
"... علمای ارتباطات، نقش سازنده روابط عمومی فراگیر و اثر بخش را به عنوان سازمانی درون یک سازمان پویا می دانند. هر اندازه روابط عمومی از جامعیت و رفتار سازمانی گسترده و هوشمند برخوردار باشد، سطح ارتباطی مخاطبان با مسئولان و بدنه سازمان، آسان تر و فراگیر خواهد شد..." [كامل]
"... مانوئل كاستلز در كتاب عصر اطلاعات تحت تاثير تحولات دنياي جديد سعي كرده است به گونهاي ميان رشتهاي به بعضي از سوالهاي موجود پاسخ بدهد، او در اين كتاب سه جلدي نشان ميدهد كه تحولي در عرصه اطلاعات رخ داده و در جلدهاي مختلف اين كتاب به مساله هويت، هويت ديني و چالش هزاره و جامعه كنوني پرداخته است.
منظور كاستلز از جامعه شبكهاي اين است كه انسان امروز در نقطه تقاطع فصل مشترک ميان شبكههاي مختلف زندگي ميكند و دريافت پيام از يك منبعي به چند منبعي تبديل شده است. دنياي معاصر با دنياي گذشته متفاوت است، اين دنيا از نظر او پنج ويژگي دارد؛ دنيايي جهاني شده، فشرده، متراكم، پرشتاب و مطلع از يكديگر و به تعبيري دهكده جهاني كه در جهت همسويي و همگرايي و شمول بيشتر به سر ميبرند... در دهه 70 ميلادي اساسا گفتمان غالب يونسكو، سازمان ملل و نهادهاي بينالمللي تغيير ميكند و از گفت و گو يک سويه به گفتمان گفتگو محور تغيير مييابد. ما در دهه 80 شاهد دو موج گفت و گو هستيم؛ گفت و گويي كه به دنبال نظم نوين جهاني است كه طرفين از آن مرتفع شوند و گفت و گويي كه از اصول عام بشري و مشتركات جهاني سخن ميگويد.
پرسش اصلي ما اين است كه ما چهرهاي از دينداري تحت تاثير تحول فنآوري متصور هستيم، آيا ما به دنبال اشتراكات ميان اديان هستيم..." [سخنرانی دکتر هادی خانیکی در موسسه گفتوگوی اديان]
"معيارهاي تخصيص يارانه به مطبوعات همواره يكي از چالشهاي اين بخش بوده است، چرا كه بسياري بر اين گمانند كه توزيع يارانهها بر اساس معيارهاي كمي نميتواند، ملاک صحيحي در ارزيابي سنجش ارزش مطبوعات باشد..."
[دیدگاه های وكيلی، صابری، جمالی، قلندريان و تقویفرد در گفتوگو با ايسنا]
محمدتقي روغنیها: "... دليل عمده كمبود منابع پژوهشي و كتابهاي تخصصي در حوزه ارتباطات در كشور به توقف آموزش رشته ارتباطات و روزنامهنگاري در سالهاي اوليه انقلاب بر ميگردد، چرا كه در آن زمان دانشكده علوم ارتباطات منحل شد و تا مدتها جايگاه اين رشته در ميان دروس دانشگاهي مشخص نبود..." [متن]
"... زنگ آخر بود و با اين استاد که نيامده خودی نشان داده بود گرچه نه هنوز تمام، راه افتادم از دارالفنون به طرف توپخانه. جلو مخابرات [تلفنخانه وقت] کيوسک روزنامه فروشی بود متعلق به صمد آقا، آن جا که رسيديم ايستاد و به من گفت حالا که به اين امور علاقه مندی اين را بخوان ـ در اين حال انگشتی را که سيگار از لايش نمی افتاد به طرف بساط روزنامه ها گرفت و اشاره اش به "آرش" بود، آرش طاهباز که ما يک روز هم نمی گذاشتيم بيات شود و اگر شده دانگی می خريديم و سطر به سطرش را غرغره می کرديم، چنان که انديشه و هنر را. روی جلد در فهرست همکاران اين شماره اول نام جلال آل احمد بود و چهارم پنجم نام من و در فاصله اين دو م. آزاد که اشعارش را از پيش هم خوانده بودم. وقتی معلم ما به آرش اشاره کرد نگاهی به او کردم انگار که تو آرش از کجا می شناسی. گويا صدای نگاهم را شنيد که گفت من هم شعری در آن دارم. شعر، آن هم در آرش... در دل گفتم. عجيب تر از اين خبری نبود. پرسيدم به چه نامی آقا. گفت م آزاد. قيافه من و حيرتم تماشایی بود. اين آقای مشرف معلم ادبيات تازه که از اهواز آمده پس م. آزادست. آرش را برداشتم و متفرعنانه نشانش دادم: اين هم منم م. بهنود. حالا او بود که از تعجب نمی دانست چه بگويد. و بعد مانند کودکی معصومانه به خنده افتاد..." [کامل]
مرتبط: محمود مشرف آزاد تهرانی (م. آزاد) درگذشت
"... سال ۶۹ که گلآقا منتشر شد، منتظر اتفاق مهمتری بودم. زاده شدن روزنامهنگاری جستجوگر و طالب حقیقت. در طول این سالها متوجه شدهام که عوامل متعددی باعث فاصله گرفتن روزنامهنگاران مستعد از مسیر شده است. خیلی از این مسایل مربوط به حوزههای شخصی ایشان بوده که برملا شدنش میتوانسته آسیبهای جدی به زندگیشان وارد کند. متاسفانه بسیاری از روزنامهنگاران با استعداد ما که میتوانستند "ژورنالیزم حقیقتگرا" را به سر منزل مقصود برسانند، به دلایلی که در ایران نقطه ضعف محسوب میشود مجبور به کنارهگیری شدند..." [متن]
"... اگر شما مثلا برگرديد به دهه 60 يا 70 ميلادي و از خبرنگاران آن زمان بپرسيد حتما ميگويند هر چه درباره خبر و مصاحبه هست ديگر تمام شده و همين است. اگر اينطور باشد ديگر خلاقيت و توليد علم از بين ميرود. ممكن است ما در مصاحبه بحثهاي نامكشوفي داشته باشيم كه بعدا معلوم شود. نه، من اين را قبول ندارم. من بعد از چاپ كتاب مصاحبه خلاق نظرم اين بود كه خيلي چيزها را درباره مصاحبه گفتهام بعد كه براي چاپ سوم اقدام كردم خيلي چيزهاي ديگر را هم پيدا كردم. تقريبا 80 صفحه به چاپ دوم اضافه شد. ضمنا يک بخشهايي را از آن كم كردم و يک بخشهايي را هم به آن اضافه كردم. اصلا بعضي مباحث را دوباره نوشتهام يعني اين كتاب نسبت به چاپ دوم بازنويسي شده است. با آقاي احسان بخشنده دانشجوي مترجمي خبر دانشكده خبر و دانشجوي برتر سال گذشته كتابي با عنوان مصاحبه حرفهاي در آستانه چاپ دارم كه اگر چاپ شود شما ميبينيد چيزهايي دارد كه در كتاب مصاحبه خلاق نيست. پس معلوم ميشود اگر هر كسي اين كار را بكند، هر دفعه چيزهاي تازهاي به دست ميآيد... اصلا روزنامهنگاري يک كار عملي است. به هيچ وجه در پشت ميز نه كسي روزنامهنگار ميشود نه مصاحبهگر و نه گزارشنويس و نه خبرنويس. حالا خبر چرا؟ خبر يک مقدار كارگاهي است، اما تا شما نروي و با كسي روبرو نشوي و مصاحبه نكني مصاحبهگر خوبي نميشوي..." [متن كامل]
شماره ۲۹ ماهنامه رادیو ویژه "نويسندگي برنامه هاي راديويي" توسط اداره کل تحقیق و توسعه صدا منتشر شد.
در اين شماره ميخوانيم:
تيپولوژي برنامه سازان و برنامه هاي راديو بر اساس فرم و محتوا / حسن خجسته
گزارش خبري راديويي / مازيار ناظمي
سرويس اطلاعاتي پخش برنامه هاي بيگانه / كريستوفر استرلينگ؛ ترجمه احمد ارژمند
انگيزش و راديو / علي سيفي
زبان و نظريه هاي فلسفي / ملكه شاهي زاده
نويسندگي برنامه هاي راديويي / نسترن ابراهيمي زاده
قرائت قرآن كاملترين نوع پيام ارتباطي / فاطمه محمدزماني
مجادله در گفت و گوهاي راديويي / استفان اكنل؛ ترجمه ندا ازكيا
سه سبك نگارش اخبار راديويي / يكل مكلر؛ بهزاد رهبر
چگونه نام خود را به عنوان كارشناس حرفه اي در راديو و ديگر رسانه ها ثبت كنيم / اس.ديتز؛ ترجمه حميدرضا نجفي
انتخاب موسيقي مناسب براي راديو / گيتي كاوه
من ايران و ايراني را دوست دارم: گفتوگو با هلا (سميه) كماليان / معصومه نوازني
زندگي نامه ادوين هاوارد آرمسترانگ / ميشل.ا.مك گريگور؛ ترجمه احمد ارژمند
پارامترهاي كيفيت در سيگنال هاي صوتي / نورالدين چيلان
لطفا به جوون موسيقي بده / محمد پيوسته
"ادبيات علوم ارتباطات بهويژه دو شاخه روزنامهنگاری و روابط عمومی آن روزبهروز غنیتر میشود، بهطوری که آثار منتشره در اين موضوعات در ۵ سال اخير قابل توجه بوده است..." [متن]
"... چه كساني تعيين ميكنند از تلويزيون چه چيزي پخش شود و چه مطالبي در روزنامهها چاپ شود. تحقيق در اين مورد چندان ساده نيست چرا كه بسياري از افراد ذيربط بطور مخفيانه عمل ميكنند. حتي افرادي كه نامشان شناخته شده است، اطلاعات ما در مورد زمينههاي زندگي و ارتباطشان بسيار اندک است. به همين دليل تعداد خيلي كمي از مردم بريتانيا از تاثير شگرف يک اقليت نژادي معين بررسانهها آگاه هستند و اين اقليت مشخصا يهودياناند. بيدرنگ ميتوان انتظار داشت ذكر اين اقليت، خوانندگان زيادي را در وضعيت تدافعي قرار خواهند داد. برخيها خواهند پرسيد، آيا اين ضد سامي گري نيست؟ و اين وضعيت اولين نمونه اثر جادويي قدرت رسانهاي است. رسانههاي جمعي در بريتانيا در اذهان مردم اين ايده را ترويج كردهاند كه حتي تصديق اينكه اعضاي جامعه يهوديان نقش زيادي را در كنترل اخبار و افكار ما بازي ميكنند و اين كه آيا چنين كنترلي براي بريتانيا خوب است يا نه، ضد سامي گري است..." [کامل]
"... فكر نكنيد كه تنها موضوع است كه خبر زرد را از بقيه خبرها جدا میكند. تنظيم خبر نيز مهم است. كليشههايی مانند "بر اساس گزارشها" كه ابهام را در خبر زياد میكنند، به خبر شكل مستند میدهند بی اين كه بتوان به اين استناد دست رساند... البته خبر زرد نوشتن جرم نيست. خبر زرد هم متاعی است كه خريدار خودش را دارد. اما خبر زرد را گاه در لفاف خبر ورزشی و گاه در پوشش خبر اجتماعی به خورد مردم دادن كمی نازيبا است..." [بيشتر]
ظاهرا گوگل باز هم قصد دارد دامنه فعالیتش را وسیع تر کند و اینبار با خرید کمپانی DMarc Broadcasting وارد عرصه ی تبلیغات رادیویی شود. [اینجا]
سرانجام در پاييز سال جارى، براى اولين بار، سمينارى با عنوان "سمینار سياست خارجى رسانههاى آمريكا" در دانشگاه تهران برگزار شد.
در اين سمينار، كه با همكارى مشترك "صداى جمهورى اسلامى ايران" و "مؤسسه مطالعات اروپا و آمريكاى شمالى" برگزار شد، ۱۱ نفر از اساتيد در سه بخش مختلف به ارائه مقالات خود در اين حوزه پرداختند. [كامل]
ده مورد از تكنولوژي نوين و شناخته شده كه مردم آنها را قبول كردهاند به ترتيب اهميت عبارتند از:
۱. كامپيوترهاي دستي و قابل حمل ۲. دانلود موزيك ۳. وسايل سرگرمي ديجيتال در خانهها ۴. عكسبرداري ديجيتال ۵. موسيقي MP3 .۶، ارتباط از نوع وايرلس ۷. حافظه فلاش ۸. اتومبيل با استفاده كم از سوخت فسيلي ۹. جي پي اس، سيستم جهت يابي با كمك ماهواره ۱۰. اينترنت فون. [اينجا]
در پي دستور احمدينژاد براي لغو ممنوعيت فعاليت شبكه "سي ان ان" در ايران، يكي از خبرنگاران و مستندسازان صداوسيما در نامه شديداللحني به رییسجمهور، از اين اقدام وي انتقاد كرد.
حسين دهباشي در اين نامه با اشاره به محدوديتهاي غيرطبيعي مقامات آمريكا براي فعاليت رسانهاي ايرانيان و بازداشت و بازجويي خود و همكارانش، دريافت مجوز فعاليت خبرنگاران كشورمان در خاك آمريكا را حداقل امتياز لازم براي صدور مجوز ادامه فعاليت سي ان ان دانسته است.
در قسمتی از این نامه آمده است: "آقاي ریيسجمهور! وساطت عجولانه و سادهدلانه شما فرصتي كمنظير را از بين برد. آيا بهتر نبود حالا كه شبكه "سي ان ان" كار را تا اين پايه رسانده، حداقل شرط فعاليت رسانههاي آمريكايي در ايران را تأمين فرصت برابر صدور رواديد براي خبرنگاران ايراني و مجوز فعاليت دفاتر رسانههاي خودمان در خاك آمريكا قرار ميداديد؟..." [متن کامل]
"... حداقل كسانى كه در كار نوشتن خبر مقاله و گزارش براى روزنامه و خبرگزارى هستند، جز رعايت ساير استانداردهاى نگارش براى رسانه مطبوع خود، به درست نوشتن آنچه كه مىنويسند نيز توجه داشته باشند. اما انگار گوشهاى شنوا كم شده يا زبان اجدادى ما آنقدر كماهميت، كه كمتر كسى در كوران رساندن خبر به صفحه/سايت به تركيب و استفاده درست واژگان و جملات توجه مىكند. هنوز هم "آخرين فيلم فلان كارگردانِ زنده روى پردهها مىرود"، "پيشنهادات تازهاى درباره فلان موضوع مطرح مىگردد"، "معلمين حقوق عقب افتاده خود را طلب مىكنند"، "فلان سازمان بهمان برنامه فرهنگى را برگزار مىنمايد"، "فلان چيز فلان طور مىباشد"،... و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل" [كامل]
در همين باره: شهر مملو از ديكته پرغلط
باز هم مرتبط:
رضا ولیزاده: "هفته گذشته يه گزارش درباره وضعيت زبان فارسي توي كوچه و خيابون و مكاتبات اداري و... توي روزنامه همشهري نوشتم. چند سال بود كه دلم ميخواست اين گزارش رو بنويسم ولي حيف كه فرصت نميشد. هميشه از اين فعل ميباشد و مينمايد و ميگردد و ... دچار حالت تهوع ميشدم، هرچند كه خيلي از بچههاي روزنامهنگار از اين فعلها و واژههاي ديگهاي كه توي گزارشم بهشون اشاره كردم استفاده ميكنن. فرهنگستان هم يه جوابيه سراسر فحش و فضيحت برام فرستاد..."
علی اکبر قزوینی: "تصمیم گرفتم با گرفتن نقطه مرکزی مطلب رضا ولیزاده (بیتوجهی فرهنگستان به این غلطها)، یک مطلب برای شرق بنویسم... رضا نوشته که فرهنگستان در واکنش به مطلب او یک جوابيه سراسر فحش و فضيحت فرستاده. لابد من هم باید منتظر فحاشیهای آقایان فرهنگی باشم!..."
"مصاحبه کنندگان در جریان کار حرفه ای خود با بن بست هایی روبرو هستند. بن بست هایی که از سوی طرف های مصاحبه به آنان تحمیل می شود، اما حرفه ای ها این بست ها را که می توان نوعی تهدید در انجام ماموریت قلمداد کرد، می شکنند و به فرصت های طلایی مبدل می کنند. این تهدیدها عبارتند از:
1. اجازه ضبط مصاحبه را نمی دهند
2. قطع قهرآمیز مصاحبه در میانه راه از سوی مصاحبه شونده
3. مانع تراشی برای انجام مصاحبه
4. رد درخواست مصاحبه رو در رو و پیشنهاد انجام مصاحبه کتبی
5. درخواست دیدن سوال ها قبل از انجام انجام مصاحبه
6. سکوت کردن و بستن فضای مصاحبه از سوی مصاحبه شونده"
توضیحات بیشتر را می توانید در کتاب مصاحبه خلاق دکتر توکلی بخوانید.
اما چند نمونه "بن بست" در مصاحبه به نقل از رو در رو :
مصاحبه اكرم شعبانی با منصور ضابطيان
مصاحبه BBC با مردی پا به سن گذاشته، گوش سنگين و ساكن قديمی شهر بهنام آلفرد كرانول
مصاحبه شبكه خبری فاكس نيوز با فريد عبود سفير كشور لبنان در ايالات متحده
این مصاحبه هم حتما بخوانید:
گفتوگوی كریستین امانپور با مسعود دهنمكی
*این هم یک خبر خوب؛ به زودی قرار است دو کتاب جدید در زمینه مصاحبه منتشر شود:
ـ مصاحبه حرفه ای نوشته دکتر احمد توکلی و احسان بخشنده؛ انتشارات ثانیه
ـ مصاحبه نوشته برژیت آدامز و دیوید گیل با ترجمه سید محمد فکور پور؛ انتشارات رسانه
"... برای یکی از درسهایم باید گزارشی مینوشتم از پنج روزنامه، بررسی یک هفتهای هر روزنامه در مورد "تصحیح، توضیح، تأیید و تکذیب خبر". اگر مطالبی در روزنامهها، مجلات یا وسایل خبری چاپ یا فرستاده شده و ضمن آن وقایعی در مورد شخص حقیقی یا حقوقی را شرح دهند که خلاف واقع یا ناقص باشد، یا خود روزنامه مطلب را تصحیح میکند، یا روابطعمومی سازمانی که مطلب در موردشان چاپ شده حق دارد مطلب را نقد، تأیید و یا تکذیب کند و یا در مورد مطلب توضیحاتی بدهد که خبر ناقص را کامل کند..." [کامل]
دانشگاه ارتباطات چین هفته گذشته شاهد حضور کارشناسان بینالمللی و چینی بود که برای بحث در مورد تاثیر دو سویه رسانهها و توسعه اجتماعی زنان بر یکدیگر گرد هم آمده بودند.
در جریان این همایش 3 روزه که با همکاری یونسکو برگزار شد، جدیدترین دیدگاههای موجود در این زمینه مطرح شد. [بيشتر]
"... بحث در مورد کلاسهای آنلاین روز به روز داغتر و داغتر میشود. کمکم چت رومها، message boardها، مقالههای الکترونیکی و کلاسهای درس آنلاین جایگزین حضور فیزیکی در کلاسها در بسیاری از دانشگاهها میشود. کم نیستند دانشجویانی که برای گوش کردن به یک سخنرانی ویدئو یا پادکست آن را بارگذاری میکنند..." [اینجا]
"مشکل اساسی خبرنگاران پس از گذراندن دوره آموزشی و هنگام شروع کار در باشگاه خبرنگاران جوان و هر سازمان خبری دیگر، یافتن موضوع تازه و جذاب برای تنظیم خبر، مصاحبه و گزارشنویسی است..." [بيشتر]
"... غلامحسين صالحيار سردبير وقت روزنامه اطلاعات اندكي پس از خروج شاه از تهران اين روزنامه را با اين تيتر سراسري: "شاه رفت" كه از پيش آماده شده بود منتشر ساخت و روزنامه تا ساعت هشت شب تجديد چاپ مي شد و هر نسخه يک توماني آن تا پنجاه تومان به فروش مي رسيد. در آن روز كه هنوز ارتش، پليس و ساواک به وضعيت سابق باقي بودند و دولت منصوب از سوي شاه قدرت را به دست داشت و بيم از آن بود كه ارتش با كودتا زمام امور را به دست گيرد و شاه را باز گرداند، زدن چنين تيتري يک ريسک بزرگ بود..." [يادداشت دکتر نوشیروان کیهانیزاده]
به دليل تحريف اظهارات ریيس جمهور كشورمان توسط رابط خبري شبكه سیانان فعاليت اين شبكه در ايران تا اطلاع ثانوي متوقف شد.
در خلال ترجمه زنده مصاحبه مطبوعاتی شنبه آقای احمدینژاد، سیانان از قول وی گفته بود: ما معتقديم همه کشورها اجازه دارند تسليحات اتمی داشته باشند و غرب نبايد ما را از دستيابی به سلاح اتمی منع کند. اما منظور رييس جمهور فناوری اتمی بوده و او در آن مصاحبه گفته بود که کشورش بخاطر فرهنگ، تمدن و تاريخ غنی خود به سلاح هسته ای نياز ندارد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران با صدور بيانيه ای به آنچه تحريف سخنان آقای احمدینژاد خوانده، اعتراض کرده و گفته است که ديگر هيچکدام از خبرنگاران سیانان اجازه فعاليت در اين کشور را نخواهند داشت.
کريستين امانپور، خبرنگار ايرانی تبار سیانان در جريان اين مصاحبه حاضر بوده و هــمين ســبب شده است تا مقامات وزارت ارشــاد ادعای اين شــبکه درباره ترجــمه اشتباه ســخنان آقـای احــمدینژاد را به عنــوان عـذر نپذيرند. [كامل]
اخبار تکمیلی:
احمدي نژاد خواستار ادامه فعاليت CNN شد
سیانان بار ديگر عذرخواهی كرد
دكتر علياكبر فرهنگي: "هر چهقدر بتوانیم رسانهها را شفافتر اداره کنیم و قواعد و روابطمان را دقیقتر و روشنتر بیان کنیم، آنها بهتر و سالمتر میتوانند ادامه حیات دهند..." [متن]
دفتر مطالعات و توسعه رسانهها كتاب "روزنامهنگاري تخصصي"، جديدترين اثر حسين قندي را منتشر كرد.
اين كتاب دربرگيرنده تاريخچهاي از مطبوعات تخصصي در جهان و ايران، گستره معنايي اينگونه مطبوعات، شكل، قالبها و محتواي موجود در زمينه روزنامهنگاري و انتشار نشريه است.
فصل اول به تاریخچه روزنامه نگاری در جهان و ایران، فصل دوم به تخصص روزنامه نگاری و روزنامه نگاری تخصصی، فصل سوم به تقسیم بندی در روزنامه نگاری و فصل چهارم به گرافیک مطبوعات تخصصی و عناصر صفحه آرایی اختصاص دارد. پیوست ها نیز شامل روی جلد نمونه کارهای عملی دانشجویان و صفحات برگزیده برخی مجلات معروف جهان است. [بیشتر]
نویسنده: حسین قندی / ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۲۰ / قیمت: ۱۲۰۰۰ ریال
اعضاي انجمن صنفي روزنامهنگاران طي نامه اي سر گشاده خطاب به رييس جمهور، از وي خواستند تا در خصوص چگونگي اعطاي هديه رياست جمهوري به روزنامهنگاران و خبرنگاران بازنگري كند. [اينجا]
"... ديدار روزنامهنگاران ايراني از روزنامه النهار زماني صورت گرفت كه ميدن اصلي شهر بيروت كه اينک ميدان "شهيد حريري" ناميده ميشود، مملو از جمعيت راهپيمايان معترض با سياستهاي سوريه در لبنان بود؛ صحنههايي كه انقلابهاي نارنجي را در ذهن تداعي ميكرد..." [کامل]
ماهنامه دنياي مخابرات و ارتباطات براي نخستين بار در كشور اقدام به انتشار گزارش ملي وضعيت فناوري اطلاعات و ارتباطات در سال 84 ميكند. [بیشتر]
"... او بدون سربازي کردن ژنرال نشده است، بيش از دو دهه از حياتش بيآنکه به تاختن در ميانه خط ممتد بزرگراه سياست سپري شود، به ايستادن باوقار پشت خطوط عابراني سپري گرديده که بارقه اميد به موفقيت را در چشمان يکايک آنها ميخواند. او عادت ندارد از روي الگوي ديگران حتي براي يورش به دشمنانش تراواي کينه را خراطي کند..." [اينجا]
شماره ۳۹ ـ ۳۸ ماهنامه روابط عمومی (آذر و دی ۱۳۸۴) منتشر شد.
در اين شماره ميخوانيم:
طراحی سناریو اطلاع رسانی در روابط عمومی
جهانی شدن رسانه های جمعی
اطلاعات یا ترغیب
تغییر مفهوم کار و کارکنان در روابط عمومی الکترونیک
تبلیغات، توسعه فرهنگ اجتماعی
حق دسترسی به اطلاعات
دکتر علی اکبر فرهنگی ـ چهره ماندگار مدیریت سال 84
دومین سمینار بین المللی روابط عمومی ایران، معجوني پراكنده، كيفيتي پايين، بي اطلاع از اصول ارتباطات بين المللي
مردم، رسانه ها و روابط عمومی سه ضلع اساسی ارتباط
روابط عمومی سیاسی یا نقشی فراموش شده در ایران
[فهرست کامل مطالب]
"... در اخبار رادیو معمولا سهم اصلی از آن صداها همراه با اصوات است که کار فضا سازی یا برجسته سازی را انجام می دهند. سهم عمده ای از این برونداد مصاحبه است، خواه برای مقاصد تحقیقاتی باشد یا صرفا برای پخش رادیویی مد نظر قرار گیرد.
هدف از مصاحبه (چه زنده و چه ضبط شده، سه ثانیه ای باشد و یا سی دقیقه ای، سبک باشد و یا سنگین) آن است که اطلاعات را منتقل یا دروازه بانی کند؛ عقیده ای تخصصی یا عمومی بسازد، اقدام یا تصمیمی را تشریح و یا علت آن را ذکر کند، هیجان و یا احساساتی را تبیین نماید و یا درباره ویژگی های شخصی فرد یا گذشته او نگرشی ارايه دهد .
مصاحبه این فرصت را فراهم می آورد که کلام خود مصاحبه شونده لحن صدا و مشخصه های طرز بیان او را بشنویم . آیا مصاحبه شونده هنگام سخن لبخند می زند؟ آیا هنگامی که هیجان زدگی یا احساسات بر تنفس او اثر می گذارد، صدایش کمی لرزان می شود ؟..." [بيشتر]
"... اينترنت در حوزه علميه قم به چشم رسانهاي تازه نگريسته ميشود. این روزها كمتر مدرسه و موسسه حوزوي است كه رايانه جز وسایل اولیه اتاقهای آن نباشد يا كمتر روحاني است كه میل به داشتن اين ابزار شگفت انگيز را پنهان کند. رایانه، در حوزه به نماد واپسين فرآورده تجدد بدل شده و همهچيز درحال ترجمه به زبان صفر و یک است؛ از درس خارج فقه گرفته تا اذان و اقامه، آموزش تا اطلاعات دفتری و اداری حوزه و از پاسخ به استفتاها تا پرسشهاي شرعي..." [كامل]
"... معمولا روزنامهنگار حرفهای با سابقه، برای هر جايی که کار کند، حاضر نيست از حدی به لحاظ کيفی پايينتر بيايد، و برای امضای خود ارزش قايل است. زير بار سانسور بیدليل نمیرود و اگر مطلبش را قيچی کنند، آن را از توی صفحه در میآورد. سردبير با احترام از او میخواهد که فلان قسمت را اصلاح کند، تا دچار مشکل نگردند و..." [متن]
"... به نظر من در ایران روزنامه صرفا حزبی نمی توانیم داشته باشیم، هر چند که نام حزبی بر پیشانی روزنامه نقش بسته باشد. احزاب جز برای صفحه سیاسی و گاهی صفحه اجتماعی و اقتصادی گفتار تولید نمی کنند و خود نیز می دانند که نمی توان صرفا با اتکا بر گفتار تولیدی آنان روزنامه خواندنی منتشر کرد. البته تا بحث به جای دیگری نکشیده بگویم که هفته نامه های حزبی چند نمونه ای داریم که به نظر من برخی از آن ها به لحاظ حرفه ای (حرفه ای در معنای رعایت تکنیک های روزنامه نگاری) هم موفق اند. در میان احزاب اصلاح طلب هفته نامه های "مشارکت" (حزب مشارکت) "عصر نو" (سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) و در میان احزاب محافظه کار هفته نامه "شما" (حزب موتلفه) را می شناسم که از نظر شکل تولید محتوا هم با هفته نامه های دیگر متفاوت هستند و محتوایشان معمولا محصول جلساتی است که تحریریه دارد و به عبارتی تولید از شکل فردی خارج و به صورت گروهی انجام می شود. به نظر من این پرسش جای طرح شدن دارد که چرا احزاب ایرانی نمی توانند روزنامه کاملا حزبی داشته باشند؟ این پرسش هم می تواند پرسشی برای مطالعات ارتباطی در ایران باشد و هم پرسشی برای مطالعات سیاسی و هم پرسشی برای احزاب..." [كامل]
"وبلاگ ارتباطات 82 یک تجربه از جنسی دیگر بود. داستان از این قرار بود: دکتر محمد سلطانی فر استاد ارتباطات دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات برای یکی از درس های رشته ارتبطات در مقطع فوق لیسانس از من خواست تا در یک جلسه عملی در سایت دانشگاه مبانی وبلاگ را به عنوان یک رسانه به دانشجویان آموزش دهم. نشان به آن نشان که یک جلسه 3 جلسه شد و گروه دیگری نیز به همان سیاق تشکیل شد..." [لینک]
مرتبط: اجتماع مبارک ارتباطاتی ها
"... اگرچه هيچ مدرك مشخصي در اين زمينه وجود ندارد كه به شما اطمينان بدهد كه هداياي تبليغاتي قطعا بازدهاي براي شما خواهند داشت، اما به هر حال انجمن بينالمللي محصولات تبليغاتي پژوهشهاي مستمري را در زمينه روابط هديهدهندگان و هديهگيرندگان انجام ميدهد كه يافتههاي يكي از آنها حاكي از اين است كه آنان كه هديه ميدهند در مقايسه با شركتهايي كه هديه نميدهند دو برابر شانس تماس گرفتن از طرف هديهگيرندگان را دارند..." [كامل]
"... شما احتمالا تابهحال از اين سبک براي ارايه مطالب مختلف به مخاطبين مختلف استفاده كردهايد. اين سبك در دستهبندي مطالب برخي از داستانهاي خبري روش بسيار موثري است، ابتدا چكيدهاي از خبر ارايه ميشود بهطوريكه ذهن خواننده كاملا برانگيخته شود. سپس در قسمتهاي بعدي خطوط اصلي داستان مطرح ميشود..." [بيشتر]
"... از همه دوستاني كه دربارهام اين طرف و آن طرف نوشتهاند؛ سپاسگزارم و به خصوص از آنهایي كه برايم ايميل زدهاند. اجازه دهيد بخشي از يك مطلبم را كه در سال 2004 نوشته بودم نقل كنم و تمام:
يك سر خوب و يك قلب خوب، تركيب وحشتناكي درست ميكند.
من به اين حرف نلسون ماندلا باور دارم.
پس بگذاريد سرم به معلمي بند باشد و دلم از هيچكس دلگير نماند.
و فقط در پاسخ به چند ايميل بگويم، مهم نيست چه کسی چه چيزی درباره من يا شما مینويسد. مهم اين است که چه کسی و چگونه آنرا میخواند..." [اينجا]
کتاب مبانی نظریه های ارتباطی (انسانی ـ اجتماعی) به قلم دکتر غلامرضا آذری و توسط اداره کل آموزش دانشکده صدا و سیما منتشر شد. [بیشتر]
ـ سال ۲۰۰۵ از نظر تعداد خبرنگاران كشته شده ركورددار بود. در اين سال ۶۳ روزنامه نگار در حين انجام وظيفه يا به واسطه بيان عقايد جان خود را از دست دادند كه از سال ۱۹۹۵ با ۶۴ كشته (۲۲ نفر فقط در الجزاير)، سابقه نداشته است.
ـ سال ۲۰۰۵ در حالى به پايان رسيد كه ۱۲۶ روزنامه نگار و ۳ دستيار رسانه در ۲۳ كشور در زندان بودند. چين با ۳۲ زندانى رتبه اول را داشت و پس از آن به ترتيب كشورهاى كوبا، اتيوپى، اريتره و برمه قرار داشتند.
ـ در سال ۲۰۰۵ حداقل ۸۰۷ روزنامه نگار دستگير و ۱۳۰۸ نفر مورد حمله قرار گرفته يا تهديد شدند.
موارد سانســور و تعطيلى رســانه ها در سال ۲۰۰۵ نيز دسـت كم ۱۰۰۶ مورد بود كه بيـش از نيــمى از آن (۵۶۷ مورد) به نپال تعلق داشت.
ـ تغيير قطع و ظاهر روزنامه ها، توسعه ايستگاه هاى راديويى و تلويزيونى، خريد و فروش بنگاه هاى رسانه اى و تعديل يا افزايش كاركنان نمونه هايى از اين تحولات ۲۰۰۵ بود. [متن]
ايرج سبقتي، مدير خبرگزاري قدس به عنوان نماينده مديران در هيات نظارت بر خبرگزاريهاي غير دولتي انتخاب شد. [اينجا]
"... همه، تيتر خواهند زد، روزنامهايي پس از مرگ شارون منتشر نخواهد شد كه حداقل يكي از تيترهاي مهم خود را به اين خبر اختصاص نداده باشد. يك سخت خبر واقعي..." [كامل]
دکتر یونــس شــکرخواه در ۱۴ آگوســت ۲۰۰۲ وبلاگ دات را راه انــدازی کرد. اولین پیام این وبلاگ این بود: "این نخستین پیام است." او هدف خود را از ایجاد این وبلاگ این گونه بیان می کند: "من سعی مـی كنم در اين وبلاگ به ارتباطات از منظر علمی نگاه كنم و اگر دست داد گاه گداری هم چيزهای ديگری بنويسم" و هـــمچنین اگر مـوس را بر روی لینــک دات نگه داریم این جـــمله مــی آید که "دات امتــداد کلاس های من است"... [تحلیل دات توسط فاطمه جناباصفهانی]
"... چه کسی گفته است که سیاسی بودن یک ارزش است که شهروند یا انسانی را که شرافتمندانه به حرفهای سرگرم است بایستی با آن سنجید! و چرا روزنامهنگار را اسیر ابر و باد و مه و خورشید و فلک کشور گل و بلبل میدانید و دیگران را نه. اطمینان داشته باشید با این استدلال نه قاضی، نه بازپرس، نه وکیل، نه نماینده مجلس، نه پزشک، نه سپور و نه هیچکس دیگر نیاز به بهبود کار خویش و افزایش مسوولیت اجتماعی در خود و دیگران نخواهد دید. اگر آن گونه بنگریم، که شما در نگاه به روزنامهنگار به کار گرفتهاید، همه اسیرند..." [كامل]
پدر علم نوين ارتباطات ايران، در بخش پاياني گفتوگوي خود با ايسنا، بخش سوم سند دستور كار اجلاس تونس درباره جامعه اطلاعاتي را مورد بررسي قرارداد.
"... در ماههاي اخير بحثهاي بسياري وجود داشت كه آيا بعد از اجلاس تونس، اجلاس ديگري در خصوص جامعه اطلاعاتي برگزار خواهد شد يا نه؟ چرا كه اين نگراني وجود داشت، اگر اهداف WSIS به طور مستمر پيگيري نشود مانند بسياري از اجلاسهاي بين المللي كه تا به امروز برگزار شده است به فراموشي سپرده شود... سرانجام در ادامه مذاكرات و پيگيري اهداف WSIS تصميم گرفته شد، برنامههاي مورد نظر در اعلاميه اصول و برنامه عمل اجلاس ژنو از طريق سازمان ملل متحد دنبال شود... در همين رابطه در بخش سوم اين سند از بندهاي 83 تا بندآخر (122) سند، حدود 50 راهكار مختلف در زمينه اجراي توصيههاي اجلاس ژنو و تونس و ادامه روند كار ارايه شده است. بر اين اساس در بندهاي 83 و 84 تاكيد شده است، دولتها بخش خصوصي، جامعه مدني و سازمانهاي بين المللي بايد اولويتهاي خود را در حركت به سوي جامعه اطلاعاتي مشخص كنند. همچنين بند 85 مطرح كرده است، دولتها نقش اصلي را در اجراي توصيههاي برنامه عمل ژنو در سطح ملي و منطقهاي دارند..." [متن]
بخش اول و بخش دوم گفتوگوی ایسنا با دکتر كاظم معتمدنژاد
"حدود و ثغور امنيت ملي و خطوط قرمز آن همواره يكي از دغدغههاي رسانهها به ويژه مطبوعات در كشور ما بوده است چرا كه مشخص نبودن خطوط قرمز همواره يكي از عوامل اساسي خودسانسوري در مطبوعات است همچنين از آنجايي كه هيچ رسانهاي علاقمند به خطر افتادن امنيت ملي كشورش نيست پرداختن به حدود امنيت ملي و آگاه كردن رسانهها از خطوط قرمز براي انجام يك فعاليت مفيد و سازنده ضروري به نظر ميرسد..."
[رضاييان، روغنیها، نقيبالسادات، عقيلی، گرانمايهپور، نفيسی و كيا به ايسنا پاسخ دادند]
"حالا که کل واحدهای درسیام را تمام کردهام، شاید بتوانم با کمی احتیاط سیستم آموزشی دانشکده ارتباطات UPM و علامه طباطبایی را مقایسه کنم..." [اینجا]
"... بيشتر که فکر میکنم میبينم که بهتر است ما ببينيم آدمهايی مثل شکرخواه چه میگويند و ما چه استفادهای از آنها میکنيم. کمتر زمانی بوده است برای من لااقل که وبلاگ شکرخواه را در بیحوصلگی توانسته باشم بخوانم، چون آنقدری برايم فايده و سود داشته است که هر بار مجبور بودم با فراغبال، نه مانند آنچه در ديگر وبلاگها میخوانم، از نوشتههای استادی استفاده کنم که هنوز هم در ارايه توانايیهايش جا دارد. اين که بهتر از هر کسی توانسته فضای مجازی را درک کند و آنرا به کار بندد کمنظير است. در همين دانشگاه به قول هودر طباطبايی، حسينجان اين دفعه که ايران آمدی حاضرم ببرمت با بچههای فوق ليسانس صحبت کنی تا ببينی که تا چه اندازه مايلند شکرخواه استاد يکی از درسهايشان باشد؛ برای من و هم دورهایهايم که در اين خواست و البته بهتر بگويم نياز استثنايی وجود نداشت..." [كامل]
در همين باره:
در ستایش یونس شکرخواه
قرص خورشيد در سياهی شد، يونس اندر دهان ماهی شد
در دفاع از یک حق نه شکرخواه
"روش گل، روشی است که توسط آقای لاروگیله لند جهت آمادگی برای مصاحبه پیشنهاد شده است. به عقیده او بسیاری از مصاحبهها بر پایه این روش پیکرهبندی میشوند. اگر با استفاده از این ایدهها یعنی اهداف، موانع، دستاوردها و ساماندهی چارچوب مصاحبه خود را پایهریزی کنید، پاسخهای سوالهای چرا؟، چگونه؟ و چهچیز را خواهید یافت..." [بيشتر]
"... پانزده درصد از كل روزنامه هاي جهان در چين منتشر مي شوند و همين امر چين را به بزرگترين كشور دارنده روزنامه در جهان تبديل كرده است..." [اينجا]
مجيد رضاييان: "... بايد ابتدا سه محور سياستها، قانون و هنجارها در يك جامعه پذيرفته شود تا نسبت رسانهها با امنيت ملي و خطوط قرمز آن روشنتر گردد. سياستها اولين معيار در تشخيص نسبت رسانهها با امنيت ملي در اين تقسيم بندي است، بنابراين رسانهها معمولا دو نوع نگاه انتقادي و اصلاح گرانه در برخورد با سياستها دارند. البته در اين نوع نگاه، حمايت قانوني از نظام جزو آن به شمار ميرود. ولي رسانهها نبايد رسالتهاي خود را در ارزيابي و نقد سياستها به فراموشي بسپارند... رسانهها نسبت به "قانون" سه رويكرد فرهنگ سازي، حمايت گرانه و اصلاحي دارند. همچنين سومين پايه، "هنجارها" هستند كه رسانهها بايد نسبت به هنجارها نيز همان ديدگاههاي فرهنگ سازي، حمايت گرانه و اصلاحي را داشته باشند... اگر بپذيريم بايد مطبوعات حرفهاي با رويكردهاي تحقيقي، تعقيبي و گزارش اجتماعي در جامعه ما رشد كنند به ناچار بايد سياستها، قانون و هنجارهاي موجود در جامعه را بپذيريم تا قاعده بازي هم براي رسانهها و هم مسوولان كشور مشخص شود، اما متاسفانه در كشور ما اين نقطه، آغاز ابهام و بلاتكليفي است..." [کامل]
جلسه رسيدگي به اتهامات مديرمسوول شرق، صبح امروز با شكايت سه شاكي خصوصي و نماينده مدعيالعموم در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد. [جزئيات]
"چند وقتی است که صحبت از موزه ارتباطات مطرح است. همان طور که از نام آن پیداست تفاوتش با موزه های دیگر در نوع ساختار و رمز و راز ارتباطاتی آن است. کارشناسان معتقدند این چنین مکان هایی فضای مناسب فرهنگی را برای ترویج ارتباطات و فناوری اطلاعات فراهم می آورد..." [بیشتر]
"... اگر حالا مى بينيد كه تعداد اين خبرگزارى ها زياد شده، اين تكثر را نبايد منفى ديد. من هم به شخصه اين پديده تكثر خبرگزارى ها را به عنوان يك روند مثبت در نظر مى گيرم و آن را منفى نمى دانم. ساير رسانه ها هم اگر از اين خبرگزارى ها استفاده بكنند سبب متنوع تر شدن كارشان مى شود و مديريتشان بهتر شده، جامعه هم براى مثال مى تواند از محتويات مطبوعات و ساير رسانه ها استفاده بكنند.
مسلما به مرور و با گذشت زمان در آينده بتدريج مشخص خواهد شد كه كداميك از اين خبرگزارى هاى جديد نمى تواند باقى بماند و كداميك مى تواند به كارش ادامه بدهد. اين وضعيت مسلما در زمانى كه نظام مندى خودش را پيدا كند و قانونى برآن حاكم شود و اوضاع اينها از طريق قانون ساماندهى شود، مسلما زمان بهتر معلوم مى كند كه چه كسى مى تواند در اين ميدان باشد يا نباشد.
ما الان طرحى را دنبال مى كنيم به نام "طرح نظام حقوقى جامعه رسانه ها"، كه در آن بايد اشاره اى به تاسيس خبرگزارى ها، تعريف و جايگاه حقوقى آنها هم بشود و طبيعتا من معتقدم همان طور كه براى تاسيس يك موسسه مطبوعاتى قانون و مقرراتى تعيين شده، بايد براى تاسيس يك خبرگزارى درسطح كشور هم قانونى وجود داشته باشد، منتها بايد هر آنچه كه درمورد مطبوعات اعمال كرده اند در مورد تاسيس خبرگزارى هم اعمال بشود. براى مثال اگر گفته شده يک روزنامه قبل از تاسيس بايد ثبت بشود و انتشار آن نياز به مجوز ندارد اين موضوع بايد درباره خبرگزارى ها هم اعمال بشود. همچنين بايد درچارچوب چنين قانونى تاسيس خبرگزارى ها هم آزاد بشود و باز درهمين چارچوب بايد محدوده هاى قانونى فعاليت هاى اقتصادى و تامين آزادى هاى حرفه اى اينگونه مؤسسات و سازمان ها هم معلوم باشد و كار و فعاليت هاى آنها بايد از يك نظام مندى خاص خود برخوردار باشد..." [کامل]
بخش اول گفتوگوی روزنامه ایران با دکتر کاظم معتمد نژاد
"... خبر در روزنامه نگاری ما خبر مجرد است، مجرد و نامربوط به رویدادها و خبرهای دیگر. روزنامه نگار و خبرنگار با اکتفا کردن به دیده ها و شنیده های خود رویدادی را از متن رویدادها جدا می کند و از آن خبر می سازد، بدون این که از ارتباط آن خبر با رویدادها و خبرهای دیگر مطلع شود، در حالی که این ارتباط ها برای خبر معنا می سازد. ما برای این که بتوانیم چنین نگاهی به خبر داشته باشیم نیازمند نگاهی معرفت شناسانه ایم، نیازمند چارچوب های تحلیلی هستیم که تنها با شم خبرنگاری و مشاهده و دقت و... به دست نمی آید..." [متن]
"... مهمترین ویژگی فضای ارتباطی حج، زمینه یا کانتکست (context) آن است. بر پایه دانش ارتباطات، علاوه بر این که برای هر ارتباطی، فرستنده، گیرنده و پیام خاص در نظر گرفته میشود، هر ارتباطی زمینههایی دارد که هم شامل "سخت زمینه" و هم "نرم زمینه" است. شما وقتی در آسانسور قرار دارید، خود این فضای دربسته کوچک که همان سخت زمینه است، فاصله بسیار کم دیگران در کنار شما و مسایلی از این قبیل، نوع و نحوه ارتباطی را که با آدم های داخل آسانسور برقرار میکنید، به شما تحمیل میکند. مثلا در آسانسور نمی توانید به صدای بلند و یا در باره موضوع خصوصی صحبت کنید. همین مساله سبب میشود که ارتباط شما با دیگران در فضایی دیگر مثل کافیشاپ یا مسجد، از نوع دیگری باشد. این نوع زمینه، همان سخت زمینه است. گاهی در یک مکان یا بهعبارتی در یک زمینه سخت، چندین نرم زمینه میکند. مثلا فضای ارتباطی که در خانهای مشخص، از برگزاری یک جشن به وجود میآید، با فضایی که در همان خانه از برگزاری مجلس عزا ایجاد میشود، فرق دارد و دو نوع ارتباط را تحمیل میکند..."
[بخش نخست | بخش دوم | بخش سوم | بخش پايانی]
دکتر امید مسعودی: "... دولت بايد حمايتهاي مالي و معنوي در جهت رشد و توسعه كتابهاي تخصصي به ويژه در عرصه تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات انجام دهد..." [متن]

"دكتر كاظم معتمد نژاد پدرعلوم ارتباطات اجتماعى در ايران. او بعد از انقلاب ميدان را خالى نكرد و براى احياى رشته هاى دانشگاهى اين بخش از علوم قدرتمندانه و متفكرانه براى زنده نگهداشتن كرسى هاى اين علم در دانشگاه هاى كشور به صورتى خستگى ناپذير تا احياى كامل آن پيش رفت. براى اثبات اين ادعا همين بس كه او هنوز در سنگر اين مبارزه و مقاومت، قرص و محكم بدون آنكه در برابر گذشت زمان و فرا رسيدن تدريجى دوران كهولت عقب نشينى بكند، كما فى سابق روى پاها و زانوان هميشه تواناى خود بدون عصا و بدون عينك، ايستاده است و به ادامه خدمات خود به طالبان و عاشقان علوم اجتماعى مى آموزد..." [گفتوگوی روزنامه ایران با دکتر کاظم معتمد نژاد]
"... سازمان خبرنگاران بدون مرز اعلام كرد سال گذشته 63 روزنامهنگار و پنج دستيار آنان در سراسر جهان كشته شدند. به بيش از 1300 خبرنگار حمله شد يا آنان را تهديد و بيش از 800 نفرشان را نيز بازداشت كردند. براساس گزارش سازمان فوق تنها نشانه خوب اين بود كه تعداد خبرنگاران بازداشت شده در سال گذشته به نسبت سال 2004 از 907 مورد به 807 مورد كاهش يافت..." [بیشتر]
"... تبليغات نيرومندترين ابزار آگاهي بخش در شناساندن يك شركت، كالا، خدمت يا انديشه و ديدگاه است. تبليغات هنگامي به خوبي كارساز است كه محدود به بازار هدف باشد. پس اولين گام در تبليغات، بررسي و شناسايي دقيق مخاطبان هدف از جنبه هاي مختلف فرهنگي، اقتصادي، جمعيت شناسي و... است. بايد پذيرفت كه هر فعاليتي در بازاريابي رقابتي از جمله تبليغات مي بايست با تحقيقات بازاريابي شــروع شود. به همين دليل اســت كه تحقـيقات و پژوهــش را به عنــوان اولين گام در فرمول گام هاي بنيادين فرآيند بازاريابي قرار داده اند..." [قسمت اول | قسمت دوم]
"دکتر غلامرضا آذری کتاب جدید خودشان تحت عنوان مقدمه ای بر اصول و مبانی ارتباطات را امروز به من هدیه داد، کتاب جالبی است..." [اینجا]
دکتر کاظم معتمدنژاد، پدرعلم نوين ارتباطات ايران، بخش دوم سند دستور كار اجلاس جامعه اطلاعاتي تونس را در گفتوگو با ایسنا بررسي و تشريح كرد. [کامل]
بخش اول گفتوگوی ایسنا با دکتر کاظم معتمدنژاد
دكتر علي اصغر كيا مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي گفت: از سال جديد براي دانشجويان علوم ارتباطات برحسب گرايش گذراندن دو واحد "كارورزي" اجباري ميشود. [جزئیات]
برخي از وقايع مهم تاريخ اينترنت در ايران را می توانید اینجا ببینید.
"... عبدالمجيد رياضى از جمله مديرانى است که با حضور محمد سليمانى در وزارت ICT از ميدان نوبنياد به خيابان شريعتى آمده است. او اگر چه در ابتدا به عنوان معاون فناورى اطلاعات وزارت ICT وارد همان اتاقى شد که پيش از او محمد صدرى در آن اتاق پيگير امورات IT کشور بود اما او امروز نه تنها در طبقه هفتم وزارت ICT (که از پنجره اتاقش چشمانداز تهران دودآلود به چشم مىخورد) بر صندلى معاونت فناورى اطلاعات تکيه زده است بلکه با انتخاب محمود احمدىنژاد ـ ریيس جمهور ايران ـ به عنوان نخستين دبير شوراى عالى فناورى اطلاعات که در اواخر دولت سيد محمد خاتمى موجوديت يافته انتخاب شده است... شوراى عالى فناورى اطلاعات همان کشتى است که دولت خاتمى لزوم ساخت آن را دريافت اما به دوران او مجال نداد و امروز توسط محمود احمدىنژاد به آب انداخته شده و قرار است اين شورا 70 ميليون ايرانى را در درياى مواج فناورى اطلاعات با آرامش به ساحل ناشناخته ببرد..." [کامل]
"... اين آقاي دكتر تژاي ميرفخرايي كه او را با ترجمه خوبش در كتاب فيلترهاي خبري نوشته نوام چامسكي مي شناسيد، يك كار جديدش ماه آينده منتشر مي شود. اين كتاب را كه انتشارات سروش چاپ و منتشر مي كند، "مفاهيم اساسي در خبر تلويزيوني" نام دارد..." [بیشتر]
شماره دوم "فا"، ماهنامه فن آوری اطلاعات و ارتباطات، در ۶۴ صفحه و به قیمت ۲۰۰۰ تومان منتشر شد.
اما عناوین شماره جدید این ماهنامه:
بررسی روند اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی از ژنو 2003 تا تونس 2005 / فرنود حسنی
مديريت دانش، بايدها و نبايدها / رويا مراديان مينا
در آمدي بر بحث فن آوری اطلاعات / بابك رضايی باستانی
تحولات ساختاری فن آوری اطلاعات و آموزش الكترونيک / رامين صادقی
بررسی دانشگاه مجازی و سيستم های فراگيری الكترونيكی
بسوی تجارت الكترونيكی / يعقوبعلی حيدريان
كارفرمايی تامين سيستم های نرم افزاری / عبدالرضا احسانی
كسب و كار اينترنتی / مهدی عليخانی
نظام صنفی رايانه ای / محمدعلی جلالی
"... اصل این مطلب به این جمله بر می گردد که وبلاگ رو در رو و چند وبلاگ دیگر کم کم دارند به انحصار وبلاگ دات در عرصه ارتباطات پایان می دهند...
تصور می کنم کمتر کسی در مورد نقش بی بدیل استاد شکرخواه در "سایبر کردن" بسیاری از استادان و کارشناسان و حتی کمک های نرم افزاری به آنها تردیدی داشته باشد. بی انصافی است که به جای تقدیر از فردی که برغم مشغله فراوان کاری، قسمت عمده ای از وقت خود را به ارایه مطالب دست اول اختصاص داده و علاوه بر ارایه نگرش ها و نظریه های جدید، به علاقمندان دید و سمت و سو می دهد، چنین برخورد کنیم..." [اینجا]
"روزنامه وال استريت ژورنال يكي از انتشارات اصلي نخبگان اقتصادي و مالي آمريكا سه هفته قبل (13 دسامبر 2005) تيتر صفحه اول خود را به خلاف كاري و روش هاي نادرست روابط عمومي و بازاريابي شركت هاي بزرگ آمريكا در مجلات و فصلنامه هاي علمي و پزشكي آن كشور اختصاص داده بود. اين روزنامه كه نبض صنعتي، تجاري و بانكي آمريكا را تحت نظر دارد گزارش داد تعداد زيادي از مقالاتي كه در مجلات علمي آمريكا تحت نام پژوهشگران و دانشمندان سرشناس دانشگاهي منتشر مي شود در حقيقت توسط نويسندگان ناشناس نوشته شده است كه از طرف بنگاه هاي روابط عمومي و تبليغاتي استخدام شده و هزينه آنها را شركت هاي بزرگ داروسازي پرداخت مي كنند..."
[مقاله پروفسور حمید مولانا در روزنامه کیهان]
"كميته حمايت از روزنامه نگاران اعلام كرد 47 روزنامه نگار سال 2005 كشته شدند. به نوشته الجزيره، اغلب اين افراد قرباني رويكرد سياسي يا شغل خود شدند.
به گزارش كميته حمايت از روزنامه نگاران، 22 روزنامه نگار فقط در عراق كشته شدند و به همين دليل، اين كشور، خطرناك ترين كشور خبري جهان در سال 2005 شناخته شد.
فيليپين دومين كشور خطرناك جهان در سال 2005 شناخته شد. در اين كشور چهار روزنامه نگار كشته شدند. پس از فيليپين نيز لبنان در اين فهرست قرار مي گيرد. سمير قصير و جبران تويني، روزنامه نگاران كشته شده لبناني هستند.
روسيه، بنگلادش، پاكستان، سريلانكا و سومالي از ديگر كشورهاي خطرناك براي شغل خبرنگاري به شمار مي روند..." [کامل]
در همین باره:
سالى كه اصحاب خبر، خبرساز شدند
علت اصلی كشتهشدن روزنامهنگاران در سال 2005 شليکهای هدفمند بوده است
"... پژوهشگران مديريت ارتباطات برآنند كه مدير رسانه در طيفي قرار دارد كه يك سوي آن اعمال قدرت است و سوي ديگر آن اعمال آزادي است. مدير هر قدر از اعمال قدرت دور مي شود به آزادي نزديك تر مي شود و بالعكس. در نمونه اعمال قدرت محض، به نظر ليكرت، در نظام آمرانه يا مستبد (Telling) همه چيز به ديگران ديكته مي شود و نهايتا به انحصار (Monopdy) مي انجامد. مثال بارز آن در دوران آلمان نازي ديده شده است كه معمار مسلم آن، وزير تبليغات آلمان، گوبلز بود. در اين دوران است كه نظريه سبع يعني رسانه انحصار پيام را به خود اختصاص داده بود. بدين صورت كه محيطي چند صدايي به وجود آورده بودند، اما افراد از اين چند صدايي تنها يك صدا را، كه همان هدف حكومت و نظام بود، مي شنيدند و مخاطبان نيز فقط به اين صداها بايد گوش فرا مي دادند، بدين صورت بوده و هست كه انديشه انسانها تسخير مي شود.
مديريتي را كه در اين طيف، در بخش اعمال آزادي قرار دارد، مي توان در كشورهاي غربي و آمريكا جست وجو كرد. اگرچه اين آزادي مديريت كه در رسانه هاي اين كشورها بيان شده به ظاهر چند صدايي است، اما در باطن انحصار مطلق است. در اين جوامع با اين كه، بر اساس نظريه جريان آزاد اطلاعات هر كسي حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است كه عقايد خود را بدون بيم و اضطراب بيان كند، اما در باطن، كساني مي توانند از رسانه استفاده كنند كه ويژگي هاي مورد نظر سرمايه داري را دارا باشند. اما قطب ديگري از جوامع و نظامها هستند كه مديريت رسانه هايشـــان سعي در تلفيــق ايـن دو طيف قــدرتمند و آزادي را دارد، يعنــي اين كه صلاحيــت خود را بر اساس موقعــيت هاي زماني و جهانــي ارزيابـــي مي كنند و سعي در ادغام آن دارند. اين نوع هدايت هاي رسانه اي را مي توان در برخي از كشورهاي غيرمتعهد و اسلامي، از جمله ايران، مشاهده كرد. در اين نوع مديريت نه حاكم سخنور مطلق است و نه جامعه آزادي كامل دارد..." [متن کامل]
"... روشهاي بسيار متنوعي براي چاپ روي كاغذ، مواد مختلف و اشياي گوناگون وجود دارد و انواع ماشينآلات كوچك و بزرگ براي كارهاي خاصي ابداع شده و مورد استفاده قرار ميگيرند. بد نيست توجه شود كه از صفحه ساعت مچي گرفته تا تيشرت و صفحه كليد كامپيوتر و كتاب و روزنامه و ملحفه و پانل روي اجاق گاز و بيلبوردهاي تبليغاتي و قطعات صنعتي و انواع بستهبنديها و ... همه به نوعي چاپ شدهاند..." [بیشتر]
"... دو روزنامه نگار در حال راه اندازي يك كافي شاپ براي روزنامه نگارا هستن. اسم كافه اول قرار بود "كافه نيوز" باشه ولي بعدش شد "كافه تيتر". هنوز نمي تونم دقيق بگم جاش كجاس ولي قطعا توي محدوده بلوار كشاورز شروع به كار مي كنه..." [اینجا]
شماره جدید ماهنامه تکفا با مروری بر تاریخ شفاهی فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران منتشر شد. [بیشتر]
"... Globe به معني سرتاسر کره زمين است اما اغلب واژه جهان را به جاي آن به کار برده اند... مي توان Globalization را هم جهاني سازي و هم جهاني شدن ترجمه کرد. اختلاف نظر بين انديشمندان ايراني در زمينه Globalization از كاربرد معادل های فارسي اين کلمه انگليسي آغاز مي شود.
مخالفان Globalization، استدلال مي کنند که جهاني سازي يک طرح (Project) از پيش برنامه ريزي شده توسط کشور هاي سرمايه داري براي غارت ثروت کشور هاي عقب نگه داشته شده، افزايش سلطه سياسي و ترويج فرهنگ سرمايه داري در اين کشورهاست و اين طرح به صورت آگاهانه اي به سود کشور هاي سرمايه داري و زيان کشور هاي ديگر برنامه ریزی و هدايت مي شود. سازمانهاي جهاني همانند WTO نيز مجري آن هستند.
موافقان Globalization استدلال مي کنند که جهاني شدن يک فرايند (Proccess) غير قابل كنترل است كه بيشتر تحت تاثير فناوري هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي شکل مي گيرد. در ديدگاه اين دسته از صاحب نظران، جهاني شدن يک فرايند اجباري و رو به رشد است که کشور ها را از آن گريزي نيست و شكل گیری سازمان هايی همچون WTO نيز بنا به ضرورت عصر جهانی است..." [کامل]
"... سيستم رسانههای ملی، تا قبل از دهههای هشتاد و نود، با مالکيت داخلی صنايع راديو، تلويزيون و روزنامه مشخص میشد. در آن زمان، بازارهای فيلم، نمايشهای تلويزيونی، موسيقی و کتاب اهميت بيشتری داشتند. به تدريج و کم کم اين تمايل در بازارها به وجود آمد که زير سلطة شرکتهای آمريکايي، قرار گيرند؛ اما منافع تجاری بومی، که بعضاً با سرويسهای رسانهای مورد حمايت دولت، يکی هستند، از قبل زير سلطة سيستم رسانهای قرار داشتند. همة اينها به سرعت و به صورت پی در پی دچار تغيير شدند. هرچند سيستم های رسانهای قبلاً ابتدائاً ملی بودند، اما در طی چند سال گذشته، يک بازار رسانهای تجاری جهانی ظهور پيدا کرده و آنها را در اختيار گرفته است. برای اينکه انسان بتواند درک درستی از رسانههای امروزين و آينده داشـته باشد، بايد نخسـت ســـيستم جــهانی را بفــهمد و ســپس تفاوت ها را در سطوح ملی و محلی مورد توجه قرار دهد..." [متن]
کتاب "روزنامه نگاری الکترونی" نوشته مایک وارد است که دکتر علی اصغر کیا آن را به فارسی ترجمه کرده و به تازگی نیز از سوی موسسه انتشاراتی روزنامه ایران چاپ و منتشر شده است.
دکتر علی اصغر کیا در مقدمه خود بر این کتاب آورده است: "آیا در هزاره سوم روزنامه های کاغذی جای خود را به روزنامه های الکترونی خواهند داد؟ این پرسش یکی از پنج سوال بزرگ سمینار سوالات فرانکفورت در سال ۲۰۰۱ بود که هنوز بی پاسخ مانده است.
روزنامه نگاری در فضای سایبر خوابی است که که خیلی زود تعبیر شد و خواب روزنامه نگاران قدیمی را آشفته کرد. مو سپید کرده های رسانه های نوشتاری حضور روزنامه های الکترونیکی را تاب نیاوردند و نور زننده مانیتورها و رقص کلمات را به سخره گرفتند اما نسل جدید روزنامه نگاران با لقب یقه طلایی ها از راه رسیدند و روزنامه نگاری نوینی را معرفی کردند. بی تردید روزنامه نگاری در فضای سایبر جریان غالب است و کیوسک های محقر مطبوعاتی این انفجار اطلاعات را تاب نخواهند آورد.
متاسفانه در دوره ای روزنامه نگاری در ایران سیر قهقرایی داشته و اکنون دوره پیشامدرنی را سپری می کند. در دهه اخیر هجوم نسل ناوارد در عرصه روزنامه نگاری برای این حرفه آینده ای نامعلوم ترسیم کرده است که همین امر آینده درخشان سایبر ژورنالیسم را در هاله ای از ابهام فرو برده است. از سوی دیگر محدودیت های اعمال شده در سایبر ژورنالیسم می تواند دلیل دیگری برای ماندن در دوره پیشامدرن ورشد میانمایگی در عرصه ژورنالیسم الکترونی به حساب آید. چند سال دیگر به یکی از پنج سوال قرن پاسخ داده خواهد شد و نسل جدید روزنامه نگاران از چهار گوشه جهان صفحات خود را برای رسانه های خود "ایمیل" خواهند کرد و در یک کلام "روزنامه" به "لحظه نامه تغییر نام خواهد داد. این تحول می تواند با خارج کردن فرآیند توزیع، از چرخه حرفه روزنامه نگاری، یک عصر طلایی را برای روزنامه نگاران رقم بزند... هزاره سوم از راه رسیده است. کاغذ اخبار باید به موزه فرستاده شود. سایبر ژورنالیسم با یقه طلایی ها از راه می رسد و عصر طلایی روزنامه نگاران آغاز می شود. آن روز انسان پاسخ یکی از پنج سوال بزرگ قرن را خواهد دانست..."
این کتاب که هدف اصلی آن معرفی اصول و مهارت های روزنامه نگاری الکترونی است غیر از مقدمه مترجم در هفت فصل تنظیم شده است که عناوین آنها به شرح زیر است:
ـ روزنامه نگاری الکترونی چیست؟
ـ جوهره روزنامه نگاری الکترونی
ـ تحقیق و گزارش آن لاین
ـ نوشتن
ـ ساختار داستان نویسی آن لاین
ـ چه کسی از اچ.تی.ام.ال (زبان علامت گذاری ابرمتن) می ترسد؟
ـ طراحی منبع شبکه اطلاعاتی
عنوان اصلی: Online Journalism
نویسنده: مایک وارد / مترجم: علی اصغر کیا / ناشر: موسسه انتشاراتی روزنامه ایران / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۶۲ / قیمت: ۲۶۰۰۰ ریال
"شاخص اصلى توسعه مطبوعات در سطح جهانى سرانه روزنامه براى هر هزار نفر و وزن سرانه مصرف مطبوعات به كيلوگرم است. شاخص هايى مانند تعداد نشريات در حال انتشار، تعداد مجوزهاى صادر شده از سوى هيات نظارت بر مطبوعات و امثال آن در واقع شاخص نيستند و فقط تغييرات مطلق را اندازه گيرى مى كنند. اين شاخص ها در واقع قادر به لحاظ كردن تغييرات جمعيتى، رشد شهرنشينى، افزايش سطح سواد و تحصيلات و به طور كلى افزايش تقاضا براى مطبوعات نيستند. شاخص هاى اصلى كه در آمارهاى بين المللى مورد توجه قرار مى گيرد سرانه روزنامه و وزن سرانه مصرف مطبوعات است. حال سئوال اينجا است كه چرا به ازاى هر هزار نفر در ايران فقط تا حدود ۳۰ نسخه براى هر نفر مى رسد؟" [متن کامل]
شماره ۵۶ و ۵۷ ماهنامه افق ویژه "مدیریت و برنامه ریزی در خبر" توسط آموزش معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما منتشر شد.
در این شماره می خوانیم:
خبر و رسانه های دولتی / دکتر مصطفی ملکی
طراحی سناریو جریان خبر / دکتر محمد سلطانی فر
مدیریت خبر با محوریت دانش / سهیلا بورقانی فراهانی
مدیریت کارکرد خبری رسانه در مواجهه با بحران / محمود رضا مرتضوی
مدیر خبر مساوی است با سنسوری قوی / گفتوگو با دکتر علی اکبر فرهنگی
طراحی استراتژی های خبری آینده گرا / رها خرازی آذر
تصمیم گیری در مدیریت خبر / عزت ا... خوشدل
کیفیت سنگین تر از کمیت / گفت و گو با دکتر محمد سلطانی فر
مدیریت توسعه گرا و کیفیت نگر / سید محمد حسینی پور
مدل های اسلامی و غربی مدیریت تولید و انتشار اخبار / حمید رضا حسین
برنامه ریزی و جدول برنامه خبری / محمد تقی روغنی ها
مدل معماری خبر؛ اوج مدیریت و برنامه ریزی جهانی در خبر / عطاء ا... ابطحی
گفتمان مدیریت اخبار و برنامه های سیاسی / پروین حیدری
برنامه های سیاسی و مدیریت بحران / دکتر مهدی رهبری
مخاطبان اخبار ورزشی چه می خواهند؟ / مازیار ناظمی
بانک اطلاعات خبر و مدیریت بحران / ژیلا چینی ساز
ملاحظاتی در تدوین و نشر خبر / حسین خزایی
مدل های حرکت یا جریان خبر / زهرا نظر محمد نرگسی
افکار عمومی و مدیریت خبر / سید علی سیدی
انجمن صنفي روزنامهنگاران جوان نشستي را تحت عنوان "آسيبشناسي هشت سال روزنامهنگاري دوران اصلاحات" برگزار خواهد كرد.
در اين نشست، ماشاءالله شمسالواعظين و امير محبيان، احمد زيدآبادي و عباس سليمي نمين پيرامون دو موضوع "مطبوعات و خطوط قرمز حاكميت" و "مطبوعات؛ رسانه يا حزب" به سخنراني خواهند پرداخت.
اين نشست روز پنجشنبه، پانزدهم دي ماه از ساعت 14 در سالن اجتماعات انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران برگزار خواهد شد. [لینک]
با دستور هيات نظارت بر مطبوعات، روزنامه "آسيا" توقيف موقت شد و پرونده آن برای رسیدگی به دادگاه مطبوعات فرستاده شد. [جزئیات]
"... مديريت داراييهاي رسانهاي ميتواند با غلبه بر چالشهاي فراروي شركتها توان رقابتي آنها را افزايش دهد. اما چه ريسكهايي در اين مسير نهفته است؛ مديريت داراييهاي رسانهاي براي كساني كه از آن صرفا در مسير بهينهسازي فرايندهاي داخلي استفاده ميكنند، چالش ويژهاي در بر ندارد، اما ميتوان گفت كه ريسكهايي در زمينه سرمايهگذاري و استهلاك (پرداخت اقساط) ممكن است بروز كند. معهذا آنان كه ميخواهند خدمات تازهاي از اين طريق عرضه كنند و سطح ارزش هاي افزوده را در حوزههاي كار با دادهها و در عرصه پيش از چاپ، بالاتر ببرند بايد محاسبه ريسكها را هم بكنند. به دليل وجود همين ريسك است كه شركتهاي چاپي كه ميخواهند از سيستم مديريت داراييهاي رسانهاي استفاده كنند، بايد در جنبه بازاريابي براي خدمات خود به دقت مطالعه كنند. تمام دستاندركاران بازار از مشتريان تا آژانسهاي تبليغاتي ميتوانند در حوزه مديريت داراييهاي رسانهاي سرمايهگذاري كنند. مديريت داراييهاي رسانهاي تنها براي آن دسته از شركتها متضمن ريسك است كه در حوزه صنعت چاپ فعاليت ميكنند و اين در حالي است كه ساير دستاندركاران فرايند توليد رسانهاي از شانس بيشتري براي توسعه قابليتهاي خود برخوردارند..." [یادداشت دکتر یونس شکرخواه در صنعت چاپ]
"... ارتباطات بين الملل را مي توان رشته اي بين رشته اي و حد واسط دو رشته روابط بين الملل و ارتباطات دانست. روابط بين الملل تا چندي قبل به مذاكرات و اقدامات سران كشورها مي پرداخت و داده هاي مبادله شده در جريان ارتباطات ميان ملت ها را بررسي مي كرد، در روابط بين الملل بازيگران اصلي، سياستمداران و رهبران كشورها هستند. در حالي كه ارتباطات بين الملل، روابط بين الملل را از منظر رسانه ها و ملت ها بررسي مي كند و بازيگران اصلي آن رسانه ها و رسانه مداران مي باشند..." [کامل]
کتاب "الفبای ارتباطات"، فرهنگ تشریحی مطالعات ارتباطی و رسانه ای است. این فرهنگ ضمن آشنا ساختن خواننده با مفاهیم پایه ای این رشته، او را آماده خواندن مقالات تخصصی و متون درسی پیچیده تر می سازد.
این كتاب شامل صد و يک مفهوم اصلي و كانوني علم ارتباطات است.
"Communication"يعني چه؟، "information" در علوم ارتباطات چه مفهومي دارد؟ اشاره مفهومي واژه، "feedback" چيست؟،"bias" ،"network" ،"sign" و بسياري ديگر از واژگان نظير اين ها در علوم ارتباطات داراي چه معاني اي هستند؛ در اين كتاب با رويكردي ارتباطي به تشريح مفاهيم ارتباطي اين واژه ها پرداخته شده است.
از برجسته ترین ویژگی های این فرهنگ می توان نکات زیر را برشمرد:
ـ تعاریف دقیق و کوتاه از اصطلاحات و مفاهیم
ـ مثال های جدید و متعدد برای روشن ساختن و بسط تعاریف
ـ طرح مفاهیم و مضامین مشترک به صورت شاخه های معنایی و کاربردی مرتبط
ـ برخوردار بودن از یک مدخل کامل و مجزا در شرح و معرفی "مدل های ارتباطی" [بیشتر]
عنوان اصلی: ABC of communication studies
نویسندگان: دیوید گیل و بریجت ادمز / مترجمان: رامین کریمیان، مهران مهاجر و محمد نبوی / ناشر: دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها / سال انتشار: ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۲۹۵ / قیمت: ۲۵۰۰۰ ریال
مديرمسوول روزنامه جامجم: "... اتكاي مطبوعات به خبرگزاريها سبب شده تا روزنامهها اخبار كمتري توليد كنند و بيرغبتي خوانندگان را پدید آورند چرا كه همه خبرها شبيه به هم شدهاند و اين موضوع مانع از افزايش تعداد مخاطبان ميشود..." [اینجا]
دكتر كاظم معتمد نژاد: "... در سال 1998 در كنفرانس نمايندگان عالي دولتهاي عضو اتحاديه بين المللي ارتباطات دور در (مينياپليس) آمريكا تصميم گرفته شد، اجلاس جامعه اطلاعاتي در دو مرحله و با شركت دولتها، بخش خصوصي، جامعه مدني و سازمانهاي بين المللي برگزار شود... در ميان كنفرانسهاي جهاني كه پيش از اين تشكيل شده بود، اين اجلاس نخستين نمونهاي است كه در طي دو مرحله برپا شده است. همچنين در اجلاسيههاي عالي قبلي تنها نمايندگان دولتها شركت ميكردند، اما در اين اجلاس علاوه بر دو مرحلهاي بودن چهار گروه نمايندگان دولتها، بخش خصوصي، جامعه مدني و سازمانهاي بين المللي، حضور داشتند... در اين دوره با توجه به نقش مهم تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات و فرا رسيدن عصر اطلاعات اين اجلاس از اهميت فراواني برخوردار بود..." [متن]
دکتر یحیی تابش: "... سياستگذاري و اجراي مباحث مرتبط با توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور با توجه به جديد بودن اين بحث در دنيا و پويايي آن نيازمند بررسي دقيق و برنامهريزي است چرا كه سازمان و يا نهادي كه قرار است به عنوان سياستگذار بحث ICT عمل كند، نيز بايد از همان پويايي برخوردار بوده و متناسب با تغييرات سريع فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در دنيا تغيير كند..." [کامل]
اسناد ترجمه شده مربوط به اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی که در تونس برگزار گردید توسط ستاد اجرایی WSIS اعلام گردید. این اسند شامل ۱۲۲ بیانیه می باشد که همچون اسناد ژنو چالش ها و راه های بهتر رسیدن به اهداف فناوری اطلاعات را بیان کرده است. این اسناد شامل بخش های مقدمه، مکانیسم های مالی برای مواجهه و مقابله با چالش های ICT جهت توسعه و پیشرفت، نظارت و کنترل اینترنت، پیگیری و اجرا می باشد که در هر بخش به طور کامل راهکارها بیان شده است. [اینجا]
"سرويس راديويى بى بى سى با تاسيس "شركت پخش [راديويى] بريتانيا" آغاز به كار كرد. اين شركت تجارى را گروهى از شركت هاى الكتريكى انگليسى و آمريكايى كه در انگلستان فعاليت داشتند و ماركونى (مخترع راديو) نيز در ميان آنها بود، در ۱۸ اكتبر ۱۹۲۲ پايه گذارى كردند. در ۱۴ نوامبر همان سال اولين برنامه اين شبكه راديويى از لندن پخش شد و يك روز بعد نيز ايستگاه هاى مستقر در بيرمنگام و منچستر به پخش برنامه پرداختند..." [متن]
در همین زمینه:
اينجا لندن است راديو بى بى سى
شصت و پنج سال از عمر راديو فارسی بی بی سی گذشت
"... اخبار تلويزيوني، قبل از هر چيز مي بايستي بالاترين تعداد بيننده را جذب کند. حال اين از چه طريقي ميسر مي شود، هيچ اهميتي ندارد... موضوع مورد توجه رسانه هاي خبري، قطاري نيست که به موقع به مقصد مي رسد؛ اين اولين قانوني است که در مدارس خبرنگاري آموخته مي شود. حومه شهرها، تنها وقتي که آتش مي گيرند، مطرح مي شوند. آيا خبرنگاران فرانسوي با انتقاد از پوشش خبري مضحک و جنجالي تلويزيون هاي خارجي که از "جنگ داخلي" در فرانسه خبر مي دادند، متوجه نشدند که اين امر دامنگير آنها هم مي شود؟..." [کامل]
"چند روز پيش استاد دات مطلب زيبايي در اطراف مبحث روزنامهنگاري حرفهاي و سياسي و حزبي نوشته بودند با عنوان دال روزنامهنگاری... من كه هرچه گشتم در روزنامهنگاري دال نديدم. اما اتفاقا دو حرف آن توجهم را جلب كرد: نون و گاف..." [متن]
"مستند پژوهشی چشم های شیشه ای حاصل حمله هوشمندانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی به شبکه های الجزیره، العربیه و سرویس جهانی بی بی سی است. این مجموعه چهارده قسمتی در هر سه مرحله تحقیق، تصویر برداری و تدوین با گذار از سطحی نگری و سهل انگاری های مرسوم، با دقتی مهندسی وار به واکاوی ساختارهای اداری، حرفهای و گونه شناسی تعامل این شبکه ها با قدرت ها و دولت ها پرداخته است. این مجموعه به گونه ای طراحی شده که برای بیان تعارضات میان ادعاهای شبکه ها در مورد بی طرفی، دقت و عینیت با عملکرد واقعی شبکه ها نیازی به حضور مجری منتقد یا گفتار متن انتقادی ندارد بلکه رسوا سازی از طرق هوشمندانه دیگری انجام می شود..." [بیشتر]
"... هرگونه بررسي تئوريهاي اوليه امپرياليسم بايد با تفسيرهاي سياسي كلاسيكي آغاز شود كه در پاره آخرين سده نوزدهم به وجود آمد و توسط "هاينريش فريديونگ" به قلمرو دانشمندي آلمان آورده شد. تئوريهاي مربوط به امپرياليسم تا به امروز دستخوش تغييرات و اظهارنظرهاي متفاوت گرديده است. با وجود اين پندارهاي مختلف، همه اين تئوريها به درجات متفاوت، به تفاهم موضوع كمك ميكنند. خطوط كلي تفسيرهاي قابل قبولي از امپرياليسم يا امپرياليسمها را تئوريپردازاني كلاسيك مانند "هابسون"، "هليفردينگ"، "شومپيتر" و "لنين" تدوين كرده بودند. نويسندگان بعدي بر پايه اين مطالعات كوشيدند تا مدلهاي متمايزي به وجود آورند تا پژوهشها و رويدادهاي اخير در وضعيت جهان را به شمار آورده باشند. بايد گفت كه تئوريهاي كهنهتر امپرياليسم بسياري از كاربردهاي خود را از دست دادهاند. اينگونه به نظر ميرسد كه شكل نويني از تئوري مورد نياز است. بايد تمام عوامل و جنبهها و روابط نوين اقتصادي ميان كشورها و شرايط سياسي و روابط سياسي معاصر را مدنظر قرار داد. در اين تئوري نو، بايد اثرات امپرياليسم را به شمار آورد و اين حقيقت را بپذيرد كه شكاف ميان كشورهاي دارا و ندارا پيوسته در حال افزايش است. دوره يا عصر امپرياليسم از آن پيچيدهتر است كه بتوان آن را با يك فرمول ساده توضيح داد. تكنولوژي جديد، بيش از تكنولوژي قديم، از نظر حوزه عمل بينالمللي است و لذا داراي اثرات ويژه براي عملكرد امپرياليسم است..." [کامل]
"اخبار حوزه زنان بيشتر در صفحات اجتماعي، حوادث و خانواده و در مقابل خبرهاي حوزه مردان بيشتر در صفحات سياسي، اقتصادي، ورزشي، انديشه، علمي و معارف گنجانده ميشود... اين در حاليست كه زنان در صفحات حوادث روزنامهها مجرم و يا قرباني هستند و يا اين كه قرباني كتك، خشونتهاي خانگي، فقر بوده و پلههاي دادگستري را براي طلاق گرفتن بالا و پايين ميكنند..." [اینجا]
حسین ابراهیم آبادی: "... بايد طرحهاي پژوهشي و تحقيقاتي حوزه ارتباطات در اولويت فعاليتهاي وزارت ارتباطات و وزارت علوم قرار گيرند..." [متن]

| صفحه اصلی | تماس با من | بايگانی | دریافت با ایمیل | نسخه موبايل |