سوار باشد." به عبارت ديگر خبر قهرمان داستان ما روزنامهنگارهاست..." [کامل]
تهديد يا فرصت بودن تكنولوژیهای جديد بحث ميزگردی است با حضور دكتر نمکدوست، دكتر حسينی پاكدهی و دكتر يونس شكرخواه. [اینجا]
خانواده رسانه ای همشهری حالا عضو تازه ای دارد: همشهری آنلاین
"... همشهری آنلاين يک رسانه اينترنتی متمركز بر زندگی شهری است كه پيوسته به روز خواهد شد و به عنوان تازه ترين عضو خانواده همشهری تلاش خواهد كرد در عرصه های خبری و نظری، ملاحظات زندگی شهری را در كنار ساير اعضای اين خانواده در كانون توجه قرار دهد..."
"جوان موقر، آرام و آگاهی را كه ديروز در كيهان ديدم كه شور جوانی و نشاط زندگی را در خدمت دانستن و دانا كردن و آفريدن و فراخواندن به پيشرفت گرفته بود، امروز با پشت سر گذاشتن نيم قرن پر تلاش و پر بار سرمايه گرانسنگ فرهنگ و دانايی كشور و مردمی است كه بيش از هر زمان ديگر به آگاهی و بيداری و اميد برای رسيدن به اهداف والايی كه انقلابش پيش چشمش نهاده بود نياز دارد و شكرخواه عزيز از جمله قهرمانان بی ادعا و متواضع عرصه بيدارگری و اميد است.
يونس شكرخواه كه عالم است و هنر را می شناسد و راز و رمز پايداری و اعتلای ميهن و ملت می داند، تواضع مثالزدنی خود را با متانت توام كرده است تا الگويی باشد برای همه آنان كه بايد با استواری در عين شكيبايی راه پر سنگلاخ به سوی سربلندی را طی كنند.
شكرخواه را بزرگ می دانيم و نام او را بزرگ می داريم تا ايمان خود را به راستی و خدمتگزاری به مردم و پاسداری از ارزش های اصيل دينی و فرهنگی و انسانی نشان دهيم؛ در هنگامه ای كه دروغ و تزوير و گزافه گويی و فريب، دين و دنيای مردم را با تهديد جدی مواجه كرده است.
شكرخواه را می ستاييم چون ستايشگر معرفت، هنر، تعهد و حرمت انسان هستيم و اين همه را برای ملت بزرگی می خواهيم كه بيش از يک سده است كه آزادی، استقلال و پيشرفت را فرياد می زند و هيچگاه در مسيری كه انتخاب كرده است به بن بست نخواهد رسيد و ثابت خواهد كرد كه وقتی قومی و ملتی زندگی را برگزيد سرنوشت را نيز رام و آرام خواهد كرد و چنين باد!"
[پیام سيد محمد خاتمی به مناسبت پنجاه سالگی دكتر يونس شكرخواه]
به همین مناسبت:
راز "یونس" بودن ـ دکتر احمد توکلی
پنجاه سالگی چه زود می رسد! ـ دکتر امید مسعودی
برای پنجاه سالگی استاد يونس شکرخواه ـ دکتر حسام الدین آشنا
قناری ـ فریدون صدیقی
ذهن ايرانی ما و جشن تولد يونس شكرخواه ـ محمد آقازاده
برای یونس شکرخواه ـ دکتر حمید ضیایی پرور
دیشب اینجا جشنی بود ـ کافه تیتر
۵۰ سالگی استاد سر به زیر ـ شهرام شریف
شکرخواه کلیشه نیست ـ جواد صبوحی
برای استاد دات ـ مصطفی قوانلو قاجار
تولد آقای دات ـ علی اکبر قزوینی
پنجاه سالگی یک دات ـ معصومه ناصری
چرا دوستش دارند ـ ندا دهقانی
تولدت مبارک ـ فرورتيش رضوانيه
شکرخواه و جنون فرا مجازی ـ تارنویس
به بهانه پنجاه سالگی استاد دات ـ علی احمدی
مراسم تجليل از "يونس شكرخواه" برگزار شد ـ ایسنا
باز هم به همین مناسبت:
سايتی هم به همين مناسبت برای دکتر شكرخواه راهاندازی شده است، که از بخشهايی چون: فعاليتهای حرفهای، فعاليتهای بينالمللی، زندگینامه، بهروايت تصوير، از نگاه ديگران، كاريكاتور، ورود دانشجويان و ساير بخشهای ديگر تشكيل شده است.
در نگاه اول وب سایت و وبلاگ شبیه هم به نظر می رسند، اما دقیق تر که می شویم تفاوت های زیادی را بین این دو می بینیم. [کامل]
"... در واقع تكنولوژیهای نوين ارتباطاتی در جهان، ايده موسوم به دهكده جهانی را تحقق عينی بخشيده و مردم هم اينک در جهانی زندگی میكنند كه از هر لحاظ تحت ديده تيزبين يكديگر قرار دارند. چه بسا اصطلاح "اكواريوم جهانی" و يا "جهان شيشهای" زاييده همين تصور باشد..." [متن کامل]
"... وبلاگنويسي کار سختي است و اگر چه به قول دکتر فرقاني حرفه نيست اما اگر فکر کنيم که چون وبلاگنويس براي آنچه مينويسد پول نميگيرد، پس حرفهاي نيست، کمي بيانصافي است..." [کامل]
"... باید اعتراف کنم که هنوز هم نتوانسته ام عدد دقیق کتاب ها و مقالات ایشان را بدست بیاورم ولی گویا این رقم عدد هزار را هم در می نوردد. بزرگان و دانشمندان این مرز و بوم او را فرید صدا می زنند و سید فرید حافظه زنده تاریخ مطبوعات برای آنهاست. سرگذشت مطبوعات ایران، خاطرات مطبوعاتی، اولین های مطبوعات ایران، خاطرات روزنامه نگاران زندانی، فهرستگان ارتباطات، چکیده مطبوعات ایران، تاریخ روزنامه نگاری ایران، مشاهیر مطبوعات ایران، تاریخ شفاهی مطبوعات ایران و رویدادهای مطبوعاتی ایران بخشی از انبوه کتاب های تالیفی استاد سید فرید قاسمی است. جالب است که بدانید ایشان دارای مدرک کارشناسی کتابداری است و تحصیلات دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه تمام رها کرد. خودش می گوید: احساس کردم که این دوره وقتم را می گیرد و چیزی به دانشم نمی افزاید. از این رو به دنبال علاقه ام رفتم..." [بیشتر]
"... شناخت رسانه، ادعاي داشتن منزلت يک علم و يا حتي كمتر از آن به داشتن چيزي نو را مطرح نمي سازد. شناخت رسانه بر خلاف ريشه خود، نوعي جامعه شناسي نظام هاي رسانه اي تحت عنواني ديگر به شمار نمي آيد. شناخت رسانه مصمم است كارآيي رسانه را در انواع و اقسام اشكالش از ادوار بسيار دور گذشته (از بدو پيدايش كتابت) و بدون لحاظ كردن رسانه هاي نوين امروزي مشخص كند..." [کامل]
دکتر سعيد رضا عاملی: "رسانه های آمريکا دچار عارضه بازنمايی هستند به اين معنا که تصوير کشورهای در حال توسعه را وارورنه جلوه می دهند..." [متن]
پدر علم ارتباطات ايران: "... وبلاگها و روزنامههای مجازی در ايران، جايگاهی مناسب دارند و عواملی برای بيان آزادی در ايران به شمار میروند..." [متن]
"... آمدن من به فضای وب تحت تاثير علاقه شخصيم بود... اما آمدن من به سمت وبلاگ در پی رسيدن به اهداف خاصی صورت گرفت... در واقع دات با اين هدف راهاندازی شد كه اگر دانشجويانم با من كاری داشتند يا مثلاً وقتی من به كلاس نمیرسم يا درسی داريم كه بايد با هم گفتوگو كنيم يا... اين موضوعات را در وبلاگ بگذارم و آنها به من ايميل بزنند. اما اين وبلاگ مرتبا در فضای وب بين علاقمندان معرفی شد و رفته رفته كنترل اين فضا از جنبه مخاطب از دست من خارج شد. اما هدايت دات را با سه ويژگی دنبال كردهام و در واقع تمايز دات و وبلاگهای ديگر را در داشتن اين سه عامل میدانم:
معتبر بودن: يعنی سعی كنم آنچه را كه در دات میگذارم معتبر باشد.
مستند بودن: يعنی حرفهايی كه در آنجا زده میشود، قابليت ارجاع داشته باشد.
نشاندادن راه به دانشجويان خودم: يعنی من مانند كسی كه در فضای وب میگردد و نشانی جاهای جالب توجه را میداند و در كوچه پس كوچههای وب به چيزهای خوبی میرسد، آنها را برای دانشجويان يا خوانندگانش نشان بدهم.
هميشه سعی كردهام اين اصول را رعايت كنم... دات دانشجو محور است، برخلاف آنكه ممكن است به نظر بيايد معلم محور است. چون در آن فقط معلم حرف میزند. اما دستور جلسه اين وبلاگ توسط دانشجويان صادر میگردد. يعنی همه عناوينی كه در آنجا گفته میشود، بازتاب ايميلهای دانشجويانم است. رو راست بگويم اگر بخواهم زمانی برای خواستهها و علاقمندیهای خودم در وب بنويسم، اين كركره را پايين میكشم و سايت ديگری راه میاندازم... دانشجو نبايد تصور كند كه من يک اسب تربيت شده اصيل خريدهام به نام سايت و سوار آن در فضای وب میتازم و او به آن دسترسی ندارد. نه! من يک وبلاگ رايگان دارم و او هم میتواند ديوار به ديوار من يک وبلاگ راه بيندازد. يعنی اگر زمانی داتكام بشوم از آن برای آموزش استفاده نخواهم كرد.
در وبلاگ به نظر من اضطرار انتشار از سايت هم بيشتر است. چون تعريف مخاطب از سايت، يک سازمان است كه حاصل كار جمعی يک گروه را انتشار میدهد. اما در وبلاگ عمل "نشر يک نفره" صورت میگيرد... اما اينكه يک وبلاگ زمين میخورد و يكی ديگر اوج میگيرد، به نظرم بهطور مستقيم تداوم مرتبط نيست. مهم اين است كه در اين تداوم آيا به تكرار میرسد يا نه!... در وبلاگ، سازمانی وجود ندارد. آنها كسانی هستند كه قبلاً خواننده بودند و حالا سردبير شدهاند. به آنها نمیتوانيم بگوييم مخاطبشناسی كنيد... هرگاه پديدهای فنی بروز میكند، به نظر من صرفنظر از نوع پديدآمدن آن، نوع نهادينه شدن و رسوخ آن در جامعه بسيار مهم است... بايد ببينيم پديده وبلاگ چگونه نهادينه شده است. اصلاً چه كسی گفته است كه اولين برخورد ما با وبلاگ بايد در جهت توليد محتوا باشد؟ من اين را يک "غلط مشهور" میدانم. بايد ابتدا كار با وبلاگ را بياموزيم؛ به عنوان يک مهارت ارتباطی الزاما وسيلهای برای توليد محتوا و جلب مخاطب..." [گفت و گوی ماهنامه شبکه با دکتر یونس شکرخواه]
"... عکاسی مانند هر وسيله بيانی ديگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن اين زبان به ما کمک میکند تا از طريق عکسهايی که میگيريم، فکرها و جهان اطرافمان را بيان کنيم...
از کارتيه برسون، يکی از بهترين عکاسان جهان، نقل شده که گفته است: عکاسی يعنی طوری به جهان نگاه کنيم که گويی اولين بار است آن را میبينيم..." [کامل]
شناسايی و پيگيری لينکهايی که به وبلاگ داده میشود و موضوعات مطرح شده مربوط به آن يکی از کارهای جالبی است که وبلاگنگاران و صاحبان سايتها برای آگاهی از بازخوردها بايد در نظر داشته باشند. سرويس بسيار جالبی به نام talk digger در این وبلاگ معرفی شده است، که لينکهای داده شده به يک سايت را از ٩ منبع مختلف و معتبر بررسی، جستجو و ارائه می کند.
کافی است در کادر مخصوصی که در بالای صفحه این سایت پیش بینی شده، آدرس وبلاگ یا سایت مورد نظر خودتان را وارد کنید و dig it را بفشارید.
امیدوارم ارزش ابراز لطف استادم را داشته باشم؛ شاگرد هستم و به پله های طی نشده فکر می کنم.

| صفحه اصلی | تماس با من | بايگانی | دریافت با ایمیل | نسخه موبايل |