
"... حداقل كسانى كه در كار نوشتن خبر مقاله و گزارش براى روزنامه و خبرگزارى هستند، جز رعايت ساير استانداردهاى نگارش براى رسانه مطبوع خود، به درست نوشتن آنچه كه مىنويسند نيز توجه داشته باشند. اما انگار گوشهاى شنوا كم شده يا زبان اجدادى ما آنقدر كماهميت، كه كمتر كسى در كوران رساندن خبر به صفحه/سايت به تركيب و استفاده درست واژگان و جملات توجه مىكند. هنوز هم "آخرين فيلم فلان كارگردانِ زنده روى پردهها مىرود"، "پيشنهادات تازهاى درباره فلان موضوع مطرح مىگردد"، "معلمين حقوق عقب افتاده خود را طلب مىكنند"، "فلان سازمان بهمان برنامه فرهنگى را برگزار مىنمايد"، "فلان چيز فلان طور مىباشد"،... و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل" [كامل]
در همين باره: شهر مملو از ديكته پرغلط
باز هم مرتبط:
رضا ولیزاده: "هفته گذشته يه گزارش درباره وضعيت زبان فارسي توي كوچه و خيابون و مكاتبات اداري و... توي روزنامه همشهري نوشتم. چند سال بود كه دلم ميخواست اين گزارش رو بنويسم ولي حيف كه فرصت نميشد. هميشه از اين فعل ميباشد و مينمايد و ميگردد و ... دچار حالت تهوع ميشدم، هرچند كه خيلي از بچههاي روزنامهنگار از اين فعلها و واژههاي ديگهاي كه توي گزارشم بهشون اشاره كردم استفاده ميكنن. فرهنگستان هم يه جوابيه سراسر فحش و فضيحت برام فرستاد..."
علی اکبر قزوینی: "تصمیم گرفتم با گرفتن نقطه مرکزی مطلب رضا ولیزاده (بیتوجهی فرهنگستان به این غلطها)، یک مطلب برای شرق بنویسم... رضا نوشته که فرهنگستان در واکنش به مطلب او یک جوابيه سراسر فحش و فضيحت فرستاده. لابد من هم باید منتظر فحاشیهای آقایان فرهنگی باشم!..."
