
حسین قندی: "... وبلاگنويسي در اينترنت معمولا يك نوع نگارش شخصي از احوال شخصي است، اما روزنامهنگاري سايبر همان روزنامهنگاري الكترونيك است. موضوعات وبلاگنويسي محدود به شعرنويسي، خاطرات و نظرات شخصي راجع به اخبار و رويدادهاست، اما روزنامهنگاري سايبر يعني روزنامهنگاري الكترونيكي كه بايد به روز باشد.
متاسفانه در ايران چند روزنامه الكترونيكي منتشر ميشود، اما توجه ندارند كه اگر ميخواهند روزنامهنگاري الكترونيكي انجام دهند، بايد به روز باشند.
اكنون تعداد زيادي سايت در ايران وجود دارند كه از روي سايتهاي ديگر و نشريات اقتباس خبري ميكنند و بايد متوجه باشند كه روزنامهنگاري سايبر اصول اخلاقي براي خود دارد. برخي از سايتها نيز با آنكه اصول اخلاقي حرفهاي را رعايت ميكنند، هفتهنامهنگاري و ماهنامهنگاري هستند. نمونه خوب اين موضوع كه ميتواند از نظر حرفهاي مدنظر اهالي رسانه در داخل كشور باشد، سايت BBC ،CNN و Ustoday است كه دقيقا روزنامهنگاري سايبر است و هر آنچه كه مورد درخواست مخاطبان است را انجام ميدهند و برخلاف سايتهاي ما اينها شناخت وسيعي از مخاطبان خود دارند و همه نيازهاي خبري مخاطبان خود را مرتفع ميسازند..." [متن کامل]
مرتبط:
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند ـ دکتر امید مسعودی
كانون منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر دوشنبه اين هفته از خدمات "حسين قندي"، روزنامهنگار و استاد دانشگاه تقدير به عمل ميآورد. اين مراسم ساعت 30/6 بعدازظهر در تالار انديشه حوزه هنري برگزار ميشود. [لینک]
دکتر محمدمهدي فرقاني: "... حق انتقاد يكي از حقوق مسلم رسانههاست. نقد قدرت يكي از حقوق مسلم رسانههاست. آيا بايد هر رسانهاي را بهعنوان خصم و دشمن تلقي كرد؟ البته من حق ميدهم و اعتراف ميكنم كه برخي از نقدها و برخوردها در واقع عقدهگشايانه است، غيرعلمي است و يا با حداقل اطلاعات مطرح ميشود، اما در مجموع عقيده دارم اگر روابط عموميها و رسانهها هر دو حقوق و تكليف يكديگر را بدانند و به رسميت بشناسند كمتر با هم برخورد و تنش پيدا ميكنند، بايد بدانيم كه روزنامهنگار وظيفه جستجو و كشف حقيقت را در هر شرايطي دارد. چه ما همكاري كنيم چه نكنيم، مسؤوليت و رسالت او در اين زمينه تغييري نميكند..." [متن]
دكتر سنگري: "... بهنظر من نباید به سادگي اجازه داد هر کسي قلم بزند و عرصه مطبوعات در اختیار هر قلمزني قرار بگیرد. من کاري به حوزههاي فکري و درونمایه آن ندارم. برخي از مطبوعات ما از ابتدایيترین مسایل نگارشی بيبهرهاند...
روزنامهنگاران باید دایما در معرض آموزش باشند. در عرصه مطبوعات ما آموزش کمرنگ است. مجال تبادل تجربه در مطبوعات وجود ندارد، ضمن اینکه آثار قلم بهدستان مطبوعات بهصورت جدی مورد نقد قرار نميگیرد..." [متن]
"بر اساس نتایج یک تحقیق جدید از "کرافورد جانسون و نورث کاف"، که موسسهاي پژوهشي ـ تجاري و متخصص در زمینه تلویزیون محلي است، 75 درصد از کاربران اینترنت حداقل هفتهاي دو بار از اخبار رادیو و تلویزیون محلي استفاده ميکنند و 25 درصد آنها نیز ميگویند که سعی ميکنند تا حداقل روزی یکبار اخبار محلي را ببینند..." [بیشتر]
آخرين مطالعات مركز رايانهاي DAVESIFRYنشان ميدهد در حال حاضر در هر ثانيه يك وبلاگ ساخته ميشود. [اینجا]
دکتر سعيدرضا عاملي: "... مفهوم جهانيشدن در اين سالها بسيار بزرگ و بيحد و حصر شده است، به قول مانوئل كاستلز كاري كه در 200 سال گذشته درباره مدرنيته انجام شده، تنها طي دو دهه در مورد جهانيشدن انجام شده است. بزرگي مفهوم جهانيشدن، در واقع حكايت از يك تغيير بزرگ دارد...
در جهانيشدن يك بدفهمي بزرگ وجود دارد و اينكه تا ميگويي جهانيشدن يك تصوري پديد ميآيد كه گويي امري است كه كل جهان را فرا ميگيرد، در صورتي كه اين نيست. در واقع جهانيشدن اشاره به اموري دارد كه از خارج از حوزه فيزيكي كه ما در آن زندگي ميكنيم وارد حوزه زندگي ما ميشود...
در ضمن ما يك جهانيشدن نداريم. يكي از تلقيهاي غلطي كه راجع به جهانيشدن وجود دارد و تفكرات سوسياليستي آن را تقويت كردهاند اين است كه ما يك جهانيشدن داريم و آن جهانيشدن غرب است. آن وقت از دل اين تصور، جهانيسازي بيرون ميآيد و همه با آن برخورد ميكنند، چرا كه حقيقتا موضوع نگران كنندهاي است.
نكته اين است كه ما يك جهانيشدن نداريم. هانتينگتون و برگر، كتابي دارند به نام "جهانيشدنهاي بسيار" حرف آنها هم اين است كه يك جهانيشدن نداريم. امروز ژاپن جهاني است، هند هم جهاني است، ايران هم جهاني است...
در فرهنگ جهانيسازي رسانهها در خدمت اهداف تعيين شده هستند و يك ژاپني خاصي را توليد ميكند، يك چيني خاصي را توليد ميكند و به همين ترتيب هر كس و هر گروه يا كشوري را آنگونه كه ميخواهند معرفي كرده و جا مياندازند، لذا جهانيسازي يك امري كاملا جدي است اما اگر جهانيسازي را همه جهانيشدن ببينيم، خواهيم باخت..." [کامل]
دکتر سعید خال حافظ پژوه و استاد دانشگاه در بیست و نهمین جلسه علمی پژوهشی دوستداران حافظ، به ارائه چکیده پایاننامه دکترای خویش در رشته علوم ارتباطات با عنوان "بررسی اندیشههای سیاسی و اجتماعی حافظ از منظر علوم ارتباطات" پرداخت و گفت: دو عنصر مهم علم ارتباطات یعنی پیام و مخاطب در دیوان حافظ دارای ویژگیهای حیرتانگیز و منحصر به فردی است که در حقیقت راز ماندگاری حافظ را پس از 600 سال این چنین رقم زده است. [متن]
سايت ايران و جامعهاطلاعاتی دوباره راهاندازی شد. اين سايت مدتي بود كه بهروز نميشد.
وب سایت ایران و جامعهاطلاعاتی كه از سوی مرکز پژوهشهای ارتباطات راهاندازی شده است، مباحث مرتبط با جامعه اطلاعاتی را تعقيب ميكند.
مرکز پژوهشهای ارتباطات در سال 1375 بر اساس توافقنامهای میان دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات شکل گرفت. این مرکز، مطالعه ضرورتها، عوامل و موانع توسعه ارتباطات و آثار و نتایج اجتماعی و فرهنگی برآمده از آنها را با تأکید بر ارتباطات راه دور (مخابرات) و ارتباطات پستی در دستور کار خود دارد. [اینجا]
"بیطرفی و قضاوت منصفانه درباره رویدادها، از ارزشهایی است که هر رسانهای میکوشد خود را به آن متصف کند. در دانشگاه ها هم وقتی سخن از اخلاق حرفهای رسانهها به میان میآید بر این ارزشها تکیه میشود. بر این مبنا، وظیفه رسانه این است که اخبار و رویدادها را آنگونه که رخ دادهاند منعکس کند و درباره ابعاد آنها تحلیلهای منصفانه ارایه دهد..." [بیشتر]
مرتبط:
دو راهیهای اخلاقی: بیطرفی يا تظاهر به بیطرفی
"... نخستين ديدار ما با اتحاديه روزنامهنگاران آلمان بود كه در هامبورگ دفتر داشتند. آنها مثل ما نيستند كه همه چيزشان در پايتخت خلاصه شود. هامبورگ، فرانكفورت، برلين، كلن و مونيخ، قلب رسانهاي آلمان هستند.
ديدار ما با آلمانها حكايتي داشت. آنها روز قبل فكس ميزدند و به يادمان ميآوردند كه فردا با آنها راس فلان ساعت قرار داريم. براساس همان برنامهريزي ما به دفتر اتحاديه روزنامهنگاران آلمان كه در طبقه سوم ساختماني كاملا ساده و بيغل و غش در قلب شهر هامبورگ قرار داشت رفتيم. بياغراق ساختمان انجمن خودمان در مقابل آنها از ابهتي برخوردار بود. دو نفر ميزبان ما بودند؛ دبير سخنگوي انجمن. جلسه پس از صحبت كوتاه ليدر ما و سخنگوي انجمن به پرسش و پاسخ رسيد. نوع و نحوه فعاليت آنها با انجمن صنفي خودمان از دو سنخ كاملا متفاوت بود؛ شايد به علت نوع تعامل مطبوعات و حكومت، فعاليت آنها هيچ ارتباطي با انجمن ما نداشت. آنها براي خبرنگاران كارت طرح ترافيك، وام، بليط سينما و تخفيف هواپيما فراهم نميكردند. دغدغه آنها تعاوني مسكن جهت خانهدار شدن خبرنگاران نبود. كل مديران انجمن هم، هفت نفر بودند و كارشان چيزي نبود جز رسيدگي به مسائلي كه يك روزنامهنگار در جريان ماموريت حرفهاي خود با آن روبهرو ميشود. بررسي مشكلات حقوقي در قراردادهاي روزنامهنگاران با كارفرما و يا مشكلاتي كه به سبب فعاليت حرفهاي با آن دست و پنجه نرم ميكنند را اين اتحاديه سامان ميداد..." [کامل]
"حسين انتظامي نشان داده است كه مديري خوشفكر و قوياي است. نگاهي به تيمي كه وي پس از مديرمسئول شدن روزنامه همشهری با خود همراه كرده است، گوياي اين ادعا است.
دكتر يونس شكرخواه بهعنوان سردبير همشهري آنلاين، دكتر احمد توكلی به عنوان دبير صفحات رويي، فريدون صديقي بهعنوان دبير صفحات لايي، استاد سيد فريد قاسمي بهعنوان انتشارات و دكتر نمكدوست بهعنوان مدير آموزش، جمعي را تشكيل ميدهند كه تركيبشان نويد دهنده روزهاي روشنتري براي موسسه همشهري است..." [لینک]
دکتر احمد توکلی: "... فکر ميکنم که بزرگترين مشکل روزنامهنگاري ما اين است که نه آکادميک فکر ميکند و نه آکادميک کار ميکند و مطالعهاش هم کم است. ما استعدادهاي بسيار زيادي داريم. داشتههاي ما در رسانهها، بيش از آنکه نتيجه يک حرکت کلاسيک و دانشگاهي باشد، يک حرکت خودجوش بر اساس تجربه و شم خبري است. يعني شمي که از تجربه ناشي شده، نه از يک حرکت علمي دانشگاهي. بيشتر داشتههاي روزنامهنگاران ما داشتههايي است که از زرنگي و هوش خودشان در جريان کار بهدست ميآورند. ميتوانم به جرات به شما بگويم که 99 درصد خبرهايي که تهيه ميشود به سبک هرم وارونه است، که سبک شناخته شدهاي است و همه روزنامهنگاران ما به آن عادت کردهاند. اينگونه نيست که روزنامهنگاران ما يک ساختاري در ذهنشان باشد و بعد بگويند که من بر اساس اين مدل و سبک خبري، گزارشم يا خبرم را تهيه و تنظيم ميکنم. در حالي که نبايد اينگونه باشد..." [کامل]
دكتر اميد مسعودي: "... با توجه به حجم فزاينده اطلاعات در دنيا كه موجب انفجار اطلاعات شده، نميتوان با برخورد مكانيكي جلوي دريافت اطلاعات را گرفت، زيرا هر چه بيشتر جلوي آن گرفته شود قدرت تخريبي آن بيشتر خواهد بود...
موج تازهاي كه از برخورد و جمعآوري ماهوارهها به راه افتاده، قبلا هم آزمايش شده است و نتيجهاي در برنداشت..." [متن]
بهمن جلالي: "... اينكه ميگويند عكاسها قدرت ايجاد تغيير ندارند، درست نيست، من ميگويم شما سانسور را از عكس خبري برداريد تا بگويم چه تاثيري دارد...
چيزي بهعنوان مطبوعات در ايران نميشناسم؛ چرا كه مطبوعاتمان روزنامههاي حزبياند و حزبها درگير مسائل سياسي و مردم و مصايب و مشكلاتشان در نشريات حضوري ندارند..."
[گزارش دومين كارگاه عكاسی خبری ايسنا]
"يكي از تاثيرات بزرگي كه اينترنت در روابط بينالملل در دهه اخير داشته، تقليل هزينه ارتباطات فردي و گروهي بين كشورها و فرهنگهاي مختلف است. روند به اصطلاح جهانيشدن نيز بهويژه در حوزههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي گسترش يافته است. شكاف اقتصادي و ارتباطاتي بين افراد و گروهها و ملل، فعاليت سازمانهاي غيردولتي در سطح ملي و بينالمللي و شكلگيري عقايد و افكارعمومي سه موضوع بسيار مهم در مطالعه و تنظيم آئيننامهها و مقررات مربوط به اينترنت و شبكههاي جديد ارتباطي هستند...
بهطور مسلم در شرايط كنوني ملي و بينالمللي گسترش شبكه اينترنت تاثير فوقالعاده در شكاف طبقاتي و اطلاعاتي بهجاي گذاشته است. مثلا در سال 2000 ميلادي در آفريقاي جنوبي از هر 46 نفر يك نفر از اينترنت استفاده ميكرد در حالي كه در بقيه قاره آفريقا از 1468 نفر فقط يك نفر به اينترنت دسترسي داشت. در آمريكاي شمالي از هر دو نفر يك نفر به اينترنت دسترسي دارند و در اروپا از هر چهار نفر يك نفر از اين شبكه اطلاعاتي استفاده ميبرد. در پنج سال اخير يعني بين 2000 تا 2005 ميلادي اين رقم تغيير كرده و تعداد استفادهكنندگان زياد شده است ولي شكاف به همان سطح قبلي هنوز باقي مانده است..." [يادداشت پروفسور حميد مولانا در روزنامه كيهان]
تلويزيونهای بريتانيايی اسكای نيوز، آی تی ان، بی بی سی و نيوز 24، همگی نامزد جوايز امی بينالمللی شدهاند. [بیشتر]
مجله تايم در تازهترين شماره خود فهرست ٥٠ وبسايت برتر سال ٢٠٠٦ را منتشر كرده است. [جزئیات]
"تعداد پستهای ثبت شده در وبلاگهای زیر مجموعه بلاگفا بر اساس گزارش تهیه شده از بانک اطلاعات سایت بلاگفا در تاریخ بیست و پنجم مردادماه ۱۳۸۵ بیش از سه میلیون و نهصد و هفتاد هزار میباشد و با توجه به تعداد مطالبی که روزانه در وبلاگهای زیر مجموعه بلاگفا درج میشود میتوان انتظار داشت که بهزودی تعداد مطالب ثبت شده در بلاگفا از مرز چهار میلیون نیز بگذرد." [لینک]
پ.ن: راستی با این پست تعداد پستهای وبلاگ من به عدد 1000 رسيد!
"روزنامهنگاري آنلاين به عنوان گزارشي از واقعيتهاي تعميم داده شده از طريق اينترنت، تعريف ميشود...
اينترنت در واقع با مشاركتدادن هرچه بيشتر مردمي كه بهطور طبيعي روزنامهنگار نيستند، به وجود آمده است. مانند آنها كه بلاگرها، وبلاگها يا بلاگها را مينويسند. روزنامهنگاران سنتي عموما به اين موضوع توجه ندارند كه بلاگرها روزنامهنگار نيستند و بايد با توجه به استانداردها و تمرينهاي حرفهاي كارشان را پيش ببرند.
از سال 2005، وبلاگنويسي توجه زيادي را به خود جلب كرده و تاثير زيادي در هدايت مسير روزنامهنگاري داشته است..." [کامل]
"محیطهای آنلاين نحوه عملکرد و رفتارهای افراد و گروهها را در این قلمروها (گسترهها) تعیین کرده و شکل میدهند. اما این فقط نیمی از ماجرا است.
رفتار آنلاین همیشه بر اساس نحوه تعامل و برهم کنش این ویژگیها با خصوصیات افراد حضور یافته در این محیطها مشخص میشود.
برای طبقهبندی این خصوصیات میتوان از انواع سیستمها استفاده کرد. میتوان بر روی ویژگیهای خاص کاربر مانند مهارتهای کامپیوتری و اهدافش از به کارگیری اینترنت و یا خصوصیات مردمشناختی (سن، موقعیت اجتماعی ـ اقتصادی، شغل و غیره) متمرکز شد..." [کامل]
"... پيشرفت رسانهها توانايی و ظرفيت افراد را برای تجربه از طريق شبه تعامل رسانهای شده افزايش داده و اين شامل پديدههايی است که بعيد است افراد در محلهای زندگی روزمره خود با آنها مواجه شوند. امروز عده کمی در غرب احتمال دارد با شخصی مواجه شوند که دچار گرسنگی يا بیآبی شديد باشد، يا هدف تکتيراندازی جناحهای رقيب قرار گيرد يا در اثر شليک خمپاره معلول شود؛ اما بيشتر مردم غرب شاهد چنين رنجهايی از صفحه تلويزيون خود هستند. امروز ما در دنيايی زندگی میکنيم که ارتباط توانايی تجربه کردن در آن با کنش برخورد کردن از بين رفته است. جدا شدن تجربه از محلهای زمانی ـ مکانی زندگيهای روزمره ما، با فراوانی تجربه از طريق رسانهها و آشنايی با تجربههايی که بيشتر افراد بهندرت رودررو با آنها برخورد میکنند، همراه است.
افراد چگونه با هجوم و رخنه تجربه از طريق رسانهها در زندگی روزمره خود کنار میآيند؟ آنها قطعا بهطور گزينشی با آن برخورد و روی جنبههايی تمرکز میکنند که برای آنها اهميتی ويژه دارد و ديگران را ناديده میگيرند يا حذف میکنند..." [بخش اول | بخش دوم | بخش سوم]
"اخیرا گروه جدیدی بهنام روزنامهنگاران آماتور یا p2p وارد گروه وبلاگها شده است که حوادث و اخبار جدید را بیان مینمایند. برخلاف روزنامهنگاری سنتی که توسط روزنامهنگار چندینبار ویرایش میشود، روزنامهنگاری p2p معمولا توسط افراد آماتور انجام میشود..." [بیشتر]
مرکز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، فهرست موضوعات پژوهشي خود را اعلام کرد. [جزئیات بیشتر]
مباحث عام در حوزه ارتباطات و مطالعات فرهنگی و رسانهای
به اطلاع ميرساند نشريه جهاني رسانهها (Global Media Journal) كه يك نشريه علمي ـ پژوهشي است به صورت الكترونيكي و با كمك و نظارت گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران راه اندازي شده و اولين شماره آن در تاريخ 31 خرداد 1385 منتشر شد كه در آدرس http://dcsfs.ut.ac.ir/gmj قابل دسترسي براي علاقمندان است. اين مجله نسخه فارسي www.globalmediajournal.com) Global Media Journal) است كه تاكنون ده نسخه از آن به زبانهاي ديگر (آمريكايي، آفريقايي، عربي، استراليايي، چيني، هندي، مديترانهاي، لهستاني، اسپانيايي و تركي) منتشر شده و نسخههاي ديگري به زبانهاي مهم ديگر نيز به آن اضافه خواهد شد. نسخه فارسي اين نشريه براي انتشار دو شماره در سال برنامهريزي شده است. با اينكه نسخه فارسي از نظر لوگو، صفحهبندي و بخشهاي هر مجله مشابه ساير نسخ است ولي از نظر محتوايي تقريبا مستقل و متفاوت است و فقط امكان دارد 20 ـ 10 درصد از مطالبي كه در نسخههاي ديگر منتشر شده است در نسخه فارسي مورد استفاده قرار گيرد و چنين استفادهاي از مطالب نسخه فارسي در ساير نسخهها نيز وجود دارد چه اينكه اين مجلات همگي داخل مجموعهاي قرار ميگيرند كه با پيشنهاد دكتر يحيي كماليپور استاد و مدير گروه ارتباطات در دانشگاه پردو (Purdue) پايهريزي شده است.
با اين توضيحات از كليه استادان، محققان و دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتري ارتباطات، روزنامه نگاري، روابط عمومي، تكنولوژي اطلاعات، مطالعات فرهنگي و رسانه و حوزههاي مرتبط با مباحث رسانهها، ارتباطات، روزنامهنگاري و روابط عمومي تقاضا ميشود مقاله خود را براي اين نشريه ارسال نمايند. در شماره اول و دوم جهتگيري خاصي در نظر گرفته نشده است و حوزه ارتباطات به صورت كلي مورد پوشش قرار خواهد گرفت.
مهلت دريافت مقالات براي درج در شماره دو، 31 شهريور 1385 ميباشد و شماره دو مجله در پايان آذر 1385 بر روي سايت ذكر شده در بالا قابل مشاهده خواهد بود.
مقالههاي دريافتي در سه قالب مورد رسيدگي و براي گنجاندن در مجله در مورد آنها تصميم گيري خواهد شد:
۱ـ مقالههاي پژوهشي.
اين دسته از مقالات براي داوراني از ميان مشاوران تحريريه نشريه (Advisory Board) و يا همكاران دانشگاهي خارج از هيئت مشاوران ارسال خواهد شد تا در مورد كيفيت علمي آن نظر بدهند و در صورت تاييد كيفيت از سوي داوران در نشريه گنجانده خواهند شد. براي رعايت بيطرفي، مقاله ارائه شده به نشريه بدون نام نويسنده براي داوران ارسال خواهد شد. ضمنا مقالات مشترك دانشجويان و اساتيد نيز در اين قالب قابل بررسي خواهد بود.
۲ـ مقالههاي انتقادي و نظرات كارشناسي برآمده از رسالات دانشگاهي و نقد كتاب.
اين دسته از مقالات با نظر سردبيران در نشريه گنجانده خواهند شد.
۳ـ مقالههاي دانشجويي.
اين دسته از مقالات برآمده از فعاليتهاي علمي و مستقل دانشجويان خواهد بود.
راهنماي تهيه مقالات پژوهشي
۱ـ مقالات بايد شامل عنوان، نام نويسنده (نويسندگان)، شغل و مرتبه و وابستگي سازماني نويسنده (نويسندگان) و معرفي كوتاهي از تجربه علمي و حرفهاي نويسنده و كارهاي مهم وي و آدرس پستي و پست الكترونيك وي باشد.
۲ـ هر مقاله بايد حاوي چكيده فارسي و انگليسي، 10 ـ 5 كليد واژه مرتبط با محتواي مقاله و فهرست كامل منابع مورد انتقال به انگليسي باشد (عنوان منابع فارسي مورد استفاده به انگليسي برگردانده شود).
۳ـ توصيه ميشود مقاله از 7000 كلمه بيشتر نشود.
۴ـ توصيه ميشود پيش از ارسال، مقاله به دقت بازخواني شده و غلطهاي تايپي برطرف شود.
۵ـ مقالات به صورت فايل ضميمه (Attachment) به آدرس پست الكترونيك سردبيران ارسال شده و يا به صورت ديسكت در اختيار سردبيران به آدرس دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران قرار داده شود.
آدرس سردبيران به شرح زير ميباشد:
دكتر حميد عبداللهيان، دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران habdolah@ut.ac.ir
و دكتر عليرضا دهقان، استاديار گروه ارتباطات دانشگاه تهران adehghan@ut.ac.ir
ریيس انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران: "تنوع و تكثر تيترهاي مطبوعات نشان ميدهد كه موضوع خريد و فروش تيترها صحت ندارد..." [متن]
دكتر مهدي محسنيانراد: "... در كشورهاي غربي خبرنگاران فعال در عرصه فرهنگ و هنر با رويكرد كاملا تخصصي و مطابق با رشته تحصيلي خود به عنوان خبرنگار تئاتر مشغول به كار ميشوند و با تخصص و شغلي كه انتخاب ميكنند؛ البته در حوزههاي ديگر نيز چنين است، از اينرو خبرنگاران در كشورهاي غربي كمتر قرباني دروغگويي حوزههاي تخصصي ميشوند...
در حوزههاي سياسي و اجتماعي، اخبار بسيار كوتاه است، اما با توجه اينكه در جهان امروز تكنيکهاي كوتاهنويسي مورد توجه قرار گرفته است، اخبار حوزه فرهنگ و هنر نميتوانند كوتاه باشند و در اين عرصه بايد برخلاف جريان رودخانه جهان معاصر شنا كنيم...
ايران تنها كشوري است كه در آن مردم موسيقي ميشنوند، اما چهره نوازنده را نميبينند و با نوازندگان به عنوان مجرمان بالفطره برخورد ميشود و در طول 27 سال اخير هنوز پاسخي براي اين مسائل نيافتهايم..." [متن]
"توماس جفرسون میگفت كه اگر مخیر شود میان دولتی بدون مطبوعات و مطبوعاتی بدون دولت، یكی را انتخاب كند، لحظهای در گزینش دومی شک نخواهد كرد. طایفه روزنامهنگاران سیاسی، بیشک كه در سخن، همرای و همنظر با جفرسون هستند و بنابراین پرسش از چنین انتخابی میان دولت بدون مطبوعات و مطبوعات بدون دولت را نه در مقابل روزنامهنگاران سیاسی كه رویاروی سیاستمداران قرار باید داد. پاسخ آنها به این پرسش نیز البته مقدمهای خواهد بود بر نگاهشان به مطبوعات آزاد و محكی میتواند باشد بر اثبات اندیشه اصلاحطلبانه نزد آنان. اما این تمام ماجرا نیست كه ضربالمثلی بریتانیایی میگوید: "برای فهم سیاستمداران به فعلشان توجه باید كرد و نه به قولشان." چه بسا سیاستمدارانی نیز به تاسی از جفرسون، در مدح مطبوعات آزاد سخن بگویند و در عمل اما راهی دیگر را بیازمایند. بدین ترتیب آن كدام رفتار اصلاح طلبانهای است كه در مواجهه با مطبوعات میتواند نشان از اندیشه اصلاحطلبانه داشته باشد و از دیگر سوی آن كدامین نوع از مواجهه با روزنامهنگار و روزنامهنگاری است كه در تباین با اعتقاد به مطبوعات آزاد و اصلاح طلبی سیاسی قرار میگیرد..." [بیشتر]
"چهل نفر از خبرنگاران و اصحاب جرايد استاني و محلي، در يک پروژه آموزشي فرهنگي جهت اطلاع از وضعيت رسانهها و مطبوعات در لبنان و ملاقات با همتايان لبناني خود، توسط معاونت مطبوعاتي و تبليغاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انتخاب شدند و در چهار گروه ده نفري، از كشور لبنان بازديد كردند. اين سفرها در اسفند 83 و نيز در ماههاي فروردين، ارديبهشت و خرداد سال 84 انجام گرفت.
مدت هر دوره براي هر گروه، هشت روز بود و در اين مدت، روزنامهنگاران ايراني علاوه ديدار از بيروت و ديگر جاهاي ديدنيِ لبنان، از دو روزنامه مهم (النهار و السفير)، دو شبكه تلويزيون ماهوارهاي ( LBC و المنار)، سنديكاي مطبوعات و سنديكاي روزنامهنگاران، وزارت اطلاعرساني لبنان و بخشهاي مختلف آن بازديد كردند..." [کامل]
"سازمانهای فرهنگی و آموزشی زمانی میتوانند ارتباط کارآمدی داشته باشند که محتوی مطالبشان آموزنده و به لحاظ دارا بودن اطلاعات پربار باشد. مخاطبان چنین سازمانهایی نوعا دو نیاز مجزا دارند: کسب اطلاعات ویژه در پاسخ به یک سوال و یادگیری کلی در حالتی که سوال مطرح نشده است و یا سوالی وجود ندارد. سازمانها به عنوان قدم اولیه میتوانند از طریق به کارگیری چند رسانهای آموزش را بهبود بخشند و از طریق مدیریت محتوا، زمان و ارتباط اطلاعات به یکدیگر را بهبود بخشند. اما سازمانها میتوانند با محتوای بهتر، یعنی همزمان پراطلاع و آموزنده بوده و تاثیر بیشتری بر ارتباطات داشته باشند؛ و این مهم از طریق چندرسانهای کردن انتقال اطلاعات و نیز داشتن مدیریت محتوا جهت حفظ این چند رسانگی امکان پذیر خواهد بود..." [کامل]
"... حوزه عمومی شکل خاصی از روابط مکانی میان دو یا چند نفر است که معمولا از طریق وسایل ارتباطی (تلویزیون، رادیو، ماهواره، نمابر و غیره) با هم ارتباط دارند. در این وسایل ارتباطی، برای مدتی کوتاه یا بلند، مناقشاتی عاری از خشونت پیرامون روابط عملیاتی قدرت رخ میدهد؛ این مناقشات میتواند پیرامون مسائل موجود در محیط گفتوگو و یا پیرامون ساختارهای سیاسی و اجتماعی بزرگتر باشد. با این معنا، حوزه عمومی هیچگاه بهصورت ناب و خالص ـ یا بهاصطلاح، الگوی ایدهآل ـ پدیدار نمیشود و بهندرت به صورت جدا و منفرد پدید میآید. با آن که حوزههای عمومی همیشه بهصورت شبکهای و در هم تنیده هستند، وضعیتی شکسته دارند؛ وضعیتی که با گرایش بهسوی حوزه عمومی یکپارچه رفع نمیشود..." [بخش اول | بخش دوم | بخش سوم]
"بياييد با يک روزنامه كاملا متفاوت آشنا شويد. نام اين روزنامه Que است. روزنامه Que يک تحريريه مركزی دارد كه در مادريد مستقر است و 12 نسخه متفاوت چاپ میكند كه در نقاط مختلف اسپانيا توزيع میشود و اگر بخواهيم دقيقتر بگوييم اين 12 نسخه در 13 شهر اسپانيا توزيع میشوند.
نكته متمايز اين روزنامه اين است كه تحريريه اصلیاش در مادريد مستقر است و تحريريههای سياری هم دارد كه میتوانند در نقاط مختلف مستقر شوند و در عين حال با تحريريه مركزی در ارتباط باشند..." [بیشتر]
"دارائیها به مديريت احتياج دارند، اما فرصتها و مخاطرات مرتبط با فرايندها و تكنولوژیها در اين عرصه چيست؟ طيف وسيعی از مفاهيم و تكيه كلامها در ارتباط با موضوع مديريت دادهها مطرح هستند كه بعضی از اين مفاهيم و اصطلاحات مد روز هستند و حال آنكه برخی ديگر از آنها هم كاركردهای ويژهای را توصيف میكنند. بد نيست به زبانی سادهتر با برخی از اصطلاحات رايج در عرصه مديريت محتوای ديجيتال آشنا شويد..." [اینجا]
انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران اعلام كرد: يک كارگاه آموزشی تحت عنوان روزنامهنگاری مدرن به مدت يک هفته در يكی از كشورهای اروپايی در آبانماه سال جاری برگزار خواهد شد. [جزئیات]
"... ایجاد تعامل میان روزنامهنگاری سنتی و روزنامهنگاری سایبر و وبلاگنویسی در گام نخست، نگاه و ادبیات حاكم بر وبلاگها را تعدیل خواهد كرد و در گام بعدی، مشروعیت مدنی رسانههای سنتی را بهواسطه تعاملگرایی با مخاطب و رعایت مولفههای شكلگیری پیام در یک نظام دموكراتیک رسانهای به دنبال خواهد داشت..." [بیشتر]
پروفسور حميد مولانا: "... نگارش در روزنامهنگاری غربی با هنر و خلاقيت همراه است و از آن به عنوان ابزار و شيوه تمدن استفاده میشود؛ در حالی كه نگارش در فرهنگ اسلامی، آن چيزی است كه با سوالات مفهومی همراه است؛ زيرا قلم و انديشه با تكاليف دينی ما همراه است...
در غرب درباره قدرت روزنامهنگاری صحبت میكنند و آن را ركن چهارم مشروطيت و مردمسالاری میدانند، اما در اسلام، نظريه توحيد كه بالاترين قدرتهاست، مطرح است. روزنامهنگاری غرب بر صحت و بیطرفی تاكيد میكند؛ اما در اسلام، تقوا بالاترين عنصر در روزنامهنگاری است و مفهومش جامعهشناسی دنيای اسلام است...
مطبوعات اسلامی بدون روزنامهنگاری اسلامی تحقق نخواهد يافت؛ همانطور كه حكومت اسلامی بدون اجرای احكام اسلامی ميسر نمیشود..." [متن]
دکتر محمد سلطانیفر: "... صداوسيما تا حدودی ايدئولوژيک برخورد میکند که اين مساله پوشش کاملا خبری رويدادها را دچار مشکل میکند..." [متن]
محمد زند کریمخانی دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه در دانشکده صدا وسیما، موضوع پایاننامه خود را "بررسی انگیزههای وبلاگنویسی در ایران" اختصاص داده و از وبلاگنویسان خواسته است تا پرسشنامه مربوط به این پایاننامه را تکمیل کنند. [اینجا]
"سخنگویان دولت بیشتر اوقات انتقال دهنده رویکردهای سیاست خارجی و محتوای دیپلماتیک کشورهای خود هستند. از این رو در هنگام انتقال این محتوای دیپلماتیک نقش یک دیپلمات را بازی میكنند. با این زاویه دید، این که سخنگویان کاخ سفید اغلب از میان حرفهایهای رسانهها انتخاب میشوند قابل توجه است..." [کامل]
"به اندازهای كه در محيطهای دانشگاهی و حرفهای به "خبر" و مباحث مربوط به آن پرداخته میشود به "شبه خبر" توجه چندانی نمیشود. در حالی كه گفته میشود روزنامهنگاران نبايد اسير شبه خبر شوند... و بیجهت نيست كه دكتر يونس شكرخواه معتقد است كه بايد به مقوله شبه خبرها بهصورت عمقی و آموزشی نگريست..." [کامل]
بهترين تيتر خبری در خصوص روز خبرنگار ويژه روزنامهنگاران و فعالان عرصه مطبوعاتی برگزار میشود. [جزئیات]
"... كاوشپذيری مسئله مهمی است. عرصه روزنامه مناسبت بسيار مطلوبی با اين خاصيت دارد چرا كه روزنامهها بايگانی متن خوبی دارند. از نظر ماهيت روزنامهنگاری، بلاگنويسی احتمالا جالبترين چالشی است كه فراراه ما قرار دارد. تاثير آن بر روزنامهنگاری شناخته شده جالب است. هنوز نمیدانيم در دراز مدت اين تاثيرها چگونه خواهد بود..." [کامل]
"اينترنت پديدهای است كه زندگی بدون آن برای بسياری از انسانها، ديگر غير قابل تحمل و حتی غيرممكن است.
همه ما با اينترنت سر و كار داريم. اما اينترنت چگونه كار میكند؟ چه اجزايی دارد و مهمتر اين كه به چه كسی تعلق دارد؟ به سروری كه از طريق آن وارد دنياي مجازی وب میشويم؟ به ما كه كاربران آن هستيم؟
در واقع هيچ كدام. چون اينترنت نه به ما كه به هيچ كس ديگری تعلق ندارد..." [کامل]
هيات نظارت بر مطبوعات در پنجاه و هشتمين نشست خود به روزنامه شرق يک ماه مهلت داد تا نسبت به معرفی مديرمسوول جديد خود اقدام كند. [بیشتر]
"شعار تبليغاتي معروف اولين شبكه تلويزيوني تمام خبري جهان، "اولين نفري باشيد كه مي دانيد" است. شعار "Be the first to know" از زماني كه تد ترنر رسانه دار بزرگ دهه هشتاد آمريكا، CNN را راه اندازي كرد و انقلابي در صنعت اطلاع رساني و خبر پديد آورد، به عنوان اصلي ترين شعار تبليغاتي CNN در لابلاي برنامه هاي آن تكرار مي شد، اما از سال 2001 به اين سو CNN رسما، این شعار را به عنوان شعار اصلي كار خود و به عنوان يك اصل در دستور كار خود قرار داد..." [بیشتر]
"... دكتر غلامرضا آذری تفاوت های دو نسل قدیم و جدید دانشجویان رشته روزنامه نگاری را در سنخ فكری دو نسل می داند و می گوید: دانشجویان نسل جدید این رشته چندان اهل فكر كردن یا خواندن یك نظریه و یا پیروی از یك مكتب نیستند، درحالی كه دانشجویان نسل قدیم بیشتر به فلسفه ارتباطات و مبانی فلسفی می اندیشند و فلسفه و شالوده ذهنی و فكری برایشان از اهمیت زیادی برخوردار بود، اما این موضوع در میان دانشجویان نسل جدید بسیار كم رنگ و كم شكل شده است..." [متن]
مرتبط:
دانشجوی ضعيف؛ نتيجه استاد ضعيف است!
"نیوزویك یك مجله خبری هفتگی است كه در نیویورك سیتی منتشر شده و در سراسر آمریكا و جهان توزیع می شود. ریاست و سردبیری كل این نشریه را "ریچارد ام اسمیت" به عهده دارد. این نشریه از نظر وسعت پوشش خبری در رتبه دوم مجلات آمریكا قرار دارد. طی سال های متمادی مجله مذكور، برای این كه از تیراژ مناسبی برخوردار باشد و درآمد ناشی از آگهی هایش را حفظ كند، دنباله رو خط مشی مجله تایم بوده است. این مجله در فوریه سال ۱۹۳۳ به وسیله "توماس جی.سی. مارتین" ادیتور سابق مجله تایم تاسیس شد..." [ادامه]
"امروزه نظرات ضد و نقیض زیادی در امور اعمال سانسور یا عدم اعمال آن در آمریكا وجود دارد. در حال حاضر طبق اعلام مسئولان رسانه ها هیچ گونه سانسوری روی رسانه های آمریكا از طرف دولتمردان و یا سایر سازمان های دولتی و یا هر گونه موسسه غیردولتی اعمال نمی شود و مردم بخصوص جوانان می توانند هرگونه مطالب مورد نظرشان را بیابند و آن را مطالعه كنند یا ببینند..." [کامل]
"... اما چند سال طول كشيد تا washingtonpost.com متولد شود. در واقع همين چند هفته پيش بود كه مسئولان اين سايت، ده سالگي آن را جشن گرفتند.
روز 17 ژوئن 1996، سايت washingtonpost.com در شهر آرلينگتون در ايالت ويرجينيا كه همسايه واشنگتن است، افتتاح شد. شيفت هاي كاري به گونهاي طراحي شده بود كه در سراسر شبانهروز، سايت به روز ميشد. براي بسياري، انگيزه كار جديد هيجانزدگي از پيشگامي در رسانهاي جديد بود كه امكانات بيحد و مرزي داشت..." [کامل]
"... شايد حداقل حدود سه دهه است كه بحث تكثرگرايي از سوي صاحبنظران به عنوان يك ارزش و اصل مهم فرهنگي در راستاي رشد جامعه مطرح و پذيرفته شده است. اما به نظر مي رسد پس از طي مباحث گوناگوني در اين زمينه دوباره به همان خط اول رسيده ايم كه تعدد رسانهها اساسا تهديد است يا توسعه؟... ولي اجازه دهيد من يك تيتر جديد مطرح كنم: اين توقفهاي طولاني، نشانه چيست؟ اگر راست ميگوييد قدري هم در اين زمينه بحث كنيد..." [اینجا]
"تصمیم گیری در مورد هزینه های تبلیغات، یکی از تصمیمات مهم و موثر در سیر حرکت یک شرکت است. بودجه کمتر از میزان واقعی باعث می شود پیام آگهی دهنده به کلیه گروه های مخاطب نرسد و در صورت استفاده بیش از حد نیاز منابع مالی در تبلیغات، باعث ضرر و زیان شرکت شده و علیه هدف اصلی که افزایش سود است، عمل می کند..." [متن]
سعيد خال: "سه مدل ارتباطي در برخورد با مديران و مسوولان وجود دارد كه اين روزها نوع اول تقريبا منسوخ شده و يا بايد بشود و نوع سوم كه بهترين آنها است متاسفانه هنوز فراگير نشده است... در مدل ارتباطي سوم نقد به جايگاه اصلي خود باز مي گردد و انتقاد ابزاري است براي سازندگي و روزنامه نگار بهترين كسي است كه مي تواند از اين ابزار استفاده كند..." [متن]
شماره ۲۳۷ ماهنامه كيهان فرهنگي (تيرماه ۱۳۸۵) ويژه "ارتباطات و روانشناسي اجتماعي در گفتوگو با دكتر سيدمحمد دادگران" منتشر شد.
كيهان فرهنگي در معرفي دكتر سيدمحمد دادگران آورده است: "وي سال ۱۳۲۰ در خانوادهاي متدين در شهر رشت پا به عرصه گيتي نهاد. دوره ابتدايي و متوسطه را در زادگاهش گذراند و مدتي نيز بعدازظهرها نزد سيدمحمد مجتهد، پيشنماز مسجد لاكاني رشت به تحصيل علوم ديني پرداخت و پس از اخذ ديپلم متوسطه بنا به علاقه و خواست پدر، در كنكور دانشكده معقول و منقول شركت كرد و در رشته ادبيات عرب پذيرفته شد. اما علاقه او به علوماجتماعي باعث شد كه پس از سه سال تحصيل، تغيير رشته داده، به تحصيل در دانشگاه تهران روي آورد. او همزمان با تحصيل در دانشگاه، بهعنوان دبير ادبياتفارسي و زبان عربي در دبيرستانهاي تهران به تدريس پرداخت.
پس از اخذ ليسانس علوماجتماعي در سال ۱۳۴۸ و سپس انجام خدمت نظام، او تصميم گرفت براي تحصيلات تكميلي به فرانسه برود، اما پدر، شرط ادامه تحصيل در خارج را موكول به ازدواج در ايران كرد. چنين بود كه وي پس از ازدواج، همراه همسرش ـ خانم دكتر زهرا معتمدي كه او نيز آن زمان ليسانس روانشناسي گرفته بود ـ به فرانسه رفت. نخست از دانشگاه سوربن فوقليساس جامعهشناسي گرفت (۱۳۵۲)، و سپس در سال ۱۳۶۵ موفق به دريافت دكتراي روانشناسياجتماعي از همان دانشگاه گرديد.
وی اواخر مهرماه سال ۱۳۵۶ به ايران آمد و با راهنمايي مرحوم دكتر علي اسدي به استخدام آزمايشي تلويزيون درآمد و در مركز تحقيقات سنجش افكار مشغول به كار شد. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، كارمند رسمي سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران گرديد و مدت ۱۵ سال در مركز تحقيقات اين سازمان در مسووليت "مدير گروه اجتماعي سنجش امور برنامهاي" به پژوهش مشغول بود.
نظرخواهي پيرامون نظرات مردم در نخستين گامهاي پيروزمند انقلاب اسلامي (۱۳۵۸)، نظرخواهي پيرامون نظرات مردم نسبت به برنامههاي راديو تلويزيون در شهر تهران (۱۳۵۹)، از جمله كارهاي اوليه او در آن مقطع بود.
دكتر علاوهبر انجام ۹ كار پژوهشي گسترده براي سازمان صداوسيما و دفتر حوزه علميه قم، چاپ ۱۴ مقاله پژوهشي در زمينههاي نظرسنجي، افكارعمومي، فرهنگ و ارتباطات، جهانيشدن و ارتباطات، ارتباطات و متقاعدسازي، نقش و اهميت مخاطب و مصرف و تبليغات را در كارنامه تحقيقي خود ثبت كرده و چهار عنوان كتاب نيز به صورت تاليف و ترجمه روانه بازار نشر كرده است.
دكتر سیدمحمد دادگران از جمله اساتيدي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، رشته ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامي به كمك و كوشش او پا گرفت. وي هماكنون، ضمن تدريس، پژوهشگر ارشد صداوسيما، عضو هيات علمي دانشكده صداوسيما و دانشگاه آزاد اسلامي و مدير بخش كارشناسي ارشد رشته مديريت رسانه سازمان در صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران است..."
برخي از عناوين اين شماره كيهان فرهنگي به شرح زير است:
مهندسي افكار عمومي / مدير مسوول
ارتباطات و روانشناسي اجتماعي / گفتوگو با دكتر سيدمحمد دادگران و با حضور فاطمه سخي، دكتر علي گرانمايهپور و دكتر افسانه مظفري
كتابشناسي دكتر سيدمحمد دادگران / شهلا پروينزاد
ارتباطات و توسعه / دكتر سيدمحمد دادگران
وب و اوقات فراغت جوانان / فاطمه سخي
رسانههاي فرهنگي در عصر ارتباطات / فايضي مهابادي
لازم به ذكر است ماهنامه كيهان فرهنگي كه در هر شماره خود به معرفي فرزانگان فرهيخته و نيز آثار، گفتار و نوشتار آنان در اين زمينه ميپردازد، در شمارههاي گذشته خود نيز به معرفي چند تن از استادان ارتباطات پرداخته كه در زير آمده است:
ـ گفتوگو با پدر علوم ارتباطات، استاد كاظم معتمدنژاد؛ سال بيستويكم، شماره ۲۱۹ (ديماه ۱۳۸۳).
ـ كهكشان ارتباطي مكتب تهران در گفتوگو با استاد كاظم معتمدنژاد؛ سال بيستويكم، شماره ۲۲۰ (بهمنماه ۱۳۸۳).
ـ ارتباطات انساني در گفتوگو با استاد علياكبر فرهنگي؛ سال بيستودوم، شماره ۲۲۶ (مردادماه ۱۳۸۴).
ـ گفتوگو با استاد باقر ساروخاني، بنيانگذار جامعهشناسي ارتباطات در ايران؛ سال بيستودوم، شماره ۲۲۷ و ۲۲۸ (شهريورماه و مهرماه ۱۳۸۴).
"... فردی امتیاز روزنامه و نشریهای را اخذ میکند تا از بابت آن یا به شهرت و یا به ثروت برسد. اصلا ممکن است هیچ ارتباطی با رسانه نداشته باشد و اصلا رسانه را هم نشناسد. در نتیجه حتی ممکن است روزی پسرعموی خود را که روزی انشای خوبی هم نوشته باشد را سردبیر نشریه کند. آثار چنین انتخابی از قبل معلوم است. این فرد نمیداند خبرنگار کیست، گزارشگر کیست، مقالهنویس چه کسی است، نویسنده روزنامهای کیست و تعامل اینها با هم چگونه است، گزارشگر روزنامه چه جایگاهی دارد، جایگاه خبرنگار کجاست، متدها و روشهای خبر چیست، ارزشهای خبر چیست و... اینجاست که داستان غمانگیزی اتفاق میافتد. یعنی بخشی از کارکردها اتفاقی است، همانطور که یک مدیرمسوول اتفاقی مدیرمسوول میشود یک خبرنگار هم ممکن است بهطور اتفاقی خبرنگار شود...
من میخواهم بگویم در این قضاوتی که ما در خصوص جایگاه رسانه و روزنامهنگار، خبرنگار، مدیرمسوول و مدیریت رسانه انجام میدهیم، ابتدا باید به نظام آموزشی فکر کرد و آن را دید. مقصود من تنها نظام آموزشی فعلی نیست. مقصود من این است که ما چقدر در انتخاب یک رشته دخیل بودهایم، چقدر نظام آموزشی ما در راستای فرهنگسازی و برای اینکه رسانههای جمعی بتواند با صحت و سلامت وارد خانههای ما شود، سهیم بوده است. اگر سهیم بود دیگر تیراژ روزنامههای ما نباید یک میلیون و پانصد نسخه باشد..." [گفتوگوی جواد صبوحی با فريدون صديقی]
"... در فضاي نوين رسانه اي، شايد بيشترين تعامل ديپلماتيک را ديپلمات هاي مجهز به تکنولوژي هاي نوين ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهاني داشته باشند. چرا که در غير اين صورت رسانه ها پيش از آنها گستره ديپلماسي و سياست خارجي را به تحريريه کانال هاي راديويي ـ تلويزيوني، روزنامه ها، سايت ها و ساير رسانه ها مي کشانند. کمتر دولتي را مي توان يافت که بتواند با سرعت شگفت انگيز رسانه هاي جهاني، به ويژه رسانه هاي تصويري در سياست خارجي، حرکت کند. رسانه ها بازيگران غير دولتي سياستگذاري خارجي امروز کشورها هستند که فعاليت آن ها را نه مي توان کنترل نمود و نه مي توان ناديده گرفت..." [متن مقاله دکتر رها خرازی در همشهری آنلاین]
مرتبط:
سايبر ديپلماسی؛ ديپلماسی رسانهای نيست!
"... اين روزها، بسياري از مردم اخبار جنگ لبنان و رژيم صهيونيستي را بيشتر از طريق تلويزيون دنبال مي كنند، اما آيا تصويري كه از طريق تلويزيون در مورد اين جنگ در ذهن مخاطب نقش بسته، تصويري كامل و واقعي است و در آخر اين كه آيا رسانه ملي ما در قبال پوشش اخبار جنگ كاركرد مثبتي داشته يا خير؟..." [کامل]
سيد فريد قاسمي: "... زماني كه فرمان مشروطيت صادر شد، مطبوعات ايران گام در 70 سالگي گذاشته بود. در آن روزگار، ايران روزنامهنگاراني داشت كه بيش از سه دهه فعاليت حرفهاي را در كارنامه داشتند، اما جالب است بدانيد پس از صدور فرمان و انتشار دهها نشريه از تجارب آنها به هيچوجه استفاده نشد. نظام استاد ـ شاگردي كه تا آن روزگار مرسوم بود، متلاشي شد. صدها تن بدون هيچگونه سابقه روزنامهنگاري يكشبه روزنامهنگار و دهها تن مدير و سردبير شدند. ما بايد در بررسي پيامدهاي رويدادهاي تاريخ معاصر كه يكي از آن رويدادها صدور فرمان مشروطه است، به داد و گرفت توجه کنیم...
مشروطه سرآغاز ورود كساني بود كه روزنامه و روزنامهنگاري را حرفه خود نميدانستند و مطبوعات براي آنان معبر بود، نه توقفگاه. نخستين ماههاي پس از صدور فرمان مشروطيت است. بزرگان و فرزانگان صاحبقلم پيش از مشروطيت به عرصه مطبوعات وارد شدند و شماري نيز از آنان پس از صدور فرمان به روزنامهنگاري روي آوردند، اما در كنار اين تعداد نسبتا اندك انسانهاي فرهيخته، خيل نادرستها نيز راه رسيدن خود را به مقصد و مقصود از دالان مطبوعات جستوجو كردند. نخستين گروه شارلاتانهاي مطبوعاتي پس از صدور فرمان مشروطيت به اين حرفه وارد شدند. تكديگري مطبوعاتي از همان روزگار شروع شد. نقطه شروع اخاذي مطبوعاتي همان ايام است. روزنامهنگاران باشرف چون اوضاع را اين چنين ديدند، عطاي روزنامهنگاري را به لقايش بخشيدند..." [کامل]
"اين روزها كه نگاهها به سوي لبنان، عراق، فلسطين، افغانستان و دهها نقطه ديگر جهان معطوف شده است، تصويرگري اين صحنهها را خبرنگاران، عكاسان و تصويربرداران انجام ميدهند كه براي گواهي به آيندگان به تاريخ بسپارند.
همه خبرنگاران، همه ايرانيان و يا بهتر آن كه همه جهانيان ۱۷مردادماه را به ياد دارند، ۱۷مرداد سال ۱۳۷۷، روزي كه قلم به خون شرف داد...
هشت سال از آن واقعه تلخ و جانسوز در مزارشريف و هشت ماه از حادثهاي ديگر. حادثه غمبار سقوط هواپيماي سي۱۳۰. اين بار ده ها خبرنگار دست در دست يكديگر ديار فاني را وداع گفتند..." [متن]
در تازه ترين شماره فصلنامه رسانه علاوه بر گزارش ها و گفتگوهايی مرتبط با فعاليت رسانه ای كشورهای ژاپن، لبنان، فرانسه، انگلستان و آلمان، صورت قوانين و مقررات مطبوعاتی شماری از كشورها نيز به شرح زير چاپ شده است:
ـ انجمن مطبوعات ژاپن
ـ قانون بيشه: قانون توزيع نشريات فرانسه
ـ قانون سنديكای روزنامه نگاران كردستان ـ عراق
"... مسئوليت اجتماعي روزنامه نگاران در قبال اخبار و اطلاعات در زمانه اي كه اطلاعات به عنوان منبع و منشا قدرت شناخته مي شود و دارندگان زمين، ابزار و سرمايه در گذشته تلاش مي كنند اطلاعات و نشر و پخش آن را در انحصار خود بگيرند. ناگزير روزنامه نگاران را در برابر مراجع قدرت قرار خواهد داد و فعاليت روزنامه نگاري را به سياست و قدرت پيوند مي زند..." [کامل]
"... نخستين تلاش براي ايجاد تشكل هاي صنفي و تامين حقوق معوقه جامعه مطبوعاتي ايران را بايد در انقلاب مشروطه جستجو كرد، چون انقلاب مشروطه ضمن تاثير بسزايي كه در روند كمي و كيفي انتشار نشريات داشت، موجب پيدايش تفكر گروه گرايي و ايجاد نخستين تشكيلات مطبوعاتي ايران نيز شد و سرانجام در سال ۱۳۰۰ خورشيدي نخستين اتحاديه مطبوعاتي كشور، با همكاري گروهي از مديران جرايد با انگيزه ايجاد گروه هاي صنفي براي مقابله با فشارها و اعمال محدوديت هاي دولت، شكل گرفت و در نهايت به دليل صف آرايي در مقابل دولت به سرعت از هم پاشيد..." [کامل]
"... هم اینک در لبنان و حتا کشورهای همراهش هنوز یک پاشنه آشیل وجود دارد و آن چیزی نیست جز فقدان سیاستگذاری رسانه ای برای راهبردی کردن اخبار و تبلیغات جنگ. به اخبار و گزارش های جنگ در این ۲۴ روز در صدا و سیما و مطبوعات کشورمان بنگرید تا ببینید در دو سوی طیفی از افراط و تفریط چه مطالبی منتشر می شود. آنگاه به رسانه های آمریکا و اروپا نگاه کنید و شیوه های متمرکز، پنهان و هدایت شده اخبار و تبلیغات را دریابید.
من امیدوارم صدا و سیمای ما خبرنگارانش را به محل بمباران ها ببرد و اخبار زنده را جایگزین اخبار بی تصویر کند (رادیو در این زمینه بهتر می تواند کار کند). برنامه های خبری دچار پرکندگی و بخشی نگری نشوند و..."
[متن یادداشت دکتر امید مسعودی]
"چند وقتي است در وبلاگستان بيشتر به كلمه راديو يا به شبكه يا برنامه اي از آن اشاره مي شود. منظورم نويسنده وبلاگ هايي هستند كه كمتر به صدا و سيما ديد مثبتي دارند. شرق به عنوان روزنامه نخبه گرا نمي دانم از چه زماني صفحه اي را با همين عنوان به راه انداخته. خود راديو امسال شصت و ششمين سالروز خود را به طور مفصل جشن گرفت و حال و هواي آن و برنامه هاي ويژه آن مانند پخش صداي مظفر الدين شاه كمي عجيب، بديع و شگفتي آور بود.
شايد بتوان از تغيير ملايمي در سياستگزاري هاي رسانه اي صحبت كرد كه توانسته توجه بخش هاي جدا افتاده از اين رسانه را كمي به خود جلب كند..." [کامل]
دکتر حسين افخمی: "... در نظام رسانه اي ما دولت مي خواهد به تنهايي در همه جا نظارت داشته باشد. ولي در هيچ جاي دنيا دولت در انجام همه نظارت ها موفق نبوده است. بخش عمده اي از نظارت ها بايد به عهده سنديکاهاي حرفه اي باشد. در کشور ما احزاب هم متاسفانه بسيار ضعيف هستند که اين هم يکي از مشکلات محسوب مي شود. نتيجه اين مي شود که ما در حوزه رسانه اين نگرش نظارتي را داريم..." [متن]
مرتبط:
مشكل ما كمبود دانشكده است يا پيشرفته نبودن آموزههای روزنامهنگاری؟
دكتر سعيدرضا عاملی: "... وبلاگ فضای آزاد است. فضای جبری، عكسالعمل منفی دارد؛ برعكس، در فضای آزاد چون روحيه انتخابگری وجود دارد، فرد را به تعامل میكشد و چون خود انتخاب میكند، خرسند است و پای حرف خود میايستد...
وبلاگ حول يك موضوع شكل میگيرد و پس از مدتی مخاطب و خواهان آن نگاه، گروهی را به دور وبلاگ شكل میدهد. در وبلاگهای تخصصی كه در مورد يك موضوع به صورت حرفهای مینويسند، متن محور تعامل میشود تا شخص. در جامعه هنجاری و نرمتيك كه دوگانگی هويتی به دليل عدم اظهار، بالا میرود، فرد در فضای وبلاگ پر رنگتر میشود و خود متفاوت اظهار میشود..." [متن]
"... اهميت وبلاگها در اين است كه جهان متكثر ما را بازتاب ميكنند. هيچ رسانهاي نيست كه حتي افراد عادي بتوانند در مقام توليدكننده وارد آن شوند و جهان خود را گزارش كنند. از اين منظر، وبلاگ به مثابه حافظه جمعي ما عمل ميكند..." [کامل]
نهضت مشروطیت ایران در وجه عام رسانه ای آن جنبش، "تلگراف" نام دارد، اما از آنجا كه مطبوعات در طلیعه توجه سیاسی جامعه ایرانی به وسایل ارتباط جمعی قرار داشته اند، لذا در فرآیند تكوین و پیروزی مشروطیت "روزنامه" از جمله موثرترین رسانه ها در حوزه سیاست و ساحت گروه های مرجع و سازندگان افكار عمومی به حساب می آید. اگرچه روزنامه نگاری در ایران از آغاز پیدایش تا تكوین جنبش مشروطیت نقش كم رنگ دولتی داشته است، اما هم شكل گیری "مطبوعات در تبعید" و هم "مطبوعات ملی" از مولفه های موثر در گسترش اندیشه مشروطه بوده اند. "كانون های مشروطه خواهی" و "مطبوعات" نسبت های وثیقی با یكدیگر دارند و همین حوزه تاثیرگذاری هر دو را در جنبش مشروطیت بیشتر می سازد. انجمن های سری كه از پایه های جنبش مشروطه اند، از سویی در شمار تحریریه های نشریات مشروطه گرا به حساب می آیند و از سوی دیگر مراكز بحث، بررسی و توزیع مطبوعات ملی. حضور روزنامه نگاران در این كانون ها هم از نظر كمی و هم از نظر كیفی حائزاهمیت فراوان است. از پنجاه و چهار نفر عضو اولین انجمن سری كه در تهران تشكیل می شد، بیست نفر روزنامه نگار و بقیه روحانی و بازرگان بودند و یكی از دستورهای مهم انجمن های سری این بود كه هر روز یا هر هفته اعضای انجمن در مركز خود جمع شده روزنامه های ممنوعه داخل و خارج كشور را برای یكدیگر بخوانند و اوضاع و احوال مملكتی و فعالیت های خود را مورد بررسی و ارزیابی قراردهند. درهم آمیختگی و همكاری و هماهنگی آزادیخواهان و روزنامه نگاران زمینه مساعدی را برای توسعه مطبوعات در ایران به وجود آورد. پدیده ای كه تا سال ها از جمله موضوعات بسط و نفوذ روزنامه تا مناطق مختلف كشور بود. اینكه حتی مضمون سیاسی مطبوعات ایران توانست در دورانی از مشروطیت زبانی مردمی و فراگیر به خود بگیرد و موجب سبك و شیوه بومی در روزنامه نگاری شود، شاخص مهم در اثبات كارآمدی مطبوعات عصر مشروطه است. البته شاخص اقبال عمومی به مطبوعات و تاثیرگذاری پردامنه سیاسی آنها از قوام و دوام برخوردار نیست، چنانكه در كمتر از دو دهه بعد رویكرد عمومی به نشریات سیاسی و خبری چنان كاهش می یابد كه فروشندگان جراید برای امرار معاش و واداشتن مردم به خرید مطبوعات متوسل به پخش خبرهای دروغ می شوند. مطالعات تاریخی نشان می دهد كه ساخت مطبوعات در ایران متغیری وابسته به ساخت "قدرت سیاسی" و "جامعه مدنی" است. این دو متغیر مستقل سیاسی و اجتماعی به وسیله دو عامل فرهنگی و حقوقی یعنی "فرهنگ سیاسی" نخبگان و "دستگاه های حل و فصل اختلاف" تحدید یا تقویت می شوند. مدعای نویسنده این است كه با این رویكرد تاریخی می توان همبستگی های میان دولت، جامعه و مطبوعات را در قالب چهار فرضیه مورد مطالعه قرار داد.
فرضیه اول: به نظر می رسد میان توسعه مطبوعات در ایران و ساخت "قدرت سیاسی" رابطه معنی داری وجود دارد. به این معنا كه در دوره های پراكندگی یا توزیع قدرت سیاسی، ساخت مطبوعات توسعه یافته تر و در دوره های تمركز و خودكامگی قدرت سیاسی ساخت مطبوعات، توسعه نیافته تر بوده اند.
فرضیه دوم: توسعه مطبوعات به نحوه استقرار "جامعه مدنی" بستگی دارد، به این معنا كه در دوره های توانمندی، جامعه مدنی، ساخت مطبوعات توسعه یافته تر و در دوره های ضعف جامعه مدنی ساخت مطبوعات توسعه نیافته تر بوده اند.
فرضیه سوم: با توجه به دایره تاثیر گذاری مطبوعات در میان گروه های مرجع به نظر می رسد "فرهنگ سیاسی نخبگان ایرانی" نقش تشدید یا تضعیف در روند توسعه مطبوعات دارند. به این ترتیب كه در فرهنگ سیاسی مشاركت گریز و رقابت ستیز نخبگان، میزان توسعه نیافتگی مطبوعات بیشتر و در فرهنگ سیاسی مبتنی بر مشاركت و رقابت كمتر می شود.
فرضیه چهارم: به نظر می رسد كه ضعف یا فقدان در "نهادها و سازوكارهای حقوقی حل اختلاف" در جامعه روند توسعه نیافتگی مطبوعات را تشدید می كند. به این ترتیب براساس این مدل مطالعاتی چهار متغیر "دولت"، "جامعه مدنی"، "نخبگان" و "نهادهای حقوقی" می توانند، گرانیگاه توسعه مطبوعات مستقل و موثر سیاسی باشند. پرسشی كه در این مقاله به آن بیشتر پرداخته خواهد شد، این است كه با لحاظ دو تجربه انقلاب اسلامی و اصلاحات پس از سال ۷۶ نقش حد و دامنه تاثیر گذاری این گونه مطبوعات یك صد سال پس از مشروطیت تا كجاست و كدام متغیر به این نقش و حد و دامنه شدت و شتاب بیشتری می دهند.
*یادداشت دکتر هادی خانیکی در ویژه نامه صده مشروطه روزنامه شرق
۶۹ سال و ۳ ماه و ۳ روز از حیات مطبوعات ایران گذشته بود و حدود ۱۱ عنوان نشریه در كشور انتشار می یافت كه در ۲۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ ق فرمان موسوم به مشروطیت به امضای مظفرالدین شاه رسید. ایران در آن روزگار حدود ۱۰ میلیون جمعیت داشت كه بیشترین شان كم سواد و بی سواد بودند و یك دلار ۵ ریال معامله می شد. از صدور فرمان تا ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق كه درگیری بهارستان به وجود آمد و محمدعلی شاه با همراهی و همكاری روس ها كودتا كرد، فصل مستقلی در تاریخ مطبوعات است. در این دوره كه ۲۳ ماه دوام داشت به طور متوسط هر دو سه روز یك عنوان روزنامه یا شب نامه نو منتشر می شد. روایت ها متفاوتند. از لابه لای فهرست ها، روزنامه ها و به طور كلی متون برجای مانده شاید بتوان ۳۵۰ عنوان را احصا كرد كه بیش از ۵۰ درصدشان از بین رفته اند. پس از صدور فرمان مشروطه به مدت ۷ ماه و ۱۶ روز وزارت انطباعات برقرار بود و با دو حكم محمدباقر اعتمادالسلطنه را در سمت وزیر انطباعات ابقا كردند، در این مدت دو نوع مجوز انتشار نشریه صادر می شد. آزاد و تحت نظارت وزارت انطباعات، بعضی نیز همچون گردانندگان انجمن تبریز بدون كسب مجوز از مركزنشینان به انتشار نشریه مبادرت كردند. قانون مطبوعات در ۵ محرم ۱۳۲۶ ق به تصویب مجلس شورای ملی رسید. به دنبال تصویب این قانون و ابلاغ آن به دولت، شیوه كسب امتیاز انتشار مطبوعات تغییر كرد و متقاضیان انتشار نشریه لازم بود برای كسب پروانه انتشار مراحل مختلفی را طی كنند. در آن روزگار تندروی ها گهگاهی به اوج می رسید. شماری از خردگرایان مطبوعات كه عقلانیت روزنامه نگارانه داشتند، ماه ها پیش از ویرانی ها سعی در تنش زدایی داشتند اما در هیاهوی زمانه استدلال های منطقی شان گم شد و صدایشان به جایی نرسید. بهانه كافی برای محمدعلی شاه، درباریان و متحدانشان فراهم شده بود تا این كه درگیری میدان بهارستان سبب شد محمدعلی شاه با همیاری و همدستی روس ها كودتا كند. این كودتا، پناهندگی، دستگیری و فرار شماری از روزنامه نگاران، غارت و آتش سوزی دفتر روزنامه ها را به دنبال داشت. همچنین ۷ تن از فعالان روزنامه نگاری مشروطه اول پس از توپ پرانی بهارستان و نیز سال های بعد جان باختند. فرآیند تندروها در مشروطه اول خواه با نام مشروطه خواهی و یا ضدیت با مشروطه متفاوت است اما برآیندشان یكی شد.
*یادداشت سید فرید قاسمی در ویژه نامه صده مشروطه روزنامه شرق
"فدراسیون بین المللی روزنامهنگاران (IFJ)، حمله نظامی اسراییل به یک تیم خبری تلویزیون فلسطین در غزه که در طی آن یک عکاس عضو این گروه زخمی شد را محکوم کرد..." [متن]
"انجمن صنفی روزنامه نگاران نهادی مدنی است كه از بطن جامعه روزنامه نگاری كشور و در پاسخگویی به مقتضیات زمانه، پس از دوم خرداد ۷۶ و روی كار آمدن دولت اصلاح طلب خاتمی تاسیس و راه اندازی شد. این انجمن كه با حمایت اعضا توانسته است شرایط متلاطم سال های پس از ۷۶ را پشت سر گذارد و هم اكنون به عمر ۹ سالگی خود رسیده است نشانی از پیشگامی روزنامه نگاران در عرصه جامعه مدنی ایران دارد..." [سرمقاله امروز شرق]
"در میان نشریات هفتگی كشور فرانسه، سه مجله لوپوئن، نوول آبزرواتور و اكسپرس از قدمت، اهمیت، شهرت و اعتبار بیشتری در این كشور و در سطح جهان برخوردارند و جزء پرخواننده ترین نشریات كشور فرانسه محسوب می شوند. هر یك از این سه نشریه، نماینده جناح ها و مواضع سیاسی متفاوتی در این كشور به شمار می آیند و دیدگاه های این جناح ها را منعكس می نمایند..." [بیشتر]
"... انگار فضای حاکم بر عرصه خبر، هنوز به خبرنگاران "نشسته" و یا "ایستاده" می اندیشد که از فضای سبز داخل جام جم، از فراز تپه های امن اطراف کابل، پشت بام هتل های بغداد و صدها متر دورتر از عرصه رویداد در پس زمینه های گنگ و تیره، "پلاتو" می دهند. پلاتو هایی که غالبا محصول تولیدی نیستند و حاصل جمع بندی خبرگزاری ها هستند، پلاتو هایی که گاهی اوقات آمارشان با آمار گوینده بخش خبری نمی خواند، پلاتو هایی که اصلا جذابیت ندارند و پس زمینه های بی ربط شان، مزید بر علت می شود که مخاطب آن را چندان باور نکند..." [کامل]
دفتر مطالعات و توسعه رسانهها شماره جديد فصلنامه مطالعاتی و تحقيقاتی وسايل ارتباط جمعی (رسانه) را منتشر كرد.
شماره جديد مجله كه به شماره پياپی ۶۵ ـ بهار ۱۳۸۵ ـ منتشر شده٬ ويژه "سفرهای مطبوعاتی" است.
روابط عمومی این دفتر اعلام كرد كه به منظور انتقال يافته های سفرهای مطبوعاتی، شماره جديد رسانه را به گزارش ها و مصاحبه های مرتبط با اين رويداد اختصاص داده است. لازم به ذكر است كه اين سفرها از سال ۸۴ آغاز شد و تا بهار سال جاری ادامه داشت. در اين سفرها يكصد و چهل مدير روزنامه و يا خبرگزاری، روزنامه نگار و عكاس حضور داشتند كه ۶۰ نفر از مراكز خبري و روزنامه نگاری لبنان و ۸۰ نفر نيز از مراكز خبری و مطبوعاتی در كشورهای اروپايی و ژاپن بازديد كردند.
در اين شماره رسانه می خوانیم:
تجربه اروپا و لبنان / گفتوگو با دكتر سيد احمد موسیزاده
سفر به لبنان / محمدعلي مهتدی
تفاوت مطبوعات ما و مطبوعات لبنان / دكتر حسامالدين آشنا
پاريس؛ تيتر اصلی / محمدرضا خطيبینژاد
هفت روز در سرزمين ژرمنها؛ گزارش ديدار يک روزنامهنگار از رسانههای آلمان / محمد رضايی
رسانههای انگليس؛ نگاه از درون / گفتوگو با محمودرضا امينی
بهرهگيری از تجربيات موفق ديگران / گفتوگو با رحيم خاكی
مقايسه رسانههای اروپا و ايران / گفتوگو با مهدی فضايلی
رسانهها و نظام رسانهای ژاپن / شعبانعلی بهرامپور
رسانههای ژاپن؛ نگاه از درون / گفتوگو با پرويز اسماعيلی
انجمن مطبوعات ژاپن / ترجمه حامد صدقی
قانون بيشه: قانون توزيع نشريات فرانسه / ترجمه مريم موسوی
قانون سنديكای روزنامهنگاران كردستان ـ عراق
نظرسنجی از بازديدكنندگان سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات
عبدالعلی دستغیب: "... با وجود بهبود وضعیت کمی نقدنویسی در مطبوعات نسبت به گذشته؛ هنوز تا رسیدن به وضعیت کیفی پیشین فاصله زیادی باقی مانده است..." [متن]
"... رويكرد "برساخت گرايي اجتماعي" اروينگ گافمن به مقوله جنسيت بازنمايي آن در رسانه هاي بصري، يكي از جذاب ترين، پيچيده ترين و منحصر به فردترين چشم اندازهاي مربوط به مطالعات جنسيتي است. گافمن در كتاب "تبليغات جنسيتي" (۱۹۷۹)، اين مسأله را پيگيري مي كند كه افراد چگونه هويت جنسيتي شان را براي ديگران آشكار مي كنند و چگونه اين هويت جنسيتي در تبليغات به كار گرفته مي شود. از نظر او "جنسيت به صورت تصويري به اشكال مختلف در گستره تبليغات رسانه اي برساخته مي شود"...
به طور خلاصه استدلال گافمن اين است كه تفاوت در رفتار و اعمال زنان و مردان بر اساس تفاوت هاي بيولوژيك بنيادي ميان آن ها به وجود نمي آيد، بلكه "بسياري از اعمال اجتماعي كه مكررا به عنوان پيامد طبيعي تفاوت هاي ميان دو جنس ارائه و تلقي مي شود، عملا ابزاري هستند كه آن تفاوت ها را محترم شمرده و توليد مي كنند"...
گافمن با پشتوانه چنين رويكرد هوشمندانه اي است كه دست به تحليل مناسبات جنسيتي در تصاوير تبليغاتي مي زند. او با طرح ايده "فرامناسكي شدن" معتقد است نمايش هاي جنسيتي در تبليغات (و ساير رسانه هاي تصويري)، "به ما نشان مي دهد كه چگونه تبليغات به تفاوت هاي جنسيتي برساخت شده به لحاظ اجتماعي، جنبه طبيعي مي دهند و از اين رو تصورات قالبي جنسيتي را تحميل مي كنند". منظور از فرامناسكي شدن نمايش هاي جنسيتي در رسانه هاي تصويري اين است كه مناسباتي كه پيش از اين در موقعيت هاي اجتماعي، مناسكي شده است، در تبليغات (و بنابراين ساير رسانه هاي تصويري) دوباره به صورت مناسك در مي آيد و در واقع "دگرگوني آنچه پيش از اين دگرگون شده بود"، اتفاق مي افتد.
با اين پيش زمينه نظري، گافمن دست اندركار تحليل الگوهاي تصويري مربوط به بازنمايي جنسيت (و به ويژه زنانگي) در تبليغات مي شود و مي كوشد برخي از اصول نمايش جنسيتي را در آن ها بررسي كند.
گافمن شش الگوي تصويري از نمايش هاي جنسيتي در تبليغات تشخيص داده است كه از طريق آن ها تفاوت هاي ميان زن و مرد بازنمايي مي شود..." [بخش اول | بخش پایانی]
"عكس صفحه ۲۳ روز يكشنبه (اول مرداد) همشهري نكتهاي خاص دارد:
وقتي روزنامه نگار در موقعيتي قرار گيرد كه بايد يا به همنوعان خود كمك دهد يا به وظيفه حرفهاي برسد، چه بايد بكند؟
تصوير، محمد باريكاني خبرنگار ايراني را نشان مي دهد كه به پيرزن بيروتي كمك مي كند تا از ميدان حادثه جان به در ببرد.
عده اي عقيده دارند كه روزنامه نگار وظيفه مشخصي دارد و هيچ عاملي نبايد مانع اجراي آن شود. حتي افراطي تران مي گويند حتي اگر دخالت روزنامه نگار بر موضوع خبري اثر گذارد (مثل اين كه مجروحي را از لابه هاي شكستگي هاي خودرو بيرون بكشد) و جنبه ديدني يا دراماتيك آن را از بين ببرد، مرتكب يك خلاف حرفه اي شده است.
روزنامه نگاران و نظاميان بيش از ديگران شاهد صحنه هاي تكان دهنده و غم انگيز قرار مي گيرند. اگر آنان در برابر صحنه ها خود را ببازند و با آسيب ديدگان همراهي كنند، از كار حرفه اي خود مي مانند..."
[یادداشت علی اکبر قاضی زاده در همشهری آنلاین]
مرتبط:
چرا حرفهای بودن را مخدوش میکنیم؟
نشست تاثيرات متقابل زيرساخت فناورِي اطلاعات و سايبر ژورناليسم در ايران با حضور دکتر جلالي استاد دانشگاه علم و صنعت در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات برگزار شد. [بیشتر]
"... چندي پيش به هنگام مرور سايت هاي مورد علاقه ام نا اميدانه قصد کردم نگاهي هم به سايت ايران و جامعه اطلاعاتی بيندازم، شايد که مطلب جديدي را بتوانم مطالعه کنم. اما متاسفانه اين سايت به دليل انقضاي تاريخ ثبت دامنه بسته شده بود. ايران و جامعه اطلاعاتي که از قديمي ترين وب سايتهاي فعال در حوزه جامعه اطلاعات بود و به همت دکتر کاظم معتمد نژاد پدر علم ارتباطات ايران راه اندازي شده بود، در واقع منبع علمي و خبري علاقهمندان به پيگيري مباحث جامعه اطلاعات محسوب و در آن گزارشها و مقالههاي بسيار ارزشمندي يافت ميشد، بسيار آرام و بي سر و صدا از حدود يک سال پيش غير فعال و سرانجام بسته شده است..." [متن]
"سيطره نفوذ رسانه هاي مرداک اکنون و در جريان بروز بي پرواي جنايات رژيم صهيونيستي در لبنان نيز باقي است، اما اين سيطره اوج گرفته است، چون هميشه علاوه بر دولت هايي مانند امريکا و انگليس، رسانه ها در غرب نيز مشي جانبدارانه را در بازگو کردن حقايق در دستور کار خود قرار مي دهند. حتي در بريتانيا دولت به رسانه ها دستور داد که در انعکاس اخبار تجاوز اسرائيل به لبنان جانب رژيم صهيونيستي را داشته باشند. معمولا بي.بي.سي و تلويزيون مستقل ITV به ترتيب منتقد و طرفدار دولت بريتانيا هستند. در شرايط کنوني اما وضعيت متفاوت بود..." [متن]
"... راديو اجتماع ها ايستگاه هاى راديويى خودگردان و مستقلى هستند كه با هدف كمك به بهبود زندگى اجتماعى و فرهنگى اعضاى يك گروه كه اهداف، باورها و نيازهاى مشترك دارند، مانند گروه دانشجويان، زنان، كودكان و... فعاليت مى كنند...
يونسكو در گزارش مفصلى كه درباره راديو اجتماع تهيه كرده است ضمن برشمردن ويژگى ها و اهداف اين نوع از راديوها، روى اين نكته تاكيد مى كند كه راديوهاى اجتماع اساساً راديوهايى فرهنگى ـ اجتماعى هستند و در خدمت تحقق اهداف دموكراسى، توسعه اجتماعى، فرهنگى و جلب مشاركت هاى مردمى فعاليت مى كنند و نه در خدمت تبليغات سياسى يا تجارى.
البته در راديو اجتماع نيز مانند هر رسانه ديگر، يكى از منابع تامين درآمد تبليغات است اما حتى اين تبليغات هم در راستاى خدمت به اعضاى گروه و همسو با منافع آنها تهيه و پخش مى شوند..." [کامل]
"به منظور بررسي انواع موقعيتهاي تعاملي ايجاد شده توسط رسانههاي ارتباطي، شناسايي تفاوت بين سه شكل يا سه نوع تعامل ـ آنچه كه "تعامل رو در رو" تعامل رسانهاي شده" و "شبه تعامل رسانهاي شده" مينامم ـ مفيد است... تعامل رو در رو ميتواند با تعامل رسانهاي شده يعني شكلهاي تعامل مانند نامهنگاري، مكالمات تلفني و غيره تفاوت چشمگير داشته باشد. تعامل رسانهاي شده مستلزم استفاده از يك وسيله فني (كاغذ، سيم برق، امواج الكترومغناطيس و غيره) است كه امكان انتقال اطلاعات يا محتواي نمادين به افرادي را فراهم ميكند كه از نظر زماني، مكاني يا هر دو دور هستند. تعامل رسانهاي شده از زمان و مكان فراتر ميرود و به اين علت ويژگيهايي به دست ميآورد كه آن را از تعامل رو در رو متمايز ميكند. در حالي كه تعامل رو در رو در گسترهاي از حضور مشترك انجام ميشود، شركت كنندگان در تعامل رسانهاي شده در گسترههايي قرار گرفتهاند كه از نظر مكاني و يا زماني متمايزند. شركت كنندگان در شيوه اشاره زماني ـ مكاني مشابهي سهيم نيستند و نميتوانند مسلم بدانند كه ديگران با بيان اشارهاي مورد نظر آنها آشنا هستند. بنابراين شركت كنندگان بايد هميشه در نظر داشته باشند چه مقدار اطلاعات محيطي و بافتي اضافي بايد در مبادله گنجانده شود. مثلا نوشتن مكان و تاريخ در بالاي يك نامه يا معرفي خود در ابتداي يك مكالمه تلفني..."
[بخش اول | بخش دوم | بخش سوم]
گروه سازمان ملل درباره جامعه اطلاعاتی (UNGIS) یک نهاد تازه است که شناخت آن می تواند برای کارشناسان ارتباطات و علاقمندان به مباحث جامعه اطلاعاتی مفید باشد.
این گروه که موجودیت آن در آوریل ۲۰۰۶ توسط هیات اجرایی کل سازمان ملل (CEB) مورد تصویب قرار گرفت و از یک مکانیزم بین آژانسی تبعیت می کند؛ در واقع قرار است مسایل فراروی سازمان ملل را در عرصه جامعه اطلاعاتی دنبال کند.
به عبارت بهتر؛ گروه سازمان ملل درباره جامعه اطلاعاتی به این دلیل شکل گرفته است تا همه مسایل مرتبط با تعقیب اهداف دو اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتی را دنبال کند.
همان گونه که اطلاع دارید تاکنون دو اجلاس جهانی در سطح سران کشورها درباره جامعه اطلاعاتی تشکیل شده که نخستین آن ها در سال ۲۰۰۳ در سوئیس و دومین مورد هم در سال ۲۰۰۵ در تونس برگزار شده است.
نقش UNGIS احتمالا در آینده پررنگ تر خواهد شد و یکی از دلایل نیز تصویب موجودیت گروه مزبور از جانب هیات اجرایی کل سازمان ملل است.
اما هیات اجرایی کل سازمان ملل یا همان CEB نیز در واقع یک فروم است که سران اجرایی سازمان های وابسته به سازمان ملل را دو بار در سال فرا می خواند و با توجیه کردن آنان نسبت به مسایل موجود به تصمیم گیری های مدیریتی در قبال موضوعات مبتلا به کل سیستم سازمان ملل می پردازد. پس به دیگر سخن کار اصلی CEB ایجاد هماهنگی بین اعضای خانواده سازمان ملل است. رییس CEB نیز خود دبیر کل سازمان ملل است و بد نیست بدانید که CEB از یک سابقه تاریخی برخوردار است.
در واقع این نهاد در سال ۱۹۴۶ و به درخواست شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل شکل گرفت. البته CEB در آغاز تحت عنوان کمیته اجرایی برای هماهنگی ACC فعالیت می کرد و بعدها نام خود را به هیات اجرایی کل سازمان ملل یا همان CEB تغییر داد که در حال حاضر ۲۸ آژانس عضو دارد و در عین حال سازمان هایی مثل بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی هم جزء آن ها هستند. در هر حال؛ اکنون اعلام موجودیت UNGIS را می توان یک تحول در مسیر دست یابی به اهداف دو اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتی قلمداد کرد. جالب این جاست که UNGIS اکنون ماموریت دارد تا با فراخواندن اعضای CEB، به ارتقای برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های مربوط به جامعه اطلاعاتی بپردازد و راهبرد سازمان ملل در زمینه موضوع جامعه اطلاعاتی باشد. گروه UNGIS برای انجام ماموریت های خود در سه زمینه دست به فعالیت خواهد زد:
۱ـ کمک به تحقق دو طرح اقدام که مصوبه های سوئیس و تونس هستند.
۲ـ تسهیل هم افزایی بین آژانس های سازمان ملل در مسیر نیل به اهداف دو اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی.
۳ـ ارتقای آگاهی عمومی نسبت به تحقق اهداف دو اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی توسط سازمان ملل.
گروه UNGIS نخستین نشست خود را در چهاردهم جولای ۲۰۰۶ با حضور ۲۲ عضو (از آژانس های سازمان ملل) برگزار کرد. ریاست این گروه را در سال اول اتحادیه بین المللی ارتباطات دوربرد برعهده دارد و یونسکو، سازمان بهداشت جهانی و برنامه توسعه سازمان ملل نیز معاونان آن خواهند بود.
*یادداشت دکتر یونس شکرخواه در شماره دهم هفته نامه بزرگراه فناوری
روابط عمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانهها اعلام كرد که تعداد 3798 عنوان كتاب فارسي در زمينه علوم ارتباطات و روزنامه نگاري در کتابخانه این مرکز موجود است كه با تهيه و سفارش 85 عنوان كتاب در ارديبهشت سال جاري، تعداد كتاب هاي فارسي موجود در این بخش به 3883 عنوان رسيد. [جزئیات]
"... آنچه پيش از همه در قانون مطبوعات كنونى ديده مى شود، مبهم بودن عناوين مجرمانه است كه موجب تفسيربه راى مى شود... چون در قانون مجازات اسلامى جرم خاصى به عنوان ارتداد پيش بينى نشده است صدور حكم به ارتداد برخلاف اصول ۳۶ و ۱۶۹ قانون اساسى بوده و در حال حاضر منتفى است... نبايد اعمالى را كه ممكن است مخالف ارزش هاى گروه هاى خاص و كوچكى باشد از مصاديق "خلاف عفت عمومى" دانست... در جرم تبليغ عليه نظام جمهورى اسلامى عبارت "مخالفين نظام" در قانون تعريف نشده و قابل تفسير به راى است..." [کامل]
به تازگي كتاب "انحصار نوين رسانهاي" به قلم بن اچ. باگديكيان و ترجمه عليرضا عبادتي توسط انتشارات روايت فتح چاپ و منتشر شده است.
قبلا از همين نويسنده كتاب "انحصار رسانهها" با ترجمه داوود حيدري، توسط انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها بهچاپ رسيده بود.
باگديكيان در قسمتي از پيشگفتار اين كتاب آورده است: "... هر فردي در زمانه ما در دو جهان زندگي ميكند؛ يكي دنياي طبيعي كه از گوشت و خون و محيط است و انسانها از زمان پيدايش در آن زندگي ميكنند. دنيايي كه مردان و زنان و كودكانش در خانواده، مدرسه و جامعه رشد ميكنند و بالغ ميشوند و با ساير انسانها در موقعيتهاي مختلف و پيچيده روبهرو ميشوند. دنيايي كه در آن الگوهاي اجتماعي، قانون، سيستم آموزشي و اصول اخلاقي خلق ميكنند و بهطور غريزي از بينهايت برخوردهاي غيرقابل اندازهگيري انسانها تاثير ميگيرند. دنيايي كه در هر كجايش كه باشند، از منهتن نيويورك گرفته تا مناطق دوردست سيبري، نشانهها، صداها و رايحهها را درك ميكنند و ميشناسند. دنيايي كه شكلگيري غرايزش در محيطهاي انساني چنان با زندگي انسانها عجين شده كه حتي نوزادهايش هم نسبت به محيط پيرامون و ابراز احساسات ديگران واكنش نشان ميدهند.
دنياي ديگر كه اكثر انسانها امروزه در آن به سر ميبرند، دنياي رسانههاي گروهي است. به لحاظ تاريخ بشري، اين دنيايي جديد است و ناگهاني پديد آمده است. شايد اصل و خاستگاهش به سيستم علائم و نشانهها در زمان ماقبل تاريخ باز گردد، شايد هم به صدوپنجاه سال پيش، به زمان گوتنبرگ و اختراعش. اما دگرديسيها و تغييرات شگرف آن زمان هم سرانجام باعث تضعيف ساختارها و سلسلهمراتب اجتماعي در نظامهاي سلطنتي و مذهبي و سنتي زمانه خود شدند.
رسانههاي گروهي جهان امروز بر ناهمسانيهاي جهاني همچون زبان، فرهنگ و طبقه اجتماعي فائق آمده و حتي براي نفوذ به بيسوادان هم چاره انديشيدهاند. در قياس با تجربههاي انسان، اين تغيير بسيار سريع و ناگهاني رخ داده است و دنيايي را توسط انسان در زمانه ما باظرافت ابداع كرده است؛ دنيايي كه در زمان خلقتش كاري شگرفت، ساده و نوآورانه بود. اما اين نوآوري به دست بنگاههاي اقتصادي و دولت افتاد و هر كدام با اهداف مختلف و متنوع آن را به كار گرفتند. بعضي براي منافع ناب علمي، آموزشي و ارضاي نيازهاي شخصي، و برخي ديگر هم براي كسب سود، به وضعيت دلخواه درآوردن جامعه، خودسانسوري و كنترل وقايع. دنياي رسانههاي گروهي، در مقايسه با تاريخ طولاني برخوردهاي رو در روي انسانها، عمر بسيار كوتاهي داشته و فرصت كافي ايجاد نكرده است كه دركي همگاني از خيرخواهي و بدخواهي در آن شكل گيرد و مشخص شود كدام مورد از آن مخصوص افراد تافته جدابافته اجتماع و صاحبان امتياز طراحي شده و كدام بخش مخصوص رعايا و مردم عادي است.
امروزه دنياي در حال تكامل ديجيتالي با سرعتي سرسامآور به دنياي رسانههاي سنتي افزوده ميشود. رسانههاي گروهي مدرن در جوامع صنعتي روابط اجتماعي، سياست، اقتصاد و ساختار سياسي را دچار دگرديسي كردهاند. بيشتر ساكنان كشورهاي صنعتي به نحوي غيرعادي بخش اعظمي از زندگي روزانهشان را صرف اين دنياي جديد ميكنند. در [اين كتاب] به اين بحث ميپردازم كه افراد اجتماع چگونه ميان زندگي در "دنياي گوشت و خون" و زندگي در "دنياي رسانههاي جديد" توازني انساني برقرار ميكنند. با اين حال، تنها معدودي بنگاه اقتصادي قدرتمند و انحصارطلب تمام مردم ايالات متحده را با اخبار، تصاوير، اصوات و مكتوباتشان بمباران ميكنند. اين دنيايي است كه تمام نوزادان ما اكنون در آن متولد ميشوند؛ دنياي رسانههاي گروهي.
اين كتاب تلاشي است براي توصيف ماهيت، تاثير و بازيگران اين دنياي جديد و نحوه تكامل و پيشرفت حيرتانگيز و آثارشان در زمانه ما."
كتاب حاضر در شش فصل زير تنظيم شده است:
ـ رسانه عادي براي مردمي غيرعادي
ـ پنج بزرگ
ـ تمام اخباري كه براي چاپ مناسب نيستند
ـ همه اخباري كه مناسب چاپ هستند
ـ كاغذ در عصر ديجيتال
ـ عصيان و درمان
عنوان اصلي: The New Media Monopoly
نويسنده: بن اچ. باگديكيان / مترجم: عليرضا عبادتي / ناشر: انتشارات روايت فتح ـ 88897814 / نوبت و سال انتشار: اول 1385 / تعداد صفحات: 174 / قيمت: 17000 ريال
"آيا چيزي به نام اينترنت آزاد و بدون كنترل وجود دارد؟ مطالعات چند سال اخير نشان مي دهد كه افزايش تجارت الكترونيكي توسط اينترنت باعث شده است كه دولت هاي ملي در تنظيم قوانين و آئين نامه مربوط به عمليات اينترنت در سطح ملي عجله و توجه خاصي بنمايند. در ايالات متحده آمريكا كه سعي مي شود به محدوديت اينترنت صدمه اي وارد نيايد و دولت ادعا مي كند كه در امور مربوط به گردش اطلاعات الكتروني مراعات آزادي مدني و گروهي و اجتماعي را مي نمايد، جالب است بدانيم، كه در چند سال اخير بيش از دو هزار آئين نامه و لايحه براي نظارت و كنترل محتويات و عمليات اينترنت تقديم دولت فدرال، دولت هاي ايالتي و محلي شده است تحولات و دگرگوني هايي كه در نتيجه توسعه اينترنت در سطح ملي و بين المللي به وجود آمده است بسياري از كشورها از جمله آمريكا را وادار كرده است كه جهت هماهنگي اينترنت با جريان به اصطلاح جهاني سازي كه ايالات متحده در آن سهم اصلي دارد، آئين نامه ها و قوانين ويژه اي تنظيم گردد..." [یادداشت پروفسور حميد مولانا در روزنامه کیهان]
شماره ۴۲ ماهنامه روابط عمومی (خرداد ۸۵) ویژه "روابط عمومی در فرآیند جهانی شدن" توسط انجمن روابط عمومی ایران منتشر شد.
برخی از عناوین این شماره روابط عمومی به شرح زیر است:
ـ سخني با مديران سازمان ها و روابط عمومي ها / ميرزابابا مطهري نژاد
ـ جلسات هيات مديره انجمن در سال ۸۵
ـ براي نخستين بار در كشور در قالب جسنواره هنر هشتم
ـ اولين نشست علمي ـ تخصصي ماهانه انجمن روابط عمومي در سال ۱۳۸۵ برگزار شد
ـ گردهمايي مديران روابط عمومي ايميدرو
ـ هيچ مسئله كوچكي را پاك نكنيد
ـ انجمن روابط عمومي ايران در برگزاري سومين كنفرانس بين المللي روابط عمومي همكاري ميكند
ـ روابط عمومي در فرآيند جهاني شدن
ـ تاثير مديريت زمان بر عملكرد روابط عموميها / ترجمه حسن خسروي
ـ تضاد مديريت استراتژيك و روابط عمومي / كنت دي. پلومن؛ ترجمه رضا حيدري، مهين عباسلو
ـ روابط عمومي و توسعه سياسي
ـ لابي گري به صنعتي قانوني براي ساخت و پاخت پشت پرده! / سعيد محمدجعفري
ـ روابط عمومي توسعه ـ توسعه روابط عمومي
ـ بزرگراه فناوري متولد شد / دكتر يونس شكرخواه
ـ نوآوريهاي فناوري و تغييرات بنيادي / دكتر سيدحميد عادل
ـ اصول اقناع / نسيبه مطهري نژاد
ـ رويدادي شايسته توجه بيشتر و حمايت جدي تر
ـ انجمن روابط عمومي ايران در جشنواره مطبوعات / عطيه مطهري نژاد
ـ الويت هاي روابط عمومي در سال ۸۵ / امير ترقي نژاد
ـ در كارگاه تجربه زير نظر مستقيم و بلا واسطه مدير مسئول
ـ كارگاه شماره ۱
ـ نگاهي به كارآفرينان ارتباطات و روابط عمومي در جهان / سعيد محمدجعفري
ـ جشنواره صرفه جويي در مصرف برق
"... "همشهرى آنلاين شهر ديجيتال شما است. قرار است همشهرى آنلاين شهرى هميشه بيدار باشد و خدمات لازم را براى يك زندگى شهرى در عرصه هاى خبررسانى، اطلاع رسانى، آموزشى و سرگرمى دنبال كند. اين شهر ديجيتال چهل بخش فعال دارد: شهر، اجتماع، ورزش، سرگرمى، جهان، هنر، اقتصاد، سياست، محيط زيست، بهداشت، تغذيه، آموزش، سفر، گزارش هوا، پليس، ترافيك، مترو، خيابان، ارتباطات، تكنولوژى، مقررات، شهردار، شوراى شهر، بورس، مركز تماس، مسكن، نقشه سايت، فرهنگ، انديشه، كتاب، زنان و كودكان. اين بخش ها در قالب ۲۴ در ۷ كار مى كنند. اين اصطلاح امروز در جهان سايبر يك عبارت رايج است: به روز شدن ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته. همشهرى آن لاين با كوشش تيم سخت كوشى كه در اختيار دارد به تدريج گسترش مى يابد و در كانون اين تغييرات گسترش جويانه، حركت به سوى يك سايت تمام عيار سايبر نهفته است. همشهرى آنلاين خواهد كوشيد تا كليه امكانات مبتنى بر كنش و واكنش دو سويه را در عرصه كاربرى هاى الكترونيك به كار بگيرد و خصايص كاربرى هاى به روز آنلاين را در كانون امكانات خود بنشاند. واحدهاى اين شهر هميشه بيدار كه همسايه جهان شهر اينترنت است كه براساس دات نت عمل مى كند." نوشته بالا در سرور ورودى شهر ديجيتال همشهرى نصب شده است. شهرى هميشه بيدار كه سعى دارد روز به روز گسترش يابد و به يك شهر تمام عيار سايبر تبديل شود. اگر علاقه منديد به اين شهر سفر كنيد و از مراحل ساخت و كار در اين شهر آگاه شويد با اين گزارش همراه شويد..." [متن]
"ابتدا در تاريخ ۱۳۰۵ فروشندگان جرايد به صورت پياده روزنامه ها را زير بغل مى گرفتند و فرياد مى زدند (روزنامه، كيهان، اطلاعات و خبرهاى روز) بعد از گذشت چند سال به علت توسعه مسافت توزيع روزنامه، با دوچرخه اين كار را انجام مى دادند و روزنامه فروشان با ركاب زدن و فرياد (روزنامه خبرهاى روز) تمام سربالايى هاى خيابان ها را طى مى كردند تا اين كه موتورهاى مخصوص دوچرخه وارد گود شد و باز فرياد روزنامه فروشان هر روز رأس ساعت ۴ خيابان هاى تهران را پر مى كرد و خوانندگان را فرامى خواند. هر كس سعى مى كرد زودتر از چاپخانه اى كه روزنامه را چاپ مى كرد بيرون بيايد، شايد چندتايى بيشتر بفروشد. وضع نابسامانى بود..." [متن]
"... بحث من اين است كه ما با تغيير محور توجه ميتوانيم به دگركوني گستردهاي در قلمرو فرهنگي پي ببريم كه هم سيستماتيك تر و هم روشن تر است. اگر در وهله اول نه بر ارزش ها، نگرش ها و اعتقادات بلكه بيشتر بر شكل هاي نمادين و شيوههاي توليد و انتشارشان در جهان اجتماعي تمركز كنيم در آن صورت خواهيم ديد كه با ظهور جوامع مدرن در اواخر قرون وسطي و اوايل دوره هاي جديد، يك دگركوني فرهنگي سيستماتيك شروع شد. به علت مجموعه هايي از نوآوري هاي فني مانند چاپ و متعاقبا با رمزگذاري الكتريكي اطلاعات، شكل هاي نمادين در مقياسي توليد، كپيه سازي و انتشار يافتند كه تا آن زمان بيسابقه بود. الگوهاي ارتباطات و تعامل به شيوههايي عميق و غيرقابل برگشت شروع به تغيير كردند. اين تغييرات كه شامل چيزي است كه آن را به طور نه چندان دقيق ميتوان "رسانهاي كردن فرهنگ" ناميد مبناي نهادي روشني داشت: ايجاد و پيشرفت سازمان هاي رسانهاي، كه نخست در نيمه دوم قرن پانزدهم پديدار شدند و از آن زمان پيوسته فعاليت هايشان را گسترش دادهاند. با تمركز بر فعاليت ها و محصولات اين سازمان ها و با بررسي راههايي كه در آن محصولاتشان توسط افرادي كه آن ها را دريافت كردند پذيرفته و مصرف شدند، ميتوانيم درك درستي از دگركوني هاي فرهنگي ناشي از ظهور جوامع مدرن به دست آوريم..." [بخش اول | بخش دوم | بخش سوم]
"يكي از جلوههاي امپرياليسم در جهان "امپرياليسم خبري" است كه از شكلهاي سلطه دنياي غرب بر جهان است. "امپريال" (Imperial) در لغت به معني امپراتوري، شاهنشاهي و پادشاهي آمده است. امپرياليسم در لغت به معني سلطنتطلبي ميآيد. امپرياليسم را شايد بتوان در معناي اصطلاحي آن به "سلطهجويي انحصاري" تعبير كرد. امپرياليسم خبري نيز در حقيقت به معني سلطهجويي انحصاري در شريانهاي خبررساني جهان است..." [کامل]
"... آيا واقعا صنعت چاپ در كوچهاي بنبست گير افتاده است؟ آيا ديگر هيچ راهحل چند جانبهاي وجود ندارد؟ واقعا چه ميشود كرد؟ اولين نكته اين است كه همه بايد از راههاي هميشگي دست بشويند و اين بزرگترين مانع در مسير ايجاد تغييرات است و در عين حال عبور از اين مرحله پيششرط رسيدن به هر نوع هدفي است.
همگان بايد اين نكته را بپذيرند كه به تغييراتي كه براي خودشان و ديگران مفيد است، شكل بدهند. اجازه بدهيد اين نكته را صريحتر مطرح كنيم كه آنچه تاكنون تحت عنوان راهحلها يا اصلاحات براي صنعت چاپ مطرح شده است، چيزي جز جراحي پلاستيك جزئي نبوده است. مثلا همه دارند اين روزها درباره شبكهها حرف ميزنند و شبكه ورد زبان همه شده است.
اما واقعا چه كسي يا چه كساني درگير شبكه ميشوند. هر كه در گير چنين فرايندي ميشود، اين توقع را دارد كه ديگران همه تلاشهايشان را براي حل مشكل به كار بندند و در عين حال خودشان هم تغيير كنند، اما پرسش اين است كه آيا آنها واقعا خودشان تغيير ميكنند؟
به نظر ميرسد كه افراد گرد هم ميآيند و از ايدههاي تازهاي هم حرف ميزنند، اما جلسه يا جلسات كه تمام ميشود و به سر كارهايشان بازميگردند، از همان راهها و روشهاي قبلي استفاده ميكنند. هيچ زماني براي آزمايش نيست. ريسكها بسيار بالاست و از خلاقيت، شجاعت و انرژي اثري به چشم نميخورد. واقعيت اين است كه دليران و شجاعان در پايان روز برنده ميشوند، بخت هميشه يار شجاعان است و آنكه آخر ميخندد... پس چه بايد كرد؟..." [متن]
"... او از سال ۶۹ تا به امروز پاي ثابت مجله صنعت چاپ بوده، شايد هيچ جاي ديگر (كيهان، دانشگاه علامه طباطبايي، هفتهنامه حوادث، مركز تحقيقات رسانهها، دانشكده صدا و سيما، روزنامه جام جم آنلاين، كتاب هفته، همشهري و ...) او بهطور مداوم، چنين سابقهاي نداشته باشد. اين مداومت همكاري كه هر روز ديدن يونس را براي ما بهصورت عادت درآورده و حضور او را عاديتر از وجود هوا در دفتر مجله ساخته، مانع از آن شده كه نسبت به او احساسات ويژهاي ابراز كنيم. البته از حق نگذريم، ما خيلي آدمهاي زمخت و شلختهاي هستيم، نميدانيم چگونه روح لطيف يونس، ما را تاب آورده است؟!
يونس ۱۶ـ۱۵ سال در كنار ما بوده، با همه رفيق و همدم، آنقدر نزديك به سردبير و نزديك به آبدارچي و كارمندهاي ديگر كه هيچوقت، هيچكدام از ما فاصلهاي با او احساس نكردهايم، احترام دروني به جاي خود، اون واقعا سر جايش هست، ولي همه با او خودموني بودهايم و هستيم. اما وقتي كمي تامل كنيم و سالهاي گذشته را مرور كنيم ميبينيم شكرخواه همه سالها با ما بود و هر كاري كه سردبير يا بچههاي تحريريه خواستند راه بيندازند، همراهي كرد. بدون اينكه از راه خودش دور بشه.
يونس طي ۱۶ سالي كه عضو تحريريه ماهنامه صنعت چاپ بوده، هميشه يك دانشجو و هميشه يك معلم هم بوده، همانقدر كه ما اونو از خودمون و وابسته و صاحب عله مجله ميدونيم. دانشگاه هم اونو از خودشون ميدونسته، و بعد سازمان جام جم و حالا همشهري و مراكز ديگر و آن دانشجويان پرشور و علاقهمند و نسل جديد روزنامهنگاري اُنلاين، همه به همين صورت با او احساس نزديكي ميكنند...
اما يونس همان راهي را رفته كه خودش خواسته و هر يك از ما فقط تا چند ايستگاه با او همراه بودهايم...
حالا بيش از ما (همكاران ۱۵ ساله او)، اين نسل جديد و دانشجويان جوان كشور هستند كه از او به عنوان پدر روزنامهنگاري آنلاين ياد ميكنند. ما چون او را هر روز ميبينيم و سرگرم حوزه تخصصي چاپ شدهايم، اين چيزها را به خوبي نميبينيم. شايد ميبايست اين نكتهها را از بيرون به ما بگويند. راستي يونس چه زود پدر يك حرفه شد و چه سعادتي كه در پنجاه سالگي ـ يعني ميانسالي ـ فرزنداني در جامعه، كسي را به پدري بپذيرند، آن هم فرزنداني تحصيلكرده و امروزي و با ذوق...
امروز كه از او به عنوان پدر روزنامهنگاري اُنلاين تجليل ميشود، ميتوان فهميد كه او راه حرفهاي خود را درست رفته است..." [متن]
مرتبط: به مناسبت پنجاه سالگی دكتر يونس شكرخواه
"... ما تمايل داريم با خبر شويم؛ حق ارتباط حق ارضاي ميل و لذت بردن ما نيز هست؛ لذت رهايي از تنش است و ما حق داريم، به اين معنا از تنش و نگراني و اضطراب رهـــا شويم! همين! آ ن چه روي ميدهد، نامش "سرگرمي" است! سرگرمي در واقع به صورت نوعي حق در ميآيد؛ اما سرگـرمي بــايد رهاييبخش باشد؛ و "خبر"، به معناي گزارش هر چــه عينـيتر از رويدادها، و "اطلاع " از هم و دانستن و آموزش درباره يكديگر براي حل مشكلات است و براي چارهجويي و رفع موانع. و لذت، به اين معنا، حق هر شهروند است؛ و اين حق تنها به يــاري ارتباط تحـقـق مييابد..."
[یادداشت دكتر احمد ميرعابدينی در همشهری آنلاین]
"... محققان و كارشناسان اجتماعي معتقدند كه نشريات عامه پسند و ورزشي، پُلي هستند كه جوانان را از مرحله مطالعه آثار پرتحرك و سرگرم كننده به آثار پُرمحتوا و غني گذر مي دهند. از طرفي در چند سال اخير، چندين روزنامه ورزشي پا به پاي نشريات سياسي و اجتماعي، چاپ و منتشر مي شوند كه حتي از لحاظ تيراژ و جذب مخاطب، به نظر مي رسد فاصله چنداني با روزنامه هاي سياسي و پرمخاطب كشور ندارند. بنابراين با تحليل محتواي اين گونه نشريات مي توان رهيافت ها و خطوط اصلي آنان را در ارائه مطالب گوناگون و متنوع و در عين حال جهت دار، به بسياري از گردانندگان نشريات و تصميم گيرندگان امور مطبوعات نشان داد و آنان را در جهت دهي مطلوب تر به اين گونه نشريات كمك كرد..." [متن کامل]

| صفحه اصلی | تماس با من | بايگانی | دریافت با ایمیل | نسخه موبايل |